توضیح عکس توضیح عکس
توضیح عکس تبلیغات

وبلاگ یک مهندس... - حرف هایی از اینجا واز انجا Personal

وبلاگ یک مهندس...

سال نو مبارک

سالی دگر را پشت سر گذاشتیم با همه فراز و نشیب هایش

امید که در این روزهای پایانی با دلی پرامید و خاطری اسوده تحول ایام را نظاره گر باشیم و اندوخته هایمان روشنی بخش اینده مان باشد.

قلبتان مملو از شادی و روزگار بر وفق مرادتان...

پیشاپیش فرارسیدن سال 1394 را برهمه دوستان و همراهان عزیز شادباش عرض کرده و ارزوی سالی مملو از کامیابی و شادکامی برایتان داریم.

وبلاگ یک مهندس


برچسب‌ها: سال نو مبارک, وبلاگ یک مهندس, اسپاو, فرارسیدن سال نو مبارک, نوروز 1394 مبارک
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 21:58  توسط spow  | 

سندرم تجرد در ژاپن

مردم ژاپن آن‌قدر از برقراری رابطه عاشقانه گریزان شده اند که رسانه‌های این کشور برای این رفتار مردم اسم گذاشته‌اند: "سکاسا شینای شوکوگان" یا "سندرم تجرد".

وزارت بهداشت ژاپن روز اول ژانویه ۲۰۱۵ اعلام کرد که در سال ۲۰۱۴ یک میلیون و ۱۰۰۰ هزار نوزاد در این کشور متولد شده اند که نسبت به سال ۲۰۱۳ کاهشی ۹۰۰۰ نفری داشته است.

کاهش تعداد جوانان و افراد سنین ۱۵ تا ۶۴ سال در ژاپن، رشد ناخالص ملی این کشور را تهدید می‌کند.

کارشناسان می گویند اگر روند کاهش جمعیت در ژاپن به همین ترتیب ادامه یابد، این کشور در نیم قرن آینده یک سوم جمعیت خود را از دست خواهد داد.

یک گزارش روزنامه گاردین نشان می‌دهد که نرخ پایین ازدواج، بچه‌دار شدن و حتی رابطه جنسی در ژاپن باعث شیوع سندرم موسوم به تجرد شده است.

واشنگتن پست هم می‌نویسد این موضوع فراتر از یک 'موضوع ژاپنی' و خصیصه‌های فرهنگی‌ این کشور است و به اقتصاد جهانی مربوط است.

ژاپن سومین اقتصاد بزرگ جهان است که اقتصادش با تجارت جهانی گره خورده و عامل مهمی در بهبود وضعیت اقتصادی همه به شمار می‌رود.

این کشور مهم‌ترین شریک تجاری آمریکا، چین و بسیاری از کشورهای دیگر است و میزان بدهی آمریکا به ژاپن تقریبا هم‌پای قرض این کشور به چین است.

واشنگتن پست می‌نویسد نرخ بچه‌دار شدن ژاپنی‌ها آن‌قدر پایین است که نمی‌تواند اقتصاد سالمی داشته باشد.

یکی از مهم‌ترین دلایل کمتر بچه‌دار شدن‌ ژاپنی‌ها آن است که این‌قدر به رابطه جنسی بی‌علاقه‌اند که قرار عاشقانه نمی‌گذارند و ازدواج هم نمی‌کنند.

بر اساس گزارش مرکز جمعیت‌شناسی ژاپن در سال ۲۰۱۱ و همینطور اطلاعاتی که روزنامه گاردین به تازگی منتشر کرده، تعداد بسیار زیادی از ژاپنی‌ها رابطه جنسی را جذاب نمی‌دانند.

۴۵ درصد زنان و ۲۵ درصد مردان ۱۶ تا ۲۴ ساله به رابطه جنسی علاقه ندارند یا از آن متنفرند.

بیش از نیمی از ژاپنی‌ها مجردند. ۴۹ درصد زنان مجرد و ۶۱ درصد از مردان مجرد ۱۸ تا ۳۴ ساله در هیچ رابطه عاشقانه‌ای نیستند.

تعداد زنان و مردان ژاپنی که رابطه عاشقانه ندارند از سال ۱۹۹۰ تاکنون رشد قابل ملاحظه‌ای داشته است.

یک چهارم ژاپنی‌ها اصلا رابطه عاشقانه نمی‌خواهند. ۲۳ درصد زنان و ۲۷ درصد مردان گفته‌اند علاقه‌ای به هیچ نوع رابطه عاشقانه‌ای ندارند.

بیش از یک سوم از ژاپنی‌هایی که در سن باروری هستند تاکنون رابطه جنسی نداشته‌اند.

موسسه جمعیت ژاپن پیش‌بینی می‌کند زنانی که در اوایل بیست‌ سالگی‌ هستند ۲۵ درصد احتمال دارد که هرگز ازدواج نکنند و ۴۵ درصد احتمال دارد که هیچ وقت بچه‌دار نشوند.

در ژاپن این موضوع تازه‌ای نیست. از سال ۲۰۰۶ زن‌های ژاپنی به خاطر "سوشوکا دانشی" که معنی‌اش "گیاه‌خوار شدن مردها" است اما کنایه از بی‌میلی جنسی آنها است از اینکه مردان به رابطه جنسی با جنس مخالف علاقه ندارند شاکی بوده‌اند.

زن‌های ژاپنی هم به سهم خود از برقراری رابطه عاشقانه اجتناب می‌کنند چرا که قوانین این کشور و عرف‌های اجتماعی حفظ زندگی خانوادگی و موقعیت شغلی را برای زن‌ها دشوار می‌کند.

کاهش جمعیت ژاپن به این معنا است که تعداد کمتری در این کشور کار می‌کنند و میزان تولید هم پایین می‌آید. پدیده ای که بمب ساعتی اقتصادی خوانده شده است.

از سوی دیگر تعداد سالخوردگان در ژاپن در حال رشد است و هزینه مراقبت از آنها بالا است چون به خاطر عمر طولانی، دوران بازنشستگی‌ درازی دارند.

در یک اقتصاد سالم به ازای این تعداد بازنشسته باید به تعداد کافی مالیات‌دهنده وجود داشته باشد اما جمعیت ژاپن هم‌زمان کم و پیر می‌شود.

واشنگتن‌پست می‌نویسد این موضوع فعلا مشکل ژاپنی‌هاست اما پیامدهایش به مردم آمریکا و سایر کشورهای جهان در اقتصاد جهانی هم آسیب می‌زند.

مشکل اینجا است که ژاپن بدهکاران زیادی در جهان دارد. در حال حاضر میزان طلب ژاپن ۲۰۰ درصد میزان تولید ناخالص داخلی این کشور است.

تا وقتی ژاپن رشد می‌کند همه چیز رو به راه است اما با وجود بمب ساعتی جمعیتی این کشور، به سختی می‌شود پیش‌بینی کرد که در طولانی مدت اوضاع چطور خواهد بود.

مقام‌های ژاپنی از کاهش رشد جمعیت‌شان نگران‌اند. یک برنامه ملی زنان و مردان جوان‌ را به برقراری رابطه تشویق می‌کند و به دنیا آوردن بچه‌های ژاپنی بیشتر موضوع بحث سیاستمداران ژاپنی است.

تصویب قانون منع سقط جنین یکی از پیشنهادهایی است که از سوی سیاستمداران ژاپنی ارائه شده است.

مردم ژاپن آن‌قدر از برقراری رابطه عاشقانه گریزان شده اند که رسانه‌های این کشور برای این رفتار مردم اسم گذاشته‌اند: "سکاسا شینای شوکوگان" یا "سندرم تجرد".

وزارت بهداشت ژاپن روز اول ژانویه ۲۰۱۵ اعلام کرد که در سال ۲۰۱۴ یک میلیون و ۱۰۰۰ هزار نوزاد در این کشور متولد شده اند که نسبت به سال ۲۰۱۳ کاهشی ۹۰۰۰ نفری داشته است.

کاهش تعداد جوانان و افراد سنین ۱۵ تا ۶۴ سال در ژاپن، رشد ناخالص ملی این کشور را تهدید می‌کند.

کارشناسان می گویند اگر روند کاهش جمعیت در ژاپن به همین ترتیب ادامه یابد، این کشور در نیم قرن آینده یک سوم جمعیت خود را از دست خواهد داد.

یک گزارش روزنامه گاردین نشان می‌دهد که نرخ پایین ازدواج، بچه‌دار شدن و حتی رابطه جنسی در ژاپن باعث شیوع سندرم موسوم به تجرد شده است.

واشنگتن پست هم می‌نویسد این موضوع فراتر از یک 'موضوع ژاپنی' و خصیصه‌های فرهنگی‌ این کشور است و به اقتصاد جهانی مربوط است.

ژاپن سومین اقتصاد بزرگ جهان است که اقتصادش با تجارت جهانی گره خورده و عامل مهمی در بهبود وضعیت اقتصادی همه به شمار می‌رود.

این کشور مهم‌ترین شریک تجاری آمریکا، چین و بسیاری از کشورهای دیگر است و میزان بدهی آمریکا به ژاپن تقریبا هم‌پای قرض این کشور به چین است.

واشنگتن پست می‌نویسد نرخ بچه‌دار شدن ژاپنی‌ها آن‌قدر پایین است که نمی‌تواند اقتصاد سالمی داشته باشد.

یکی از مهم‌ترین دلایل کمتر بچه‌دار شدن‌ ژاپنی‌ها آن است که این‌قدر به رابطه جنسی بی‌علاقه‌اند که قرار عاشقانه نمی‌گذارند و ازدواج هم نمی‌کنند.

بر اساس گزارش مرکز جمعیت‌شناسی ژاپن در سال ۲۰۱۱ و همینطور اطلاعاتی که روزنامه گاردین به تازگی منتشر کرده، تعداد بسیار زیادی از ژاپنی‌ها رابطه جنسی را جذاب نمی‌دانند.

۴۵ درصد زنان و ۲۵ درصد مردان ۱۶ تا ۲۴ ساله به رابطه جنسی علاقه ندارند یا از آن متنفرند.

بیش از نیمی از ژاپنی‌ها مجردند. ۴۹ درصد زنان مجرد و ۶۱ درصد از مردان مجرد ۱۸ تا ۳۴ ساله در هیچ رابطه عاشقانه‌ای نیستند.

تعداد زنان و مردان ژاپنی که رابطه عاشقانه ندارند از سال ۱۹۹۰ تاکنون رشد قابل ملاحظه‌ای داشته است.

یک چهارم ژاپنی‌ها اصلا رابطه عاشقانه نمی‌خواهند. ۲۳ درصد زنان و ۲۷ درصد مردان گفته‌اند علاقه‌ای به هیچ نوع رابطه عاشقانه‌ای ندارند.

بیش از یک سوم از ژاپنی‌هایی که در سن باروری هستند تاکنون رابطه جنسی نداشته‌اند.

موسسه جمعیت ژاپن پیش‌بینی می‌کند زنانی که در اوایل بیست‌ سالگی‌ هستند ۲۵ درصد احتمال دارد که هرگز ازدواج نکنند و ۴۵ درصد احتمال دارد که هیچ وقت بچه‌دار نشوند.

در ژاپن این موضوع تازه‌ای نیست. از سال ۲۰۰۶ زن‌های ژاپنی به خاطر "سوشوکا دانشی" که معنی‌اش "گیاه‌خوار شدن مردها" است اما کنایه از بی‌میلی جنسی آنها است از اینکه مردان به رابطه جنسی با جنس مخالف علاقه ندارند شاکی بوده‌اند.

زن‌های ژاپنی هم به سهم خود از برقراری رابطه عاشقانه اجتناب می‌کنند چرا که قوانین این کشور و عرف‌های اجتماعی حفظ زندگی خانوادگی و موقعیت شغلی را برای زن‌ها دشوار می‌کند.

کاهش جمعیت ژاپن به این معنا است که تعداد کمتری در این کشور کار می‌کنند و میزان تولید هم پایین می‌آید. پدیده ای که بمب ساعتی اقتصادی خوانده شده است.

از سوی دیگر تعداد سالخوردگان در ژاپن در حال رشد است و هزینه مراقبت از آنها بالا است چون به خاطر عمر طولانی، دوران بازنشستگی‌ درازی دارند.

در یک اقتصاد سالم به ازای این تعداد بازنشسته باید به تعداد کافی مالیات‌دهنده وجود داشته باشد اما جمعیت ژاپن هم‌زمان کم و پیر می‌شود.

واشنگتن‌پست می‌نویسد این موضوع فعلا مشکل ژاپنی‌هاست اما پیامدهایش به مردم آمریکا و سایر کشورهای جهان در اقتصاد جهانی هم آسیب می‌زند.

مشکل اینجا است که ژاپن بدهکاران زیادی در جهان دارد. در حال حاضر میزان طلب ژاپن ۲۰۰ درصد میزان تولید ناخالص داخلی این کشور است.

تا وقتی ژاپن رشد می‌کند همه چیز رو به راه است اما با وجود بمب ساعتی جمعیتی این کشور، به سختی می‌شود پیش‌بینی کرد که در طولانی مدت اوضاع چطور خواهد بود.

مقام‌های ژاپنی از کاهش رشد جمعیت‌شان نگران‌اند. یک برنامه ملی زنان و مردان جوان‌ را به برقراری رابطه تشویق می‌کند و به دنیا آوردن بچه‌های ژاپنی بیشتر موضوع بحث سیاستمداران ژاپنی است.

تصویب قانون منع سقط جنین یکی از پیشنهادهایی است که از سوی سیاستمداران ژاپنی ارائه شده است.


برچسب‌ها: سندرم تجرد در ژاپن, اقتصاد جمعیت احساسات تولید مثل, کنترل رشد جمعیت, حرف هایی از اینجا و از انجا, قانون منع سقط جنین
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 11:40  توسط spow  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ساعت 0:2  توسط spow  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 23:24  توسط spow  | 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آذر ۱۳۹۳ساعت 22:21  توسط spow  | 

مکتب اکسپرسونیسم

کلمۀ اکسپرسیون از دو قسمت ex  که پیشوند و به معنای خارج است و pression به معنای فشار و فشردگی تشکیل شده است. این کلمه در زبان های اروپایی معانی متعدد دارد: بیان، عبارت، حالت قیافه؛ و نیز به معنای ابراز حالات درون و بالاخره به معنا ی فشردن می باشد، از آن جهت که میوه ای را بفشارند تا آبش دربیاید.
  اصطلاح اکسپرسیونیسم در واقع ناظر به دو معنای اخیر است. (702 جلد دوم، سید حسینی؛ 1384) در ادبیات، اکسپرسیونیسم روشی است که جهان را بیش تر از طریق عواطف و احساسات می نگرد، به عبارت دیگر کوشش هنرمند مصروف نمایش دادن و بیان حقایقی است که بر حسب احساسات و تأثیرات شخصی خود درک کرده است.(داد؛1371: 50)
  اکسپرسیونیسم را می توان عکس العمل و نشانۀ تمایلات رمانتیک هنرمندانی دانست که در جامعه صنعتی رو به رشد اوایل قرن بیستم می زیستند و بی اعتنایی آن جامعه نسبت به ارزش های هنری آنان را به یافتن شیوه های جدید و به کار گیری شکل های متفاوت بیان هنری بر می انگیخت، به خصوص که در آن سال ها عقاید فروید - روانشناس اتریشی - که اعماق ذهن بشر را می کاوید، هنرمندان را به گزارش دقیق زوایای درون انسان وامی داشت.(ذوالقدر؛1385: 33)
  اکسپرسیونیسم یا تعبیر گرایی مکتبی است در ادبیات، نقاشی، پیکر تراشی و سینما. این مکتب در سال 1905 در نقاشی آلمان به وجود آمد و در طول دهه بعد از جنگ جهانی اول (1918-1941) ادامه یافت. این نظریه تأثیر قابل توجهی در آلمان و کشورهای اسکاندیناوی داشته است. ظاهراً اولین بار اصطلاح اکسپرسیونیسم برای نقاشی ژولیان آگوست هروه - نقاش فرانسوی - به کار رفت. ونسان ونگوگ، (1890-1853) نقاش هلندی و هودلی نقاش سوئیسی را می توان از جمله کسانی دانست که در پیدایش این مکتب مؤثر بوده اند.(میر صادق ذوالقدر؛ 1385 :31)
  اکسپرسیونیسم مکتبی است شدیداً ضد واقع گرایی؛ و مکتب ناتورالیسم که تقلید و تکرار و دوباره سازی واقعیت و طبیعت است و نیز اصل حقیقت مانندی کلاسیسم را رد می کند و هدف آن القای تأثر ها و حالت های هنرمند یا شخصیت های ساخته ذهن او از طریق تعبیری است که هنرمند از آن ها می کند، هنرمند این مکتب به حد افراطی ذهن گراست.
  هنرمندان اکسپرسیونیست سعی دارند درون اشیاء را نشان دهند بی آنکه به نشان دادن بیرون آن بپردازند. اکسپرسیونیسم در شعر به صورت توجّه به اصوات و رنگ، و کوشش هایی برای حس آمیزی که گاه به خاطر آنها مفهوم فدا می شود، ظهور می کند. تحریف موضوع های جهان خارج و جا به جا کردن توالی زمان و به کار گیری کوشش دقیق برای نشان دادن دنیا آنگونه که در ذهن نا آرام مشوش می تواند آشکار شود از خصایص شعر اکسپرسیونیستی محسوب می شوند.(داد؛1371: 50)
  دوران نهضت ادبی اکسپرسیونیسم بسیار کوتاه بود و در فاصلۀ بین 1925-1915 را در بر می گرفت. در آلمان شعر اکسپرسیونیستی از 1910 تا اواسط 1920 که سوررئالیسم جایگزین آن شده، ادامه یافت و در مقوله های ادبی بیشترین تأثیر را در نمایش به جا گذاشته است. از نمایش نامه نویسان اکسپرسیونیست در آلمان می توان ارنست تولرو و برتولد برشت را نام برد. از آنجا که اغلب تأثیرات اولیه از هنرهای تجسمی مایه می گیرد، مثلاً وان گوگ، مونش ورودن و سپس پیکاسو؛ نقاشی در درجۀ اول قرار دارد و پس از آن نوبت شعر می رسد. در جایگاه سوم تئاتر قرار دارد و به دنبال آن است که مسأله صحنه سازی و کورئو گرافی مطرح می شود. پس از اینها رمان، موسیقی و سینما وارد عمل می شود و انتهای صف، معماری و هنر تزئینی قرار می گیرند در این میان هنر تبلیغات را هم نباید فراموش کرد. در واقع در برابر پوسترها و ویترین مغازه ها بود که بعدها قسمت اعظم مردم با روحیه و سبک اکسپرسیونیسم آشنا شدند و به آن گرویدند.(حسینی؛ 1384: 707)
  اکسپرسیونیسم قالب های سنتی را نفی می کند و از ادبیاتی دفاع می کند که تنها ادبیات باقی نمی ماند. اعتراض بر ضد قرار دادهای موجود قالب هنری، در عین حال انکار چهرۀ جامعه بوژوائی است و قیامی بر ضد نظم موجود. مکتب اکسپرسیونیسم در سال 1921 از میان رفت؛ اما تأثیر این انقلاب ادبی که هنرمندان آن تنها در یک نسل ظهور کرد، و بیش از 10 سال دوام نیافت، هم در آلمان وهم به طور کلی در ادبیات هنر جهان باقی خواهد ماند و امروزه اکسپرسیونیسم بیش تر مجموعه ای از تکنیک ها و گرایش هاست تا نهضتی منسجم و سازمان یافته.(همان : 712)
 
 
منابع :
1- سید حسینی، رضا؛ مکتب های ادبی، تهران، نگاه، 1384، جلد دوم، ص 712-707-702.
2- داد،  سیما؛ فرهنگ اصطلاحات ادبی، تهران، مروارید، چاپ اول، 1371 ص 50.
3- میر صادقی(ذوالقدر)، میمنت؛ واژنامه هنر شاعری، تهران، کتاب مهناز، چاپ سوم 1385 ص 33-31.


برچسب‌ها: مکتب اکسپرسونیسم, اکسپرسیونیسم یا تعبیر گرایی, اشنایی با مکتب های هنری ادبی برتولت برشت هروه, شعر اکسپرسیونیستی, اکسپرسیونیسم
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آذر ۱۳۹۳ساعت 18:9  توسط spow  | 

زندگینامه باروخ اسپینوزا فیلسوف شهیر هلندی

باروخ اسپینوزا

باروخ اسپینوزا و بعدها بندیکت دِ اسپینوزا (۱۶۳۲ - ۱۶۷۷ میلادی) فیلسوف مشهور هلندی است. او قابلیت‌های علمی فراوانی داشت و گستره و اهمیت آثارش تا سال‌ها پس از مرگ او به طور کامل درک نشد. امروزه، اسپینوزا یکی از بزرگ‌ترین خردگرایان فلسفه قرن هفدهم و زمینه ساز ظهور نقد مذهبی و همچنین عصر روشنگری در قرن هجدهم به شمار می‌رود. اسپینوزا به واسطهٔ نگارش مهم‌ترین اثرش، اخلاقیات، که پس از مرگ او به چاپ رسید و در آن دوگانه‌انگاری دکارتی را به چالش می‌کشد، یکی از مهم‌ترین فیلسوفان تاریخ فلسفهٔ غرب به شمار می‌رود. فیلسوف و مورخ، گئورگ ویلهلم فریدریش هگل، دربارهٔ فیلسوفان هم عصر خود نوشت:«شما یا پیرو اسپینوزا هستید، و یا اساساً فیلسوف نیستید.»

اسپینوزا یک سفاردی بود.پدر او در جریان تفتیش عقاید در پرتغال ، به مدارا پذیر ترین کشور جهان آن زمان یعنی هلند مهاجرت کردند تا از مجازات یهودی بودن در امان بمانند.اسپینوزا در جامعهٔ یهودیان هلند بزرگ شد و در آنجا تعلیمات یهودی را نزد تنی چند از بهترین خاخام‌های عصر خود فرا گرفت. اسپینوزا عهد عتیق و سایر متون یهودی را به خوبی فرا گرفت، اما با گذر زمان نظرهای بحث برانگیزی دربارهٔ سندیت عهد عتیق و سرشت امر مقدس پیدا کرد که به نظر می‌رسد در نهایت منجر به تکفیر و رانده شدن او از جامعهٔ یهودیان در سن ۲۳ سالگی شد. حتی پیش از واکنش یهودیان، کلیسای کاتولیک کتاب‌های او را در فهرست کتاب‌های ممنوعه قرار داد و پروتستانهای هلندی این کتاب‌ها را به آتش کشیدند.

پیشهٔ اسپینوزا تراش عدسی بود و زندگی آرامی داشت. او در طول زندگی، جایزه‌ها، افتخارات و تدریس در مکان‌های صاحب‌نام را رد کرد، و سهم ارث خانوادگی‌اش را به خواهرش بخشید. دستاوردهای فلسفی و شخصیت اخلاقی اسپینوزا زمینه‌ساز آن شد تا ژیل دلوز، او را «شاهزادهٔ فلسفه» بنامد. اسپینوزا در سن ۴۴ سالگی، ظاهراً به خاطر بیماری ریه که احتمالاً سل یا سیلیکوز بوده و در اثر استنشاق گرد شیشه در زمان انجام کارش وخیم‌تر شده، در گذشت. اسپینوزا در صحن نیو کرک مسیحیان در لاهه دفن شده‌است.کاتولیک های آن زمان با اسپینوزا و بسیاری از متفکران آن زمان که اتفاقا از بزرگ ترین نوابغ تاریخ بشر بودن مخالفت می کردند و به این گونه مخالفت ها اکثرا جنبه عمل می پوشاندند مثلا تقریبا همان زمان در ایتالیا کار جوردانو برونو یکسره کرده اورا زنده در آتش سوزاندند! او بسیار شانس آورد که مثل سقراط و جوردانو برونواعدام نشد.



زندگی

بندیکت د اسپینوزا (متولد ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲ - فوت ۲۱ فوریه ۱۶۷۷) در زادگاه خود آمستردام به «بنتو د اسپینوسا» معروف بود. او یکی از فیلسوفان بزرگ خردگرای سده ۱۷ به شمار می‌آید.

اسپینوزا تحصیل علم را در مدرسهٔ یهودیان آغاز کرد اما رفته رفته نشانه‌های تردید در مورد کتاب مقدس یهودیان به عنوان وحی الهی در او آشکار شد. اسپینوزا تحت تأثیر فلسفهٔ دکارت بود. امّا در تعاملات متافیزیکی خود تلاش می‌کرد بر دوگانه انگاری دکارتی چیره گردد و خدا، روح و ماده را در پیوندی واحد به اندیشه درآورد.

باروخ (بندیکت) د اسپینوزا در یک خانوادهٔ مذهبی یهودی در آمستردام متولّد شد. خانوادهٔ او در اوایل همان سده به همراه بسیاری از دیگر یهودیان پرتغالی و اسپانیایی، از بیم پیگرد توسط دستگاه تفتیش عقاید کلیسا، به هلند پناه آورده بودند. هلند در آن زمان از نظر مذهبی سرزمین نسبتاً رواداری بود.

اسپینوزا یک سفاردی بود.پدر او در جریان تفتیش عقاید در پرتغال ، به مدارا پذیر ترین کشور جهان آن زمان یعنی هلند مهاجرت کردند تا از مجازات یهودی بودن در امان بمانند.(پادشاه پرتغال که باز هم نسبت به متعصب ترین کشور مسیحی آن زمان یعنی اسپانیا مدارا پذیر تر بود.او رسماً ازیهودیان خواست با در کشور بمانند و کاتولیک شوند و یا از کشور خارج شوند ولی اسپانیا یهودیان را به زور یاکاتولیک می کرد و یا یهودیان با خطر بسیار زیادی از کشور می گریختند حتی پادشاه اسپانیا جاسوسانی گماشته بود که اگر تغییر دینشان ظاهری بود متوجه شوند و اگر کسی لو می رفت یا به صلیب کشیده می شد یا زنده در آتش سوزانه می شد!). پدر اسپینوزا او را به مدرسهٔ یهودیان سپرد تا با آموزش در حوزه دین‌شناسی، خاخام شود. اسپینوزا در سن ۱۶ سالگی شاگردی استثنایی در حوزه امور دینی بود، اما یادگیری در این زمینه او را راضی نمی‌ساخت. به دلیل آشنایی به چند زبان، به طور مستقل به مطالعه آثار فلسفی پرداخت. در سن ۱۸ سالگی، نشانه‌های تردید در مورد کتاب مقدس یهودیان به عنوان وحی الهی در او آشکار شد و به تدریج موضوع‌هایی چون دخالت یک خدای شخصی در امور انسانی، برگزیدگی قوم یهود از طرف خداوند و نیز حقوق ویژه روحانیون را مورد شک و پرسش قرار داد.

البته بسیاری از دانشجویان یهودی هم هوادار استقلال و آرمان آزادی اندیشه بودن به تدریج علم مخالفت با فضای منقبض ناشی از قرائت ستنی از تعالیم یهودیت رابلند کردند و تورات رازیر سوال می بردند.به همین دلیل پیشوایان یهودیت به شدت نگران چنین مسائلی بودند.از این رو وقتی اسپینوزا شروع به اشاعه نظریات نا تعارف [البته از نظر آنان ،از نظر فلاسفه ی بزرگ او بی نظیر در زمان خود بود.] و غیر سنتی خود کرد با مخالفت شدید روبه روشد. او می گفت کسانی که اسفار پنج گانه موسی(یا خمسه موسی که به پنج کتاب اول عهد عتیق انجیل اتلاق می شود) را نوشته‌اند ، هم ازنظر علمی و هم از نظر علم کلام و الهیات ساده لوحانی بیش نیستند و اصولاً خمسه موسی اصلاً از موسی نیست!اوبه این بسنده نکردو گفت که در تورات هیچ شاهدی بر این که خداوند صاحب جسم است یاروح فنا ناپذیر است و یا فرشتگان وجود دارند در دست نیست(در فلسفه مدرن این ها حرف های تازه ای نیستند ولی در آن زمان کم نظیر که نه در اصل بی نظیر بودند.)

کسی نمی توانست در مجادلات منطقی با او حریف شود در نتیجه اولیای دین برای ساکت کردن او مستمری سالینه 2000 فلورن به اوپیشنهاد کردند تا حداقل از اشاعه نظریاتش به طور علنی دست بکشد که البته رفتار اولیای دین یهودیت با او در آن زمان نسبت به بقیه ملایم تر بود اما او قبول نکرد.همین باعث شد تاامتناع قدیسانه او به عنوان نمونه ای درخشان از پایمردی در راه بیان حقیقت در یاد ها بماند.اوکه ازاین پس راه زندگی کردن مانند قدیسان را انتخاب کرده بود تا آخر عمر همسری نداشت و تامرگ همین گونه ماند.

از آخر یکی از یهودیان متعصب به او سوقصد کرد که از آن جان سالم به در برد.او در کالج آفینیوس که مدیر وان دن اندن،آن از آزاد آندیشان دوره خود بود،درس می خواند که این هم باعث بد گمانی نسبت به خوددر جامعه یهودیت آمستردام شد.وان دن اندن قبلاً کشیش یسوعی بود ولی حالا آزادی خواه شده و مطالعات وسیعی در زمینه آثار یونان باستان و فلسفه داشت.او بعده ها به آزادی خواهان فرانسوی پیوست وطوطئه ای برای انحلال نظام سلطنتی فرانسه و ایجاد دموکراسی کرد ولی جنبش شکست خورد و او توسط پادشاه فرانسه اعدام شد.

او از نظرات حسدای کرسکاس بسیار تاثیر گرفت و آثار موسی بن میمون و فلسفه مدرسی و جردانو برونو را به دقت مطالعه کرد.حسدای کرسکاس می گفت جهان از ازل وجود داشته و تا ابد وجود خواهد داشت و خلقت شامل چیدمان این ها می شود.این نظر بر روی اسپینوزا تاثیر فلسفی گذاشت. او سرانجام در 1663 در لاهه ساکن شد ودر همان جا درگذشت. او به قدری معروف شد که لایب نیتس به ملاقات او میرفت و باهنریک اولدنبرگ که دبیر اول انجمن سلطنتی بریتانیا بود نامه نگاری می کرد ودوست بود.او با رابرت بویل ،شیمیدان معروف نیز نامه نگاری می کرد ودوست بود.

اسپینوزا مراسم عبادی و دینی را بی اهمیت و زاید خواند و به این نظر رسید که متن‌های کتاب مقدس را نباید کلمه به کلمه فهمید. از همین رو، او را در سن ۲۴ سالگی به جرم افکار انحرافی از جامعه یهودیان هلند اخراج و ورودش را به کنیسه‌ها ممنوع کردند. نظریاتش دشمنان زیادی برای او تراشیده بود و پس از اینکه سوء قصد به جان او نافرجام ماند، از آمستردام گریخت و گوشه گیری و انزوا پیشه کرد و خود را یکسره وقف فلسفه نمود.

اسپینوزا زندگی سادهٔ خود را از راه تراش شیشه‌های ذره‌بین تأمین می‌کرد. در سال ۱۶۷۳ شهریار پفالتس که با نظریات فلسفی اسپینوزا آشنا بود، به وی پیشنهاد کرسی استادی فلسفه در دانشگاه هایدلبرگ را داد، مشروط بر آنکه او از آزادی پژوهش فلسفی برای براندازی دین عمومی سوءاستفاده نکند. اسپینوزا این دعوت را رد کرد، چون نمی‌خواست استقلال فکری خود را قربانی مقام و عقل را تابع ایمان سازد. وی در پاسخ به دعوت آن شهریار نوشت: «از آنجا که نمی‌دانم مرزهای آزادی فلسفی، برای اینکه دین برانداخته نشود کجاست، نمی‌توانم از فرصت به دست آمده استفاده کنم».

در سال ۱۶۷۵ یک دیندار کاتولیک به نام آلبرت بورگ در نامه‌ای به اسپینوزا نوشت: «من این نامه را بنابر وظیفه دینی خود برایتان می‌نویسم تا عشق به همسایه را حتی به شما که یک کافر هستید نشان دهم. شما را فرا می‌خوانم که روح خود را به موقع نجات دهید و به مسیحیت بگروید. شما مدعی هستید که سرانجام، فلسفه حقیقی را یافته‌اید. اما از کجا می‌دانید که فلسفه شما بهترین است؟ آیا می‌خواهید کفرگویی‌های ناگفتنی موجودی نکبت‌زده، کِرمی حقیر و انسانی خاکی را که سرانجام غذای کِرم‌ها می‌شود، گستاخانه بر حکمت بی‌انتهای پدر جاودانی برتر شمارید؟ از شما خواهش می‌کنم بس کنید و دیگران را نیز همراه خود به فساد نکشانید».

اسپینوزا در پاسخ این مؤمن مسیحی نوشت: «من ادعا نمی‌کنم که بهترین فلسفه را یافته‌ام، اما می‌دانم که حقیقت را می‌توان شناخت. تمام دلیل‌هایی که شما در نامه خود اقامه کردید، فقط در طرفداری از کلیسای رومی است. آیا معتقدید که با آن‌ها می‌توان اقتدار این کلیسا را به روش ریاضی اثبات کرد؟ و چون این چنین نیست چگونه می‌خواهید باور کنم که بُرهان‌های من، ساخته و پرداخته ارواح خبیث است و سخنان شما مُلَهم از پروردگار؟ افزون بر آن، من می‌بینم و نامه شما نیز آشکارا نشان می‌دهد که برده این کلیسا شده‌اید، نه به خاطر عشق به خداوند، بلکه از بیم آتش دوزخ که تنها علت خرافه‌است. این خرافه را از خود دور سازید و خردی را که خداوند به شما ارزانی داشته به رسمیت بشناسید و اگر نمی‌خواهید جزو موجودات فاقد خرد به شمار آیید، از آن بهره گیرید. بس کنید و خطاهای ابلهانه را معما و رازورزی جلوه ندهید!».

اسپینوزا کتاب مقدس را حاوی قانون‌هایی اخلاقی می‌دانست که فرمانبری می‌طلبد، اما کمکی به شناخت حقیقت نمی‌کند. اگر کسی این سخن را در ایتالیا یا اسپانیا بر زبان می‌آورد، بی تردید کلیسا او را در آتش می سوزاند. هم عصران اسپینوزا نمی‌دانستند او را چگونه آدمی ارزیابی کنند. حتی بسیاری از هوشمندان زمانه اش او را رهزن عقل سلیم می‌دانستند، اما معدودی نیز یک قدیس.

مهم‌ترین اثر اسپینوزا «اخلاقیات» نام دارد. اما این کتاب بر خلاف عنوانش، به معنای گستردهٔ کلمه بیشتر متافیزیک است و فلسفهٔ اخلاق در آن جایگاه اصلی را ندارد. اسپینوزا در زمان حیاتش، این اثر را فقط در اختیار معدودی از دوستانش قرار داد و به اصرار شخصی او، انتشار این کتاب پس از مرگش صورت گرفت.

اسپینوزا از جوانی دچار بیماری سل بود و تقریباً تمام عمر ناچار شد از یک رژیم سخت غذایی پیروی کند. اهل خوشگذرانی و معاشرت نبود. در نهایت سادگی می­زیست و پول بازنشستگی‌ای را که بنابر وصیت دوستی دریافت می‌کرد، خود از پانصد گولدن به سیصد گولدن کاهش داد. وی هشت ماه پیش از مرگش نامه‌ای نوشت که نشان می‌دهد علی‌رغم جسمی فرسوده و بیمار، ذهنی از نظر فلسفی و علمی تیز و شاداب داشته‌است. اسپینوزا در ۲۱ فوریه ۱۶۷۷ در سن ۴۵ سالگی در لاهه چشم از جهان فروبست.

آرا و افکار

مفاهیم بنیادی اسپینوزا برای ارائهٔ دیدگاهش دربارهٔ هستی، که با آگاهی او از خدا تذهیب شده‌اند، این‌چنین هستند. ممکن است در نگاه اول عجیب به نظر آیند. در پاسخ به پرسش «چه هست؟» اسپینوزا می‌گوید «جوهر، ویژگی‌ها و وجوه آن».
اسپینوزا تحت تأثیر فلسفهٔ دکارت بود. اما در تاملات متافیزیکی خود تلاش می‌کرد بر دوگانه‌انگاری دکارتی چیره گردد و خدا، روح و ماده را در پیوندی واحد به اندیشه درآورد. دکارت دو جهان مختلف را قائل می شد:ذهن،ماده.اسپینوزا این را اشتیاه یافت.دکارت نفس را در معنای قدرت فکر کردن، تنها مطلق به انسان می‌دانست و حیوانات را فاقد آن می‌پنداشت.ذهن که قدرت تصمیم گیری داشت جدا ازبدن تصور می کرد!حتی طی یک اقدام علمی گفت که منشا ین روح در غده پینه آل مغز است زیرا حیوانات این را نداشتند. در اصل رنه دکارت اعتقاد داشت جایگاه خودآگاهی در غده پینه آل در مغز است زیرا خدآگاهی همان روح است.ایرادی که اسپینوزا گرفت آن بود که اگر ذهن جدا از بدن است پس چگونه به دست من فرمان حرکت می دهد؟ در اصل اندیشه ریشه در کارکرد فیزیکی مغز انسان دارد که در زمان دکارت مثل اکنون منشا فیزیک مغز یک راز بود.این مسئله ای که دکارت مطرح کرد در اصل مشابه آن افلاطون و در اسلام به صورت من ثابت مطرح شده بود.من ثابت در اسلام که هنوز مسلمانان و فلاسفه ی اسلامی فکر می کنند استدلال محکمی است در اصل ناشی از جهل علمی آن هاست.ریشه من ثابت روح متافیزیکی نیست بلکه مغز انسان است که از طریق فیزیکی می تواند پاسخ گوی کامل باشد.گرچه اسپینوزا در یکی از نامه هایش ذهن را صرفا از نظر فلسفی جدا از ماده میدانست ولی نمی گفت در واقعیت همچنین چیزی واقعیت دارد و بلکه بر یگانه انگاری تاکید می کرد.
خدا برای اسپینوزا، خدایی آن جهانی نیست که جهان را از نیستی آفریده باشد. جهان ناآفریده‌است. نه آغازی داشته و نه پایانی برای آن در نظر گرفته شده. جهان برای اسپینوزا، خدای جاودانی و به عبارت دیگر صورت پدیداری الوهیت است. برای وی، خدا و طبیعت و جوهر این همانند. این، عالی­ترین مفهوم متافیزیک اسپینوزاست.

در اصل و به طور خلاصه که از زبان اسپینوزا بیان شده جهان صحنه خیمه شب بازی نیست و خدا خیمه شب باز آن که آن را کنترل کند ، خود از طریق معجره قوانین طبیعت رانقض کند و زیر پا بگذارد و در صورت لزوم دوباره آن را به کار گیرد!خدا همان طبیعت است که در برگیرنده تمام علت ها وجوهر هاست.از این رو اسپینوزا تا حدی شبیه تفکر شرقی فکر می کند که بی جهت نیست زیرا خود از فلسفه هندی تا حدی وام گرفته است.او بعضی از آثار هندی را مطالعه می کرد.

فلسفه اسپینوزا سرشار و اشباع شده از خداست.اودر جایی می گوید:من خواهان عشق عقلانی به خدا هستم.از این رو نگاه اسپینوزا یک جهان بینی علمی بسیار متعالی و زیباست به حدی که انشتین را مجذوب خود می کند. انشتین یک دانشمند و متفکر همه خدایی و یک اسپینوزایی بود. از این جهت نگاه ضد دینی اسپینوزا رادرمی یابید که او مخالف دیدگاه سنتی و ساده لوحانه ادیان ابراهیمی بود و آنان را ساخته ذهن بشر می دانست که ادعا های متافیزیکی آنان مانند وحی (در جایی می گوید که پیامبران نسبت به بقیه دارای قدرت وحی نبودند بلکه دارای قدرت تخیل سرشار بودند!) ، معجزه ها(می گوید هیچ یک اتفاق نیوفتاده بلکه بزرگ نمایی شده اند مثلاً طیق حرف تنخ یهودی،کوه شکافته نشد وچشمه بیرون آمد بلکه چشمه خود به طور طبیعی بیرون آمده وفقط بزرگ نمایی شده و پیروان دین ساده لوحانه این را باور کرده اند یا کشتی یعقوب با خدا، شاید چیزی شبیه حمله صرع بوده است!) و... را همگی زیر سوال برد.او در بخش ذیل از فصل یک کتاب اخلاق خود می گوید: هر چیزی علت طبیعی خودش رادارد از این رو باید سعی شود مانند دانشمندان مسائل دریافته شود و نه مانند ادیان که دلیل های ساختگی برای آنان می آورند. به قول انشتین:ادیان برای من چیزی جز نماد ضعف و جهل بشر نیست.گرچه به آن و پیروانش احترام میگذارم ولی داستان های کودکانه اش را قبول ندارم.(در نظر او وبسیار دانشمندان بزرگ دیگر که اغلب بی دین بوده و این گونه فکر میکنند(مثلاً ماری کوری) معجزات دینی با دیگر داستان ها وماجرا های تخیلی مثلاً مانند داستان سفید برفی فرقی ندارند!!!)

اسپینوزا بر خلاف آموزه‌های دکارت که به یک جوهر ناکران‌مند (خدا) و دو جوهر کران‌مند (روح یا اندیشه و ماده یا گستردگی) قائل بود، فقط خدا را به عنوان جوهر معتبر می‌دانست. برای او اندیشه و گستردگی، صفات جوهر یگانه هستند، ویژگی‌های عمومی ذاتی خدا.

اسپینوزا جوهر را چنین تعریف می‌کند: جوهر آن چیزی است که بخودی خود است و از طریق خود فهمیده می‌شود. مفهوم جوهر وابسته به هیچ مفهوم دیگری نیست. جوهر کامل‌ترین ذاتی است که به اندیشه درمی‌آید و به جان هستی و به طبیعت آن تعلق دارد. سایر تعیینات جوهر: ناکرانمندی، بی‌زمانی، یگانگی، تقسیم‌ناپذیری و آزادی است. اسپینوزا جوهر را آزاد می‌داند، زیرا که از ضرورت طبیعت خود ناشی می‌شود و از طریق خود رفتارش را مقرر می‌کند.

روش اسپینوزا بصورتی سرسختانه ریاضی و خردگرا است. در استنتاج منطقی او که مدعی قطعیت مطلق است، تجربیات، نقشی بازی نمی‌کنند. در مهم‌ترین اثرش یعنی «اخلاقیات» تعاریف و اصل‌های موضوعه (آکسیوم‌ها) را مبنا قرار می‌دهد، گزاره‌های آموزشی را بر آن‌ها استوار می‌سازد، برهان‌ها را ارائه می‌دهد و توضیحات و نتیجه‌گیری‌ها را به آنان می‌پیوندد.

شناخت برای اسپینوزا در سه مرحله صورت می‌گیرد: در مرحلهٔ نخست، به یاری دریافت حسی و تصورات که هر دو پذیرشی غیرفعال و بدون بصیرت نسبت به دلایل و ارتباطات بر می‌انگیزند. دومین مرحله به یاری فهم صورت می‌گیرد که در آن انسان بطور فعال مفاهیم عمومی را در مورد تصورات و دیده‌ها و شنیده‌های خود به کار می‌گیرد و به بصیرت در مورد دلایل و علت‌ها نایل می‌شود. با این حال به نظر اسپینوزا این هنوز عالی‌ترین مرحلهٔ شناخت نیست. زیرا برای درک واپسین علت‌های تمام اشیا یعنی جوهر، باید فهم محدود انسانی را در مورد زنجیرهٔ نامحدود علت‌ها به کار برد و این از توانایی فهم ما خارج است. برای اسپینوزا سومین و عالی‌ترین مرحلهٔ شناخت آن است که به کمک شناخت شهودی به دست می‌آید. شناخت شهودی، شناخت درونی زنده و نگرش روحی جوهر و پی‌بردن به ذات واقعی همهٔ اشیا است. اسپینوزا این شناخت را «عشق روحی به خدا» می­نامد. در پرتو چنین شناختی است که انسان به ذات‌های واقعی، امور پایدار و صورت‌ها از یکسو و قوانین یعنی رویدادهای یکسان از دیگر سو پی می‌برد.

پس برای اسپینوزا، عالی‌ترین هدف شناخت، شناخت جوهر است. به نظر او خطا، شناخت نادرست نیست، بلکه کمبود شناخت است. نظریهٔ شناخت اسپینوزا بر ایده‌های فطری در انسان استوار است که او آن‌ها را مفاهیم عمومی (notiones communes) می‌نامد. این مفاهیم عمومی مقدم بر تجربه و در نفس انسانی وجود دارند. جوهر، آگاهی و مادیت از جملهٔ این مفاهیم هستند که قوانین اندیشهٔ منطقی به شمار می‌روند. همین مفاهیم عمومی هستند که تعیینات دیگری را که صفات جوهر هستند میسر می‌سازند.

صفت (attribut) برای اسپینوزا چیزی است که نیروی فهم به عنوان ذات متعلق به جوهر می‌شناسد. جوهر دارای بی‌نهایت صفات است و دلیل اینکه ما فقط دو صفت اندیشه و گستردگی آن را درک می‌کنیم، به شعور محدود انسان باز می‌گردد. اسپینوزا نفس انسان را وجهی (modi) از صفت اندیشهٔ جوهر و جسم انسان را وجهی از صفت گستردگی آن می‌داند. وی اما زمان را جزو مفاهیم عمومی نمی‌داند و آن را تصوری کمکی برای انسان به عنوان موجودی فانی به شمار می­آورد.
پرتره اسپینوزا .کشیده شده توسط فرانز ولفنگ در 1664.در اصل از اسپینوزا هیچ تصویری باقی نمانده(دراصل کشیده هم نشده).تمام نقاشی ها با توجه به توصیفات تاریخی کشیده شده اند.

به نظر اسپینوزا، در فعالیت‌های روحی انسان باید اندیشه را از خواست و اراده تفکیک کند، اما نزد خدا، روح و اراده یکی است. اسپینوزا به غایتمندی در جهان باور نداشت. او می‌گفت که در جهان غایتی وجود ندارد، زیرا جهان در کل خود نمی‌تواند در خدمت غایتی باشد وگرنه غایت آن می‌باید بیرون از جهان قرار داشته باشد. اما بیرون از جهان چیزی وجود ندارد. اشیا جداگانه نیز، نمی‌توانند مطابق غایتی بوجود آمده باشند، چرا که غایت‌ها پیش‌شرطی برای آن هستند که اشیا می‌توانستند طور دیگری باشند، در صورتی که همه چیز با ضرورت روشن چنین شده‌است.

اسپینوزا فلسفهٔ اخلاق خود را بر نگرش‌های متافیزیکی و روان‌شناختی استوار می‌سازد. به نظر وی، وظیفه و هدف اخلاقی انسان باید «حفظ خویشتن» باشد. حفظ خویشتن، دربرگیرندهٔ شناخت، فضیلت، آزادی، توانمندی، قدرت و نیکبختی است. در نقطهٔ مقابل حفظ خویشتن، «ویرانسازی خویشتن» قرار دارد. خطا، رذیلت، بندگی، ناتوانی، درماندگی و نکبت در خدمت ویرانسازی خویشتن قرار دارند. به این ترتیب می‌توان گفت که برای اسپینوزا آنچه که در خدمت حفظ خویشتن است نیک و آنچه که در خدمت ویرانی خویشتن است شر است.

آثار

1.رساله دفاعیه:بعد ازتکفیر وبه زبان اسپانیایی نوشت ولی متأسفانه مفقود شدودر دسترس نیست.

2.رساله مختصره:اولین کار فلسفی او که در دسترس است.به فارسی ترجمه نشده است.

3.رساله در باب اصلاح فاهمه یا بهبود عقل:رساله ای ناتمام.

4.شرح اصول فلسفه ی دکارت:یکی از آثار مهم که به روش هندسی در سال 1663 منتشر شد. دکتر میر آن راترجمه کرده است.

5.رساله الهی سیاسی(به انگلیسی:Theologico-Political Treatise ،به لاتین:Tractatus Theologico-Politicus) :بسیار بسیار اثر مهم و تاثر گذار بر روشنفکران بعد.موضوع کتاب نقادی کتاب مقدس است و بسیار جنجال برانگیز بوده وهست.بدون نام منتشر شد.جزو کتاب های ممنوعه ی زمان خود بود.

از مطالب ترجمه شده این کتاب:

ترس خرافه را می پروراند.اشخاص ضعیف و حریص از روی بد بختی از عبادت استفاده میکنند واشک های زنانه می ریزند تا از خداوند درخواست کمک کنند.تجمل و تشریفات دردین قرار داده شده ان تا ذهن انسان را با تعصبات مسدود کنند و برای عقل جایی نمی‌ماند که حتی اندکی شک کند.فراموش نکنید که عقل بازیچه الهیات نیست.

او دین را دستمال رازهای مضحک می نامد که اشخاصی را به خود جلب می کند که عقل را تحقیر می کنند. او در مقابل این پرسش که یهودیان قوم برگزیده خداوند هستند،می گوید:این اعتقاد بی معناست.هرکس با خواندن صادقانه قوانین موسی متوجه می شود خداوند فقط با انتخاب سرزمینی کوچک که در آن در صلح و صفا زندگی کنند به آنان عنایت داشته اند.

او در مقابل این پرسش که متون مقدس کلام خداند هستند،می نویسد:کتاب مقدس صرفاً شامل حقیقت روحانی-یعنی تمربن عدالت و نیکوکاری-است،نه حقایق زمینی و نیز اصرار می کنند همه کسانی که قوانین دنیوی را(مثلاً در جایی او قوانین سخت گیرانه استنتاج شده حکومتی یا اجتماعی یهودیت از تورات را زیر سوال می برد و میگوید این ها استعاره هستند) در کتاب مقدس پیدا می کنند یادر اشتباه اند یاخودخواه.مثلاً او رفتار خیلی ها سعی می کنند قوانی علمی را از کتاب مقدس پیدا کنند که در اسلام هم این مسئله وجود دارند را اشتباه میداند.انشتین نیز به عنوان کسی که بار ها در مقابل این تفسیر هاب علمی-دینی قرار گرفته میگوید:متن علمی نهایی استنتاج شده در نهایت به همه چیز شباهت دارد غیر از کتاب مقدسی که از آن استنتاج شده! در اصل این هاجهت داری شده اند.)

او مقدمه را با یک اخطار به پایان می رساند:من از بسیای از افراد می خواهم کتاب مرا نخوانند:توده بی سواد و خرافاتی که فکر می کنند که عقل چیزی جز بازیچه الهیات نیست،از این کتاب چیزی نمی‌فهمند.درواقع شاید ایمانشان آشفته گردد.(با این حساب اونیز مانند گالیه،علم را سکولار می کنند.) این کتاب که شهرت جهانی دارد تا کنون کامل به فارسی ترجمه نشده است.(با توجه به محتوا تعجبی هم ندارد!)توضیحات کامل تر سیاسی مطرح شده را در مقاله تخصصی رساله الهی سیاسی (اسپینوزا) ببینید.

6.نامه ها: شامل 84 نامه.

7. رساله سیاست:ناتمام.

8.اخلاق(به انگلیسی: Ethics, Demonstrated in Geometrical Order):مهم ترین کتاب او.ترجمه شده توسط محسن جهان گیری.[۱۴]جزو بزرگ ترین کتاب های فلسفی تاریخ بشر[۱۵]تاثیر بسیاری بر روشنفکران بعدی داشت:

کولریچ شاعر مشهور انگلیسی آن را انجیل خود می داند.

گوته :ذهنی که برمن تاثیر گذاشته ذهن اسپینوزابوده است و....(بقیه در کتاب مسئله اسپینوزا ص62 بخوانید.)

هیوم :نظریاتی شنیع و وقیح دارد

حکم تکفیر
عقیدهٔ همه خدایی اسپینوزا منجر به صدور حکم تکفیر او از سوی روحانیون یهودی شد(در سال1665):

    به قضاوت فرشتگان و روحانیون، ما باروخ اسپینوزا، را تکفیر می‌کنیم، از اجتماع یهودی خارج می‌کنیم و او را لعنت و نفرین می‌کنیم. تمامی لعنت‌های نوشته شده در قانون (منظور تلمود و تورات است) بر او باد، در روز بر او لعنت باد، در شب بر او لعنت باد. وقتی خواب است بر او لعنت باد، وقتی بیدار است بر او لعنت باد، وقتی بیرون می‌رود بر او لعنت باد و وقتی باز می‌گردد بر او لعنت باد. خداوند او را نبخشد و خشم و غضب خدا علیه او مستدام باد، خداوند نام او را در زیر این خورشید محو کند و او را از تمامی قبایل اسرائیل خارج کند. ما شما را نیز هشدار می‌دهیم، که هیچ کس حق ندارد با او سخن بگوید، چه به طور گفتاری و چه بطور نوشتاری. هیچکس حق ندارد به او لطفی بکند، کسی حق ندارد با او زیر یک سقف بماند، و در دو متری او قرار بگیرد، و هیچ کس حق ندارد هیچ نوشته‌ای از او را بخواند.

خدا همان اخلاق است . باروخ اسپینوزا

دانلود کتاب اسپینوزا فیلسوف جاودانه

فهرست مطالب کتاب اسپینوزا فیلسوفی جاودانه به شرح زیر می باشد:
زندگی نامه اسپینوزا (1) : نشریه میان رشته ای » ضمیمه مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران » پاییز 1356 - شماره 4 (35 صفحه - از 42 تا 76)
زندگینامه اسپینوزا (2) مکاتبات : نشریه میان رشته ای » ضمیمه مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران » پاییز 1360 - شماره 5 (33 صفحه - از 93 تا 125)
اختیار و مسائل مربوط به آن در فلسفه اسپینوزا : نشریه میان رشته ای » ضمیمه مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران » پاییز 1355 - شماره 2 (22 صفحه - از 62 تا 83)
اقسام علم و مسائل مربوط به آن از نظر اسپینوزا : نشریه میان رشته ای » ضمیمه مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران » بهار 1356 - شماره 3 (10 صفحه - از 40 تا 49)
روش های اسپینوزا «تجربه» : نشریه فلسفه و کلام » فلسفه » پاییز 1379 - شماره 1 (16 صفحه - از 9 تا 24)
ن‍س‍ب‍ت‌ م‍ف‍ه‍وم‌ ج‍س‍م‍ان‍ی‍ت‌ ب‍ه‌ خ‍دا و ن‍گ‍اه‌ اس‍پ‍ی‍ن‍وزا ب‍ه‌ آن‌ : ( زهره توازیانی )نشریه میان رشته ای » علوم انسانی دانشگاه الزهرا(س) » زمستان 1380 - شماره 40 (علمی-پژوهشی)(26 صفحه - از 1 تا 26)
طبیعت به صورت نظام حالات در فلسفه اسپینوزا : نشریه میان رشته ای » دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران » بهار و تابستان 1375 - شماره 137 و 138 (علمی-پژوهشی)(18 صفحه - از 33 تا 50)

برای دانلود کتاب اسپینوزا فیلسوف جاودانه به لینک زیر مراجعه فرمایید :

دانلود کنید.

پسورد : www.spowpowerplant.blogfa.com

کلیپ فارسی اشنایی با باروخ (بندیکت) د اسپینوزا در یوتیوب:

لینک دانلود.


برچسب‌ها: باروخ اسپینوزا, بیوگرافی باروخ بندیکت د اسپینوزا, اسپینوزا, دانلود کتاب اسپینوزا فیلسوف جاودانه, زندگینامه بازوخ اسپینوزا
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۳ساعت 23:30  توسط spow  | 


انتخابات محلی در یکی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا معمولا اهمیت فوق‌العاده‌ای ندارد. اما انتخابات این بار در کاتالونیای اسپانیا می‌تواند مقدمه‌ای بر استقلال این منطقه و تشدید گرایش‌های جدایی‌خواهی در سایر نقاط اروپا شود.

"شبحی بر فراز اروپا می‌چرخد؛ شبح جدایی‌طلبی"، "اروپا در شامگاه یک تحول انقلابی دیگر همچون قرن نوزدهم قرار دارد، تحولی معطوف به ایجاد دولت‌های ملی بیشتر"؛ از این عبارات و جملات این روزها در رسانه‌های اروپا زیاد به چشم می‌خورد که اشاره‌ای است به تب واگرایی و جدایی‌طلبی در چند نقطه قاره. جدایی‌خواهی اسکاتلندی‌ها در بریتانیا، فلاندرها در بلژیک، تیرول جنوبی‌ها در ایتالیا و باسک‌ها و کاتالونی‌ها در اسپانیا عمده‌ترین نمودهای این گرایش هستند.

نکته متفاوت در تب اخیر بیش از آن که به مسائل مربوط به تامین بیشتر حقوق فرهنگی و زبانی برگردد از مطالبات مالی و اقتصادی ناشی می‌شود. در مناطق یادشده این نظر قوت گرفته است که درآمدهای ناشی از توان اقتصادی‌ بالایشان به جای هزینه‌شدن در راه توسعه و پیشرفت سایر مناطق کشور یا بازپرداخت بدهی‌های دولت مرکزی و حل بحران مالی و اقتصادی آن بهتر است که در خود منطقه خرج شود و این امر در بهترین حالت با استقلال ممکن است.

در کاتالونیای اسپانیا گرایش جدایی‌خواهی در دهه‌‌های گذشته در اقلیت بود، حالا این احساس و دیدگاه قوت گرفته که اگر این منطقه کشوری مستقل از اسپانیا بود، مجبور نبود بخشی از توان اقتصادی خود را صرف مقابله با بحران بانکی و مالی اسپانیا کند و خود نیز بدهکار شود. این درک و دریافت حالا باد به بادبان نیروهای استقلال‌طلب انداخته و انتخابات پارلمان محلی ایالت در روز ۲۵ نوامبر (۵ آذر) به آزمونی برای سنجش قدرت و توان این نیروها و به مقدمه‌ای برای برگزاری یک رفراندوم جدایی بدل شده است. البته مشکل کاتالونیا ریشه‌ای تاریخی دارد و در ظرف ۷ سال گذشته، ورای بحران مالی مسائل دیگری نیز مناسبات میان مادرید و بارسلون را دشوار کرده‌اند.

مشکلی با پیشینه سه قرن

کاتالونیا که مرکز آن بارسلون است با مساحتی در حدود بلژيک (۳۲۱۰۰ کیلومتر مربع) و جمعيتی در حدود هفت و نیم میلیون نفر در شمال شرقی اسپانيا واقع شده و به لحاظ مالی و بانکی و امور بندری مهمترين استان اين کشور به شمار می‌رود. نزديک به ۲۰ درصد توليد ناخالص ملی اسپانيا در کاتالونیا انجام می‌شود.

به لحاظ تاريخی، مردم کاتالونیا اغلب خود را از سوی مادريد مغبون و مورد محروميت‌ قرارگرفته می‌دانند. روايتی که آنها از تاريخ خود ارائه می کنند حاکی از آن است که از سال ۱۷۱۴ که اتحاد آنها با امپراطوری هابسبورگ در مقابل بوربون‌ها شکست خورد، خودمختاری وسیع آنها هم از بين رفت و مجبور به تبعيت از پادشاهان بوربونی شدند که بر مادريد حکومت کرده‌اند.

در سده گذشته کاتالونیایی‌ها از پايه‌های اصلی مبارزه برای برقراری جمهوری‌ در اسپانيا بودند و در دوران کوتاه ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۹ که چنين حکومتی در اسپانيا برپا شد از حقوق قابل اعتنايی در اداره امور منطقه خود برخوردار شدند. با شکست جمهوريخواهان در برابر نيروهای ژنرال فرانکو و برقراری ديکتاتوری در اسپانيا،‌ حقوق آنها و ساير مناطق کشور، پايمال اراده اقتدارگرای دولت مرکزی مادريد شد و زبان آنها که مستقل و تلفيقی از فرانسوی و اسپانيايی است نيز مشمول ممنوعيت شد.

صحبت‌کردن به این زبان در ملاء عام و تدریس آن در مدارس ممنوع بود، به گونه‌ای که پس از رایج‌شدن مجدد آن پس از مرگ فرانکو یادگیری خط این زبان به مشکلی بزرگ بدل شد و هنوز هم کاملا برطرف نشده است. این در حالی است که در بسیاری از روستاهای کاتالونیا، کماکان شمار زیادی از اهالی، زبان اسپانیایی را نمی‌دانند و تنها قادرند به زبان کاتالونی صحبت کنند.

با مرگ فرانکو در سال ۱۹۷۵ و بازگشت دموکراسی به اسپانيا کاتالونی‌ها و باسک‌ها از بيشترين حقوق خودمختاری در قانون اساسی سال ۱۹۷۹ برخوردار شدند. زبان کاتالونی در کنار زبان اسپانيايی به زبان رسمی منطقه بدل شد و به لحاظ امور مربوط به نيروهای انتظامی ، آموزشی،‌ بهداشتی و فرهنگی نيز کاتالونیا از اختيارات بسيار وسيعی برخوردار شد. ملت اسپانيا نيز در در قانون اساسی ۱۹۷۹ متشکل از مليت‌های مختلف تعريف شده است و از زبان و فرهنگ این ملیت‌ها به عنوان غنابخش فرهنگ اسپانيا يادشده که بايد مورد احترام و حمايت واقع شوند.

ملت یا ملیت؟

با اين همه در سال‌های گذشته چالش و مشکلات در مناسبات مادريد و بارسلون در ابعاد ديگری دوباره خود را نشان داده است. شناخته‌شدن به عنوان يک ملت، ‌ارتقاء بيشتر موقعيت زبان کاتالونی و کسب سهم بيشتری از ماليات‌هايی که در منطقه اخذ می‌شود ازجمله خواست‌های کاتالونی‌‌ها بوده است.

با روی کار‌آمدن دولت سوسياليست خوزه لوئیز زاپاته‌رو در مارس ۲۰۰۴ احزاب چپ و ملی‌گرای موجود در صحنه سياسی کاتالونیا موقعيت را برای تحقق خواست‌های خود مناسب ديدند. در همين راستا آنها سال ۲۰۰۵ در پارلمان محلی خود با اکثريتی نزديک به ۹۰ درصد آراء قانون اساسی‌ را به تصويب رساندند و یک سال بعد هم ۷۴ درصد رای‌دهندگان کاتالونیا در یک رفراندوم آن را تایید کردند.

این قانون اساسی که در بعضی جهات خط‌کشی شدیدی با مادرید را به نمایش می‌گذاشت، کاتالونیایی ها را به عنوان يک ملت تعريف می‌کند، سهم بيشتری از ماليات‌های اخذشده در منطقه را از آن دولت بارسلون می‌داند و زبان کاتالونی را نسبت به زبان اسپانيايی در موقعيت برتری قرار می‌‌دهد، به گونه ای که در مدارس تنها باید اين زبان آموزش داده شود، تابلوهای مغازه ها باید به اين زبان باشد و استخدام کسانی که به اين زبان تسلط نداشته باشند محدود شود.

اين درک و دريافت از برتری و استقلال زبان مولفه‌هايی از افراط و تندروی را نيز به خود گرفته است، به گونه‌ای که در پارلمان بارسلون بايد تنها به زبان کاتالونی سخن گفته شود، اما نمايندگان کاتالونیا در پارلمان سراسری اجازه دارند که هم به اسپانيايی و هم به کاتالونی صحبت کنند. مجازات شرکت‌ها و موسساتی که در بروشورهای خود کاتالونی را به کار نگيرند نيز از جنبه‌های ديگر اين گرايش است.

برای تامين خواست کاتالونی‌ها در مورد به رسميت شناخته‌شدن به عنوان يک ملت، در قانون اساسی تصویب‌شده يک فرمول بينابين و دوپهلو گنجانده شد به اين شرح:" برای تبارز بخشيدن به احساس و اراده شهروندان، پارلمان کاتالونیا با اکثريتی قوی مردم اين منطقه را به عنوان يک ملت تعريف کرده است. اين واقعيت ملی در بند دو قانون اساسی اسپانيا که کاتالونیایی ها را به عنوان يک مليت (از ملت واحد اسپانيا) به رسميت می شناسد نيز بازتاب يافته است."

قانون اساسی جدید، کاتالونیا را صاحب پرچم،‌ سرود ملی و روزهای تعطيل مخصوص به خود می‌کند، با دولت مادريد مناسباتی تقريبا برابر حقوق برقرار می‌سازد و به عنوان بالاترين مرجع حقوقی رای دادگاه عالی اين منطقه بر رای دادگاه قانون اساسی اسپانيا ارجحيت می‌دهد. با اين همه دولت مرکزی صرفنظر از مسائل نظامی و سياست خارجی شماری از اختيارات خود بر بنادر و فردوگاه‌های کاتالونیا را حفظ می‌کند و زبان کاتالونی نيز کماکان در نهادهای اتحاديه اروپا به عنوان زبان رايج به رسميت شناخته نخواهد شد.

از مناقشه سیاسی و فرهنگی تا تبعات بحران مالی

پس از تصویب قانون اساسی کاتالونیا در مجلس این ایالت و رفراندوم تایید آن در سال ۲۰۰۶، کشاکش احزاب سراسری اسپانیا و دولت و احزاب حاکم کاتالونیا رو به اوج رفت. به ویژه حزب محافظه‌کار مردم که از سال گذشته پس از ۷ سال مجدداً زمام امور اسپانیا را به دست دارد کوشید از طریق توسل به دادگاه قانون اساسی "ملت‌بودن" کاتالونی‌ها، مغایر قانون اساسی اسپانیا شمرده شود و ارجحیت زبان کاتالونی ملغی شود، تلاشی که تا حدود زیادی با موفقیت همراه شد و خشم کاتالونی‌ها را بیش از پیش برانگیخت. این خشم و نارضایتی گاه و بی‌گاه با تظاهرات و اعتراض‌های کاتالونیایی ها همراه شده است. به ویژه در ۱۱ سپتامبر امسال، یعنی در دویست و نود و هشتمین سالگرد شکست کاتالونی‌ها در برابر نیروهای پادشاهی بوربور اسپانیا، بزرگترین این اعتراض‌ها روی داد که نزدیک به یک میلیون و نیم نفر در آن شرکت داشتند و بیش از همیشه خواست جدایی‌طلبی از اسپانیا در آن برجسته شد.

آرتور ماس، نخست‌وزیر ایالت کاتالونیا که حزبش (حزب ملی‌گرا- لیبرال " اتحاد و همگرایی کاتالونی"/ Convergència i Unió - CiU) تا چندی پیش کمتر با گرایش‌های استقلال‌طلبانه شناخته می‌شد با سوار‌شدن بر موج استقلال‌خواهی در تظاهرات یادشده از موضع قدرت با دولت مادرید وارد گفت‌وگو شد و به ویژه مطالباتی را در زمینه مالی روی میز گذاشت.

در کاتالونیا این درک و دریافت وجود دارد که در گرماگرم بحران مالی در اسپانیا بخشی از درآمدهای این منطقه (نزدیک به ۱۰درصد مالیات‌ها) برای توسعه مناطق دیگر و غلبه دولت مرکزی بر بحران مالی به خزانه آن ریخته می‌شود، ولی خود دولت کاتالونیا مجبور است که از خدمات اجتماعی به مردم بکاهد و سیاست ریاضتی به آنها تحمیل کند. خواست ماس این بود که کاتالونیا همچون ایالت باسک در زمینه تعیین سقف مالیات‌ها خود راساً تصمیم‌گیری کند و میزان کمتری از این مالیات‌ها را به دولت مرکزی تحویل دهد. استدلال این بود که به خاطر همین تعهد مالی در برابر دولت مرکزی خود کاتالونیا به رغم توان اقتصادی بالایش به مقروض‌ترین ایالت اسپانیا بدل شده و نزدیک به ۴۲ میلیارد یورو بدهی دارد.

دولت اسپانیا به خواست‌های دولت کاتالونیا پاسخ منفی داد و در ازای خواست این دولت برای دریافت ۵ میلیارد یورو از صندوق نجات ملی برای پرداخت بخشی از بدهی‌های خود خواهان مشارکت در شماری از تصمیم‌گیری‌های ایالت کاتالونیا شد. این رویه به علاوه ترس کاتالونی‌ها از از دست‌دادن هر چه بیشتر حقوق خودمختاری خود سبب شد که ماس انتخابات پیش از موعد را برای ۲۵ نوامبر امسال اعلام کند و نتیجه آن را با خواست مردم برای استقلال کاتالونیا از اسپانیا پیوند زند. او اعلام کرده است که در صورت پیروزی در انتخابات پارلمان کاتالونیا در روز یکشنبه، رفراندوم جدایی را در ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۴، یعنی در سیصدمین سال از دست‌رفتن خودمختاری کاتالونیا و کنترل کامل اسپانیا بر این ایالت، برگزار خواهد کرد.

بنا به آخرین نظرسنجی‌ها حزب آرتور ماس (حزب اتحاد و همگرایی کاتالونیا) همچنان قوی‌ترین حزب کاتالونیا باقی خواهد ماند، اما برای تشکیل دولت و تصویب رفراندوم جدایی باید با حزب چپ‌گرای جمهوریخواه ائتلاف کند. این حزب به رغم جدایی‌خواهی در زمینه تامین اجتماعی نظراتی چپ‌تر از حزب اتحاد و همگرایی دارد.

سود و زیان استقلال

دولت حزب محافظه‌کار مردم در مادرید اعلام کرده است که بنا به قانون اساسی اسپانیا تنها دولت مرکزی حق برگزاری رفراندوم در مورد مسائل مختلف را دارد و اگر کاتالونیا به رغم ممنوعیت قانونی باز هم رفراندوم برگزار و اعلام استقلال کند، با پذیرفته‌شدن آن در اتحادیه اروپا مخالفت خواهد کرد. دولت کاتالونیا در مقابل می‌گوید که در پادشاهی بریتانیا هم اسکاتلند خواهان جدایی است و با دولت مرکزی با رفراندوم بر سر این موضوع توافق کرده است، چرا در اسپانیا چنین کاری غیرممکن است. همچنین استدلال می‌شود که اگر اتحادیه اروپا برای پذیرفتن اسکاتلند واکنشی منفی نشان نداده، قاعدتا نمی‌تواند با پذیرفتن کاتالونیا هم مخالفت کند. اتحادیه اروپا اما تایید کرده است که جدایی کاتالونیا به طور اتوماتیک خروج آن از اتحادیه اروپا را هم رقم خواهد زد.

اما کاتالونی‌ها می‌گویند که اتحادیه اروپا با توجه به مقام هفتم اقتصادی کاتالونیا در میان کشورهای عضو اتحادیه بیرون ماندن این "کشور" را به صلاح نخواهند دید. دولت کاتالونیا در اقدامی آشکار برای جلب نظر مساعد اتحادیه اروپا بیش از آن که از استقلال کاتالونیا صحبت کند بر "شکل‌گیری یک کشور تازه در اروپای فدرال" تاکید دارد.

شماری از کارشناسان اقتصادی معتقدند که کاتالونیای مستقل به ویژه اگر در اتحادیه اروپا پذیرفته نشود به لحاظ اقتصادی قادر به ادامه حیات نیست، زیرا به رغم قروض سنگین‌اش، باید بخشی از قروض ۱۰۰ میلیارد یورویی اسپانیا را هم تقبل کند. این در حالی است که حمایت بانک مرکزی اروپا را نخواهد داشت و به صندوق کمک این اتحادیه برای حل بحران مالی کشورهای عضو هم دسترسی پیدا نمی‌کند. قرض‌گرفتن از نهادهای مالی بین‌المللی با سودی نزدیک به ۱۰ درصد هم برای اقتصاد کاتالونیا فشاری مضاعف و در حکم خودکشی خواهد بود.

کاتالونیا بخشی از اهمیتش به این است که به لحاظ جغرافیایی دروازه مهم اسپانیا به شمار می‌آید و بخش عمده‌ای از کالاهایش هم به اسپانیا می‌رود. سال گذشته کاتالونیا از صادرات به مناطق دیگر اسپانیا ۱۸ میلیارد یورو درآمد داشته و از دست‌دادن این درآمد حتی برای مدتی کوتاه به معنای کاهش ۲۵ درصدی تولید ناخالص ملی آن خواهد بود و درآمد سرانه را از ۳۰ هزار یورو به ۲۱ هزار و ۵۰۰ هزار یورو فرو خواهد کاست.

جدایی‌خواهان کاتالونیا و شماری از اقتصاددانان در مقابل استدلال می‌آورند که کاتالونیا هفتمین قدرت اقتصادی اتحادیه اروپا است و به جای دریافت کمک از این اتحادیه به آن کمک می‌کند. ۲۷ درصد صادرات اسپانیا هم از این منطقه است و ۲۵ درصد توریست‌های اسپانیا نیز مقصدشان کاتالونیا است. آنها همچنین تاکید دارند که سهمی که کاتالونیا از دولت مرکزی می‌گیرد ۱۵ میلیارد یورو کمتر از سهمی است که کاتالونیا به خزانه مرکزی می‌پردازند.

صرف‌نظر از این که سرنوشت اقتصادی کاتالونیا پس از رفراندوم و جدایی احتمالی به چه سمتی برود در زیان دولت اسپانیا از جدایی کاتالونیا تقریبا تردیدی وجود ندارد. با این جدایی صرفا یکی از مناطق قدرتمند اقتصادی اسپانیا از آن جدا نمی‌شود، بلکه باسکی‌ها هم که با حساسیت رویکردهای کاتالونیایی ها را پیوسته زیر نظر داشته‌اند احتمالا مسیری مشابه را در پیش خواهند گرفت و به این ترتیب اسپانیا یکی دیگر از قطب‌های قوی اقتصادی خود را از دست خواهد داد.

اتحادیه اروپا در برابر بحرانی جدید

این امر منتفی نیست که برآمد قوی جدایی‌خواهان در کاتالونیا، دولت اسپانیا را وادارد که بر سر خواست‌های مالی ‌آنها و نیز قبول قانون اساسی سال ۲۰۰۶ انعطاف بیشتری نشان دهد و به این ترتیب فعلا تمایل به جدایی و برگزاری رفراندوم در این باره را مهار کند. اتحادیه اروپا هم که از جدایی کاتالونیا خشنود نیست احتمالا فشار بر دولت مادرید را تشدید خواهد کرد تا با کاتالونیایی ها به توافق برسد.

بعد از تجزیه چکسلواکی، جنگ خونبار یوگسلاوی و تبدیل آن به ۷ کشور و نیز پس جدایی کوزوو از صربستان در اتحادیه اروپا این درک خوشبینانه‌ شکل گرفت که دیگر سیر جدایی‌خواهی و تغییر احتمالی مرزها در قاره رو به پایان است، به خصوص که قرارداد شنگن هم مرزها را کم‌وبیش بی‌معنا کرده و ناسیونالیسم و ملی‌گرایی نیز متاثر از منطقه‌ای شدن و جهانی‌شدن سیاست و اقتصاد بیش از پیش در حال رنگ باختن است.

جدایی احتمالی کاتالونیا نقطه پایانی بر درک و دریافت یادشده خواهد بود و با تشدید احتمالی جدایی‌خواهی‌ در بخش‌های دیگر اروپا اتحادیه را با بحرانی تازه روبرو خواهد ساخت، بحرانی که تا کنون کمتر مکانیزمی برای مقابله و حل آن اندیشیده شده است.


برچسب‌ها: شبح جدایی طلبی چشم نگران اروپا به انتخابات کاتالون, فدرالیسم, کاتالونیا, اقتصاد, جدایی طلبی یا استقلال خواهی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۳ساعت 21:33  توسط spow  | 

درباره «چاك بری» در ميان سفيد ها
Chuck Berry


نويسنده: امير بهاری

در سال های اوليه دهه 1950 در امريكا موسيقی «راك اند رول» شكل گرفت. اين موسيقی به روايتی بلوز سياهان بود كه سفيدها می نواختند با تفاوت هايی اندك مثلاً ضرباهنگی سريع تر و ملودی هايي ساده تر كه مناسب سرگرمي و تفريح باشد. ابرستاره اين موسيقي الويس پريسلي بود و اسامي ديگري همچون «بادي هالي»، «ليتل ريچارد» و «بيل هيلي» در كنار او جريان اصلي موسيقي راك اند رول را شكل مي دادند كه همگي سفيد بودند. در اين ميان چند سياهپوست اين تلقي صرف سفيد از راك اند رول را بر هم زدند. يكي از آنها و در واقع مهم ترين شان «چاك بري» Chuck Berry بود. چاك بري با آن صورت نه چندان زيبا كه هيچ تشابهي به زيبايي الويس نداشت، پا به عرصه گذاشت و قهرمان نسل جوان آن دوره ايالات متحده شد. بري با هم نسل هايش بسيار متفاوت بود. اين چاك بري بود كه خودش آهنگ مي ساخت، خودش ترانه مي سرود و خودش اجرا مي كرد. بري را به روايتي «پدر شعر راك»1 مي دانند. او بود كه به ترانه در اين نوع موسيقي مفاهيمي اجتماعي افزود و در عين حال از اولين كساني بود كه جسارت بداهه نوازي هاي طولاني مدت در يك قطعه راك اند رول را داشت. او هنرمندي نبود كه تهيه كنندگانش براي او ملودي و شعر انتخاب كنند. «جان لنون» خواننده و نوازنده معروف گروه بيتلز در مورد او گفته است: «اگر سعي مي كنيد روي راك اند رول اسم ديگري بگذاريد مي توانيد آن را چاك بري بناميد.» و كيت ريچاردز نوازنده بزرگ گيتار كه در گروه موسيقي رولينگ استون فعاليت دارد، گفته است كه من تمام تكنيك هاي نوازندگي ام را از روي چاك بري برداشته ام.
    
    چاك بري با نام واقعي «چارلز ادوارد اندرسون بري»در 18 اكتبر سال 1926 در ميسوري به دنيا آمد. برخلاف اغلب خوانندگان سياه بلوز كه يا خودشان كارگر بودند يا در خانواده يي كارگر و سطح پايين تربيت شده بودند بري در خانواده يي متوسط بزرگ شد اما در نوجواني به رفتاري ناهنجار روي آورد. در سال 1944 قبل از اينكه از دبيرستان فارغ التحصيل شود به جرم دزدي دستگير شد. او به همراه دوستانش مي خواستند از ميسوري به كانزاس بروند و متوجه مي شوند ماشين شان خراب است و به همين خاطر با اسلحه اسباب بازي جلوي ماشين ديگري را مي گيرند و آن را مي دزدند و به كانزاس مي روند و... براي اولين بار چاك اين گونه دستگير مي شود.
   
    پس از رهايي از اردوي كار تربيتي او به طور جدي به سمت گيتار و موسيقي بلوز رفت. پس از چند سال يك نوازنده چيره دست شد. او در سال 1955 به شيكاگو رفت تا «مادي واترز» را ببيند. مادي واترز از بزرگان موسيقي بلوز بود كه روي بري تاثير گذاشته بود. بري در همان سال 1955 فرصت اين را پيدا كرد كه چند قطعه ضبط كند از جمله قطعه معروف ميبلين (Maybellene) كه به عنوان اولين قطعه از بري ضبط شد. ارائه شدن اين اثر و مقبوليت آن در نسل جوان باعث شهرت بري شد. سال بعد آلبوم «راك، راك، راك» را منتشر كرد. او مسير موفقيت را پيش گرفته بود كه در اواخر دهه 1950 به دليل مشكلات اخلاقي محكوم به پنج سال زندان شد و اين مسير با تلخي متوقف شد. 

   
    پس از زنداني شدن بري و مشكلات ديگري كه براي موسيقي راك اند رول پيش آمد از مقبوليت او و موسيقي راك اند رول كم شد. پس از اتمام محكوميت او بيتلز و رولينگ استون (دو گروه بسيار معروف و آغازگر راك دهه 60 ) با بازخواني آثاري از چاك بري دوباره او را بر سر زبان ها انداختند.
   
    بري در سال 1979 به دليل امتناع از پرداخت ماليات دوباره محكوم شد و به زندان افتاد اما در همان سال به درخواست «جيمي كارتر» در كاخ سفيد كنسرت برگزار كرد.
   
    او در دهه 1970 بيشتر درگير تورهايش بود. هيچ وقت به همراه خودش گروهي نمي برد: آنقدر از خودش مطمئن بود كه براي تورهايش تنها با يك گيتار سفر مي كرد. مي دانست كه هرجا برود نوازندگاني پيدا مي شوند كه با او ساز بزنند. «بروس اسپرينگستين» از خوانندگان بسيار معروف موسيقي راك در امريكا، كارش را با نوازندگي براي چاك بري آغاز كرد. اسپرينگستين درباره او مي گويد:«... حتي ليستي از قطعه هايي را كه مي خواست اجرا كند به ما نمي داد. او توقع داشت نوازندگان بر اساس پرفورمنس هاي او ساز بزنند و در كنسرت هايش از نوازندگانش تشكر نمي كرد.»
   
    به رغم اين حرف ها اسپرينگستين در سال 1995 (يعني زماني كه خودش در اوج شهرت بود) در كنسرت معروفي كه بري در هال آف فايم (Hall of Fame) برگزار كرد، شركت و دوباره براي او نوازندگي كرد.
   
    در سال 1987 «تيلور هكفورد» كارگردان معروف امريكايي كه سه سال پيش فيلم مشهور «ري» را با محوريت زندگي «ري چارلز» خواننده بزرگ موسيقي بلوز ساخت، مستندي از كنسرتي كه براي گراميداشت بري برگزار شد، تهيه كرد. در اين كنسرت كيت ريچاردز سرپرست نوازندگان بود و نوازندگاني همچون اريك كلپتون، رابرت كري و اتا جيمز حضور داشتند.
   
    از اسامي مهمي كه بري بر آنها تاثير گذاشته است مي توان از گروه The Who كه لحن آنارشيستي موسيقي بري بر آنها تاثير گذاشته و باب ديلن كه از نوع ترانه سرايي اجتماعي بري تاثير گرفته و همين طور «انگس يانگ» نوازنده گيتار گروه معروف AC/DC نام برد كه در شكل نوازندگي مستقيماً تحت تاثير چاك بري بوده است.
   
چاك بري در حال حاضر 82 ساله است و همچنان مشغول كار. او هر ماهه يكي از چهارشنبه ها را در رستوران معروف خود با عنوان «بلوبري هيل» در سنت لوئيز به اجراي موسيقي مي پردازد. 

از مشهورترین ترانه های اجرا شده چاک بری اهنگ Johnny B Goode می باشد که فعلا در لیست بهترین های تمام تاریخ رولینگ استون در رده هفتم قرار دارد.

   
پي نوشت:

1- تاريخچه موسيقي راك، جرمي پاسكال، بابك شهاب، نشر آهنگ ديگر، صفحه43


برچسب‌ها: چاک بری, چاک بری و موسیقی راک, تاريخچه موسيقی راك, چاک بری جان لنون لد زیپلن انگس یانگ بروس اسپرينگست, موسیقی راک
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 10:0  توسط spow  | 

دانلود تورنت

اموزش دانلود از تورنت و اشنایی با دنیای تورنت

تورنت بزرگترین شبکه به اشتراک گذاری فایل در سراسر دنیا می باشد که بسیاری از محدودیت های مرسوم دانلود فایل را در هم شکسته و ابزار مناسبی برای اشتراک فایل ها بین کاربران اینترنت فراهم نموده است.

اگر شماهم از انواع و اقسام سایت های دانلود فیلم ، موزیک ، نرم افزار ، کتاب و انیمیشن و خدمات ویژه انها خسته شده اید وبه دنبال یک کیفیت بالاتر در زمینه دانلود هستید بهترین گزینه ممکن تورنت می باشد.

نرم افزارهای بسیاری برای استفاده از سیستم تورنت وجود دارند که ما نرم افزار uTorrent (میکرو تورنت ) را پیشنهاد می کنیم البته بعد از اشنایی و استفاده از تورنت می توانید از هر نرم افزار دلخواهی استفاده کنید.

لینک دانلود نرم افزار uTorrent

دانلود کنید.

پسورد : www.spowpowerplant.blogfa.com

در لینک بالا سه نسخه پلاس ، معمولی و پرتابل نرم افزار برای دانلود اماده شده است که بهتر است از نسخه معمولی استفاده نمایید.

با توجه به شرح مبسوط و کاملی که در سایت وزین اموزش به زبان ساده درباره تورنت امده است ما از شرح جزئیات بیشتر صرف نظر می کنیم و اگر در زمینه تورنت و دانلود از تورنت سوالی داشتید در قسمت نظرات مطرح فرمایید در حد امکان پاسخ داده خواهد شد.

حتما برای شما پیش آمده که در هنگام گشت و گذار در اینترنت با سایت و لینک های تورنت مواجه شدید و یا اسم تورنت را از دوستانتان شنیده باشید ، اما طرز استفاده از آن را نمی دانید! تورنت بزگترین شبکه اشتراک گذاری فایل بین کاربران سراسر دنیا است. با استفاده از تورنت می توانید هر چیزی را که فکر می کنید نیاز دارید به راحتی و بدون پرداخت هزینه اضافی دانلود کنید ؛ بازی ، فیلم ، موزیک ، نرم افزار ، عکس و... .در این مطلب به معرفی و آموزش دانلود توسط تورنت با استفاده از نرم افزار uTorrent می پردازیم.

تورنت چیست ؟ چگونه با تورنت دانلود کنیم ؟

قابلیت های نرم افزار uTorrent :
- Download همزمان چندین File
- استفاده از پهنای باند اندک
- قابلیت پیکربندی پهنای بند بر اساس زمان
- سرعتی منحصر به فرد
- انتقال سریع و متناوب Resume ها
- پشتیبانی از تمام Protocol های اضافی
- استفاده از زبان شیرین فارسی
- مدیریت بهتر بر حافظه
- انتقال به حالت های گذشته پس از قطع شدن
- و ...
تورنت چیست ؟ چگونه با تورنت دانلود کنیم ؟

در این آموزش یا خواهید گرفت :
- توضیح در مورد طرز کار تورنت Torrent
- معرفی نرم افزار uTorrent
- آموزش استفاده از Torrent
- آموزش دانلود توسط Torrent
- اصطلاحات تورنت Torrent
- و...

تورنت چیست ؟
تورنت پروتکلی است که به منظور ارسال فایل طراحی شده است. در واقع نوعی ارتباط دو به دو می باشد که کاربران مستقیما به یکدیگر متصل می باشند و به ارسال و دریافت قسمتی از فایل می پردازند. فلسفه کلیدی Torrent این است که کاربران باید همزمان با دانلود کردن اطلاعات آن را آپلود نمایند ، در این صورت پهنای باند شبکه با حداکثر کارایی به کار گرفته می شود.
به زبان ساده تر تورنت Torrent یک ضابطه به اشتراک گذاری فایل ها است که در آن لازم نیست شخصی فایل را بر روی یک سرور آپلود کرده و دیگران آن را از روی سرور دانلود کنند ، بلکه در تورنت گیرنده ، فایل ها را به صورت مستقیم از روی کامپیوتر شخص فرستنده دریافت می کند و دوباره همان شخص آن فایل رو برای دیگری ارسال می کند.

یک مثال ساده برای تفهیم تورنت :
تورنت را می توان به گروهی از افراد تشبیه کرد که دور یک میز نشسته اند. هر کدام از این افراد سعی دارند که کپی کاملی از یک کتاب را دریافت کنند. نفر اول اعلام می کند که صفحات 1 تا 10 ، 30 تا 45 و 60 تا 70 را دارد و نفرات سوم و چهارم و پنجم هر کدام قسمت هایی از این صفحات را ندارند. بنابراین هر یک برای گرفتن صفحات خود را با نفر اول هماهنگ می کنند. نفر دوم اعلام می کند که صفحات 11 تا 22 ، 31 تا 55 و 75 تا 80 را دارد. نفر اول و چهارم و پنجم به نفر دوم می گویند که بعضی از صفحات او را می خواهند و او هم یک کپی به آن ها می دهد. این روند ادامه می یابد تا وقتی همه افراد کپی تمام کتاب را به دست آورند. همچنین در این میز شخص دیگری وجود دارد که کپی کل کتاب را دارد. بنابراین احتیاج ندارید که برایش کپی صفحه ای ارسال کنید. او صفحاتی را که هیجکس ندارد بین افراد پخش می کند. در ابتدا هنگامی که افراد دور میز می نشینند ، باید از او بخواهید که اولین سری کپی صفحات خود را بدهد. بدین ترتیب این فرد می تواند کتابی را که دارد در اختیار افراد زیادی قرار دهید بدون اینکه مجبور باشد کل کپی را به تمام افراد بدهد. او می تواند در عوض قسمت های مختلفی از کتاب را به افراد متفاوت بدهد و آن ها قادر خواهند بود که این قسمت ها را در بین خود پخش کنند. بدین ترتیب این فرد کل کتاب را در اختیار دارد.

تفاوت دانلود تورنت با دانلود های معمولی در چیست ؟
تفاوتش این است که دیگر لازم نیست هزینه های فوق العاده بالایی برای سرور و پهنای باند پرداخت شود. کامیپوتر شما سرور شماست! پس اون دسته از کسانی هم که هزینه پرداخت سرور رو ندارن به راحتی می تونند فایل های خود را برای دیگران به اشتراک بگذارند.

با این حساب همه می توانند هارد کامپیوتر من را ببینند و هر چه که خواستند بردارند ؟
خیر !! به هیچ عنوان...! شما وقتی یک فایل رو به اشتراک می گذارید دانلود کننده ها فقط همان فایل رو می توانند از شما بگیرند. نگران هیج چیز نباشید.

نرم افزار uTorrent چیست و آن را از کجا تهیه کنیم ؟
برای دانلود فایل های تورنت نیاز به یک دانلود منیجر خاص دارید که توانایی اجرای فایل های تورنت را داشته باشد. یکی از معروف ترین آن ها uTorrent است.
برای دانلود نرم افزار uTorrent می توانید از سایت های معتبر فارسی استفاده کنید و یا به سایت رسمی آن مراجعه کنید.


نمایی از نرم افزار uTorrent :


چگونه فایل های تورنت را دانلود کنیم ؟
پس از دانلود و نصب نرم افزار uTorrent ، می بایست فایل هایی با پسوند .torrent را درون نرم افزار اجرا کنید تا بتوانید دانلود خود را شروع کنید.
بدین منظور باید در اینترنت شروع به جستجوی فایل مورد نظر (فیلم ، بازی ، نرم افزار ، آهنگ و...) با پسوند .torrent بگردید. این فایل ها حجم بسیار کمی دارند و حاوی اطلاعات دانلود هستند. پس از دانلود این فایل ها در کامپیوتر می بایست آن را با نرم افزار uTorrent باز کنید تا عملیات دانلود آغاز شود.


همانطور که در عکس بالا مشاهده می کنید فایل تورنت را در نرم افزار uTorrent اجرا کردیم و دانلود شروع شده.

نکته مهمی که باید به آن توجه کنید ، پهنای باند مصرفی است. از سمت راست بالای نرم افزار روی دکمه زیر کلیک کنید تا وارد تنظیمات uTorrent شوید.

در پنجره باز شده وارد Bandwidth شوید.


در این قسمت 2 تنظیم مهم وجود دارد. حداکثر سرعت آپلود و دانلود!

سرعت دانلود را که باید روی حداکثر گذاشت تا از حداکثر پهنای باند برای دانلود استفاده شود ، بدین منظور عدد 0 را در قسمت Maximum Download Rate بنویسید.
سرعت آپلود را در صورتی که از اینترنت با پهنای باند نامحدود استفاده می کنید در قسمت Maximum Upload Rate بر روی 0 قرار دهید تا کاربران دیگر که قصد دانلود همین فایل را دارند بتوانند راحت تر دانلود کنند. اما اگر اینترنت شما محدودیت حجمی دارد عدد 1 را وارد کنید تا سرعت آپلود شما حداقل شود. البته اگر در ساعاتی که حجم ترافیکی اینترنت شما رایگان است این کار را نکنید. بگذارید سرعت آپلود شدن همان مقدار نامحدود باشد.

نکته :
یادتان نرود پس از اتمام دانلود فایل مورد نظر ، آن را از لیست uTorrent حذف کنید ، در غیر این صورت شما در حال Seed هستید و این حجم ترافیک شماست که دارد کم می شود. در واقع دانلود شما تمام شده اما آپلود یا Seed فرستادن خیر!

فایل های تورنت را از کجا دانلود کنیم ؟
فایل های تورنت در اینترنت بسیار زیادند ، با یک جستجوری ساده در گوگل به نتایح بسیار زیادی می رسید. برای مثال اینطور جستجو کنید : Download Mama (2013) Torrent


همچنین سایت ها ، موتور های جستجو و Tracker های زیادی وجود دارد که کار شما را برای پیدا کردن فایل مورد نظر آسان می کند.

موتور جستجوگر فایل های تورنت : Torrentz
معروف ترین و قوی ترین Tracker ها : Mininova و Kat و Extra Torrent

البته همان جستجوی در گوگل هم نتایج بسیار زیادی براتان می آورد.

نکته مهم : نکته بسیار مهمی در ارتباط با فایل های تورنت وجود دارد که جستجوی فایل های مورد نظرتون باید بر طبق این نکته باشد.
به مثال زیر توجه کنید :

فرض کنید می خواهید فیلم Hugo را دانلود کنید ، آن را جستجو می کنید و لینک های متعددی از این فیلم برایتان نمایش داده می شود. همانند عکس زیر.


خب ، همانطور که مشاهده می کنید در سمت چپ اسم فیلم وجود دارد و در سمت راست یک سری اطلاعات از تورنت آن.
یک مقدار دقیق تر می شویم...


همانطور که مشاهده می کنید اطلاعاتی نظیر Leech ، Seed ، مدت زمانی که این فایل به اشتراک گذاشته شده و سایز آن مشخص است.
نکته مهم اینجاست که شما باید آن تورنتی را دانلود کنید که Seed آن بیشتر باشد! مثلا همان تورنت اول 227 تا Seed دارد که سرعت بسیار خوبی برای دانلود به شما می دهد.
برای درک بهتر اصطلاحات زیر را حتما مطالعه کنید.

اصطلاحات تورنت Torrent :
Torrent : فایل های Torrent فایل هایی هستند که ما از وب سرور با پسوند .torrent دریافت می کنیم و دارای حجم بسیار کمی هستند.
Peer : به کامپیوتری که به آن متصل می شویم و شروع به دانلود می کنیم Peer نامیده می شود. معمولا Peer ها تمام فایل را ندارند و گرنه به آن ها Seed می گفتند.
Seed : کامپیوتری است که کپی کامل یک Torrent مشخص را دارد. هنگامی که کامپیوتر ما به طور کامل فایل را دانلود کند ، تا زمانی که رو دکمه Finish کلیک نکنیم و یا از هر طریقی آن را نبندیم ، باز باقی می ماند. به این عمل Seed بودن و یا Seeding می گویند. بهتر است پس از دانلود کامل یک فایل برای کمک به دیگران مدتی Seed کنیم تا کاربران دیگر در صورت نیاز بتوانند آن فایل را دانلود کنند.
Leech : به Peer یی گفته می شود که به خاطر نسبت اشتراک پایین خود بر روی Swarm تاثیر منفی می گذارد. به بیان دیگر بیشتر از اینکه آپلود کند ، دانلود می کند! با این وجود اصطلاح Leech می تواند به جای Peer بکار گرفته شود.
Tracker : سرور هایی هستند که وظیفه نگهداری فایل های تورنت و همینطور هماهنگ کردن دانلود کننده ها و آپلود کننده ها را بر عهده دارند.
Reseed : هنگامی که که هیچ Seed ای برای فایل تورنت مورد نظر موجود نباشد و Peer ها با هم کل فایل را نداشته باشند و تمامی Peer ها فایل ناقصی دارند و هیچ یک قسمت تکمیل کننده ای را ندارد. در این صورت کامپیوتری با فایل کامل باید به Swarm متصل شود و قسمت های ناقص را ارسال کند. این عمل Reseed نام دارد.
Swarm : به گروهی از ماشین ها گفته می شود که به طور مشترک و جمعی برای یک فایل خاص به یکدیگر متصل اند.
Downloading : به عمل دریافت داده از کامپیوتر دیگر (سرور) را دانلود کردن می گویند.
Uploading : به عمل فرستادن و ارسال داده به کامپیوتر دیگر (سرور) را آپلود کردن می گوند.
Share Rating : نشان دهنده نسبت مقدار آپلود شده به مقدار دانلود شده است.

پ.ن 1 : اگر از سایت های مرجع دانلود تورنت (پیشنهاد ویژه kat.ph) استفاده می کنید سعی کنید لینکی را انتخاب کنید که اعداد Seed و Leech به هم نزدیک باشند.هرچه این نسبت پایین تر باشد سرعت دانلود شما هم بالاتر خواهد بود!

پ.ن 2 : برای تنظیم مقدار اپلود به مسیر زیر بروید

Option---->Preferences----->Scheduler

تیک فعالسازی را بگذارید و تنظیمات را مطابق شکل انجام دهید(همه خانه ها را به رنگ سبز کم رنگ یا محدود شده در اورید و جلوی سرعت اپلود عدد 1 را قرار داده و تایید کنید)




برچسب‌ها: اموزش تورنت, اموزش دانلود از تورنت, تورنت و اموزش کار با تورنت, دانلود نرم افزار تورنت uTorrent, دانلود تورنت
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 9:57  توسط spow  | 

مطالب قدیمی‌تر