توضیح عکس توضیح عکس
توضیح عکس تبلیغات

وبلاگ یک مهندس...

وبلاگ یک مهندس...

بهينه‌سازی يك سنسور خازنی جهت دريافت سيگنالهای تخليه‌جزئی در ترانسفورماتورهای قدرت

ترانسفورماتورهاي قدرت جديد مجهز به يك اتصال خازني مخصوص در زير بوشينگ هر يك از فازها هستند كه توسط آن مي‌توان سيگنالهاي فركانس بالا كه در اثر فعاليت پديده تخليه‌جزئي در ترانسفورماتور بوجود مي‌آيد را آشكارسازي و اندازه‌گيري نمود. با توجه به اينكه ترانسفورماتورهاي قديمي چنين امكاني ندارند، و از طرفي اندازه‌گيري ميزان تخليه‌هاي جزئي به دليل عمر بالا و احتمال زياد خرابي در اين ترانسها ضروري مي‌باشد در اين مقاله بررسي و ارائه راه حل مناسب جهت تجهيز ترانسفورماتورها به نوعي سنسور خازني صورت مي‌گيرد. اين سنسور به خصوص براي اندازه‌گيريهاي on-line تخليه‌جزئي بسيار مناسب است. همچنين در اين مقاله به بررسي پارامترهاي مختلف تاثيرگذار بر ظرفيت اين سنسور و يافتن سنسور بهينه پرداخته شده است.
 
مقدمه

امروزه همه كشورهاي صنعتي، به كاركرد و توليد بي‌نقص و انتقال و توزيع پيوسته قدرت الكتريكي وابسته‌اند. ترانسفورماتورها براي ارتباط و اتصال سيستم‌هاي انرژي با سطوح ولتاژ متفاوت بعنوان مهمترين دستگاه بخش انتقال و توزيع مطرح هستند. در نتيجه خرابي آنها مي‌تواند باعث بروز وقفه در تغذيه شبكه و در نتيجه پيامدهاي مخرب آن گردد. تخليه‌جزئي (PD) در واقع اصلي‌ترين منبع خرابي عايق در ترانسهاي قدرت مي‌باشد. وجود تخليه‌جزئي با گذشت زمان باعث تخريب عايق بين سيم‌پيچ‌هاي ترانسفورماتور و در نهايت شكست كامل عايقي و انهدام ترانس خواهد شد. مراحل پيشرفت تخليه‌جزئي تا شكست كامل در شكل (1) نشان داده شده است. تخليه جزئي يا partial discharge در واقع به جرقه‌هاي كوچك درون يك ماده عايقي كه در يك ميدان الكتريكي قوي، واقع شده گويند. عامل اصلي ايجاد اين جرقه‌ها ميدان الكتريكي غير يكنواخت مي‌باشد.

ناهمگوني ميدان ناشي از عوامل مختلفي است كه هر يك از اين عوامل بوجود آورنده انواع تخليه مي‌باشند كه عبارتند از:
الف) تخليه داخلي عايقها: كه در اثر وجود حفرات و يا ناخالصي‌ها درون ماده عايقي ايجاد مي‌شود.
ب) تخليه سطحي: در اثر آلودگي و يا ناهمواريهاي سطوح عايق پديدار مي‌گردد.
ج) كرونا: ناشي از وجود لبه‌هاي نوك تيز در الكترودهاي متصل به ولتاژ فشارقوي.
وجود تخليه‌جزئي در ترانس امري بديهي و اجتناب ناپذير مي‌باشد. و حتي در ترانسهاي نو نيز شايد تخليه‌هائي در حد چند پيكوكولن قابل اندازه‌گيري باشند. و استاندارد، ميزان تخليه مجاز براي تجهيزات مختلف را تعيين مي‌نمايد.

متن کامل مقاله بهينه‌سازی يك سنسور خازنی جهت دريافت سيگنالهای تخليه‌جزئی در ترانسفورماتورهای قدرت را از لینک زیر دانلود نمایید:

دانلود کنید.

پسورد : www.spowpowerplant.blogfa.com


برچسب‌ها: بهينه‌سازی يك سنسور خازنی جهت دريافت سيگنالهای تخل, دانلود مقالات مهندسی برق, نیروگاه, پست برق سنسور تخلیه جزئی ترانسفورماتور بوشینگ, ترانسفورماتور
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مهر 1393ساعت 21:53  توسط spow  | 

یادداشت های پراکنده قسمت سوم


Luddite | لودیت

به نهضت ضدماشینی شدن اطلاق می‌شود چون کارگری به‌نام لود (lud) به تخریب ماشین‌آلات خودکار در قرن هیجدهم دست زد، مخالفت با خودکار شدن و استفاده از ماشین‌آلاتی که نیاز به‌کارگر را کم می‌کند به لودیت مشهور شد.

اگر ماشین ها موجب بی مصرف و بیکار شدن شما شوند واکنش شما چیست؟ لودیت ها گروهی بودند که در اثنای انقلاب صنعتی قصد متوقف کردن جریان بیکاری و بی ارزش شدن کارگران توسط ماشین ها را داشتند. آنها مسیری روشن و آشکار برای ماشین های جدیدی که زندگی شان را تغییر داده بود یافتند، اما توسط دولت سرکوب شدند. هنوز پرسش بزرگ باقی است: آیا گروه لودیت ها تروریست بودند یا تنها مردمانی ناامید و مأیوس بودند؟!


در آغاز دوران صنعتی در انگلستان و در خلال جنبشِ (موسوم به) «لودیت» [Luddite]، ماشین‌ها به آماجِ خشونت سیاسی بدل شدند (Sale 1995; Fox 2002; Binfield 2004; Jones 2006). این جنبشِ گذرا از اواخر ۱۸۱۱ تا اواخر ۱۸۱۳ آشفتگیِ بسیار در منطقه‌ای که قلب صنعتی انگلستانِ آن زمان بود ایجاد کرد(بخش‌های یورک‌شایر، لنک‌شایر، چی‌شایر، دربی‌شایر، و ناتینگهام‌شایر). هزاران نفر از کارگرانِ محلیِ صنعتِ آغازین نساجی که وسیله‌ی معاش خود را تحت‌الشعاع ماشین‌آلات عظیم کارخانه‌ها در خطر می‌دیدند، ساختمان‌های جدید و فناوری‌های متعلق به آنها را اختراعاتی غیراخلاقی‌ می‌انگاشتند که بر‌هم‌زننده‌ی اصول سنتیِ عدالت و انصاف بودند. نظامِ کارخانه‌ای به طور صریح به «برده‌داری استعماری» تشبیه می‌شد [Sale 1995]، و کارگران برآشفته‌ای که از کاهش درآمد و بیکاری رنج می‌بردند، با خشم انقلابی بدان پاسخ می‌گفتند. پاسخ آنان، که احتمالاً در آن دوره کم‌تر از امروز پوچ و عبث به نظر می‌رسید، آن بود که به خود ماشین‌ها یورش ببرند و آن‌ها را نابود سازند. در اندک زمانی بیش از یک سال، میزان خسارت‌های وارد شده به زیرساخت‌های فناورانه‌، از صد‌هزار پوند فزونی گرفت. همچنان‌که بعدها شارلوت برونته نوشته بود، فهم این امر دشوار نیست که چرا «این رنج‌دیدگانْ از ماشین‌هایی که می‌پنداشتند نان آنها را ربوده‌اند نفرت داشتند؛ آن‌ها از ساختمان‌هایی که آن ماشین‌ها را دربر می‌گرفتند بیزار بودند؛ آن‌ها از کارخانه‌دارانی که مالک آن ساختمان‌ها بودند نفرت داشتند.» با وجود این، «چنین اقدامی مانع پیشروی اختراع نخواهد شد.» (نقل قول‌ها از:Sale 1995). مقامات بریتانیا به‌سرعت جنبش لودیت‌ها را در هم شکستند و رهبران آن را اعدام کردند. «سیل» (همان منبع) چنین نتیجه می‌گیرد «که معمارانِ صنعتی‌گراییِ جدید و آن‌هایی که از آن نفع می‌بردند بر الزامِ رویارویی با این چالش واقف بودندکه می‌بایست در جهت انکار و نابودسازیِ مفروضات و عادات و رسومِ سنتیِ کار حرکت کرد؛ این‌که نیروی کار باید به قدر کافی مطیع و انعطاف‌پذیر می‌شد و مفاهیم تازه‌ای از استخدامْ وضع و تثبیت می‌گردید تا به آنچه ما امروز انقلاب صنعتی می‌نامیم امکانِ غلبه بر رام‌نشد‌گان و طاغیان را بدهد.»



لودیت‌ها در سال ۱۸۱۲ تخریب ماشین‌آلات را به مثابه راه ممکنی برای دخالت‌گری در منطق سرمایه‌داری می‌انگاشتند. اما ادراکِ تاریخی حاکی از آن است که آنان بر خطا بودند: این یک استراتژیِ ناممکن بود. «سیل» بافراست کتابش را چنین نام نهاد: «شورش علیه آینده؛ لودیت‌ها و ستیزشان علیه انقلاب صنعتی». با این حال پروژه‌ی اجتماعی تخریب فیزیکی ماشین‌ها در خور تأمل است. اگر بت‌وارگی را جان‌دار پنداشتنِ اشیای بی‌جان و نسبت دادنِ عاملیتِ بدخواهانه به آن‌ها تعریف کنیم، می‌توان گفت لودیت‌ها در سوق دادن خشم‌شان به سوی اشیاء ماشینیْ معرفِ یک شکل پیشامدرن از بت‌وارگی بودند. از سوی دیگر، اگر تصدیق کنیم که ماشین‌ها به‌راستی مناسبات اجتماعی را شی‌واره (objectify) می‌سازند، می‌توان گفت اقدامات لودیت‌ها به طور شهودی موجه بوده است. در واقع، جداسازیِ هستی‌شناسانه‌ی ماشین‌ها از مناسبات اجتماعیِ مبادله [ی کالایی]، مناسباتی که به منظرِ مسلط جامعه‌ی مدرن صنعتی بدل شده‌اند، متضمنِ شکل ظریف‌تر و راز ورزانه‌تری از بت‌وارگی است [Hornborg 2001]. اگر انباشتِ (ناهمگن توزیع‌شده‌ی) زیرساخت‌های فناورانه را به‌سادگی، همچون شارلوت برونته، «پیشروی اختراع» بنامیم، یعنی همچون رشد پیوسته و ناگزیر ظرفیت‌های فزاینده‌ی فناورانه‌، ممکن است جایگاهی ممتاز در فضای اجتماعیِ جهانی را با یک مرحله‌ی پیشرفته در زمانِ تاریخی اشتباه بگیریم (Hornborg 2009). با وجود این، حدود دویست سال تجربه‌ی تاریخی نشان داده است که اغواگری بت‌وارگیِ ماشین، گرایشی بسیار پایدار است. به‌رغم حمله‌ی سال ۲۰۰۱ به برج‌های مرکز تجارت جهانی در نیویورک، به نظر می‌رسد که خرابکاری فیزیکیْ استراتژی‌ ماندگاری برای مواجهه با سرمایه نیست.

فکر و اقدام شما در قبال تکنوفوبیا (تکنولوژی هراسی) و تکنوفیلیا (تکنولوژی دوستی شدید) چیست؟

دیدن این ویدیو خالی از لطف نیست!

دانلود کنید.


برچسب‌ها: لودیت Luddite, تکنوفوبیا تکنوفیلیا, تکنولوژی هراسی, بردگی سرمایه, ماشینیزم انسان گرایی سرمایه ضد سرمایه داری
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مهر 1393ساعت 17:13  توسط spow  | 

کتاب هایی که می خوانیم قسمت 7

مردی بدون وطن/کرت ونه گوت/علی اصغر بهرامی/نشر چشمه

کورت ونه گات یا کرت ونه گوت (ماشالا قدرت پلورالیستی ترجمه در ایران از وفور نعمت هم گذر کرده!) با اسم کامل کورت ونه گات جونیور نویسنده امریکایی معاصر توانایی بسیار بالایی برای گزین گویی با استفاده خلاقانه از طنزی برا دارد.(به زمان بندی فعل ها گیر ندهید میشود نوشت داشت الان که ونه گات دستش از این دنیا کوتاهه و نمیتونه بخاطر زمان بندی فعل ها مشابه همون شکایت تخیلی از شرکت پال مال رو از ما داشته باشه!)

 ونه‌گات به شدت سیگار می‌کشید؛ سیگارهای مارک پال مال. آن هم بدون فیلتر. خود او به این عادت، یک روش باکلاس خودکشی می‌گوید. البته لازم به ذکر هست که یکبار در سال 1984 ونه گات به تاسی از مادرش دست به خودکشی زده بود!

کتاب مرد بی وطن کتاب ماقبل اخر ونه گات هست و شامل مجموعه ای داستان های کوتاه و مقالات اوست که بعد از تصمیمش مبنی بر ننوشتن کتاب در سال 1997 بعد از انتشار زمان لرزه منتشر شده است. محتوای کتاب مرد بی وطن حول و حوش همان هجو سنگین اما دلنشین ونه گات در قالب طنز سیاه در مورد سیاست های امریکایی ، شخص جورج بوش و حماقت انسان ها در ویران ساختن طبیعت و کره زمین است.

البته در کنار این هجوها او در مقام نویسنده و منتقدی چیره دست به اموختن نوشتن داستان و ارایه اموزش چارچوب داستان نویسی و خلق شخصیت ، فلسفه و اندرزگویی در مقام یک پدربزرگ نیز میزند.

غالب نوشته های کتاب بین سال های 2003 و 2005 در روزنامه این روزگار منتشر شده بود و کتاب در سال 2005 به صورتی که اکنون می بینید یا در اینده ای محتمل خواهید دید چاپ شده است.

کورت ونه‌گوت در شهر ایندیاناپولیس در ایالت ایندیانا به دنیا آمد. پس از آن که در رشتهٔ زیست‌شیمی از دانشگاه کورنل فارغ‌التحصیل شد، در ارتش نام‌نویسی کرد و برای نبرد در جنگ جهانی دوم به اروپا اعزام شد. او خیلی زود به دست نیروهای آلمانی اسیر و در درسدن زندانی شد، و در نتیجه شاهد بمباران این شهر توسط بمب‌افکن‌های متفقین بود که بیش از صد و سی و پنج هزار نفر کشته به جا گذاشت. پس از پایان جنگ و بازگشت به ایالات متحدهٔ آمریکا، در دانشگاه شیکاگو به تحصیل مردم‌شناسی پرداخت و سپس به عنوان تبلیغات‌چی برای شرکت جنرال الکتریک مشغول به کار شد، تا سال ۱۹۵۱ که با نهایی شدن انتشار اولین کتابش، پیانوی خودکار، این کار را ترک کرد و تمام‌وقت مشغول نویسندگی شد.
کورت وان گات در روز ۱۱ آوریل ۲۰۰۷ در سن هشتاد و چهار سالگی در منزل شخصی خود درگذشت. علت مرگ وی صدمه مغزی ناشی از سقوط اعلام شد.

اشارات عمیق ونه گات به مسائل مختلف از مذهب تا سیاست و از ادبیات تا زندگی روزمره با زخم هایی که تیغ سانسور بر روی ان قابل مشاهده است کتابی است بسیار دلنشین از نوع کتاب های یک جرعه ای!

کتاب های یک جرعه ای کتاب هایی هستند که مخاطب مجبور می شود به دلیل قدرت نویسنده در ایجاد فضا و ارائه مفاهیم کتاب را بدون فاصله های زمانی مطالعه کند و تقریبا تمامی اثار ونه گات از این خصیصه بهره مندند.

انتخاب گزیده هایی از متن کتاب به دلیل انکه تقریبا تمامی محتوای کتاب جذاب و کشش دار بود در این مورد زیاد جالب نیست ولی برای اشنایی دوستانی که هنوز از دنیای ونه گات بی خبرند اشنا شدن با نوع و قدرت قلم ونه گات خالی از لطف نیست.

دلیلی ندارد که خیر نتواند بر شر چیره شود ،

فقط یک شرط دارد ،

که فرشتگان همپای سازمان مافیا سازماندهی کنند.

از طراحی های گرافیکی ونه گات در ابتدای کتاب

* لازم به ذکر است که ونه گات کار طراحی گرافیکی نیز انجام می داده و در کتابی که بنده مطالعه کردم نمونه هایی از کار ونه گات در دسترس و قابل مشاهده است.

حتی ساده ترین شوخی ها هم از خارخار ضعیف ترس مایه می گیرند، مثل این سوال که "چیست این ماده ی سفید رنگی که در فضله ی پرنده است؟" طرف سوال یک ان متوحش می شود که نکند حرف ابلهانه ای از دهانش بپرد؛ در این حال حال شاگرد مدرسه ای را داردکه معلم صدایش زده است که بلند شود و درس جواب دهد. و وقتی طرفِ سوال جواب را می شنود که "خب، ان هم فضله ی پرنده است" ان وقت طرف چه زن باشد چه مرد ، ترس غیر ارادی خود را با خنده از سر وا می کند و نفس راحتی می کشد. بالاخره از هرچه بگذریم طرف ما مورد ازمون واقع نشده است.

یا این سوال که "چرا رنگ بند شلوار اتش نشان ها سرخ است؟" یا این که "چرا جرج واشنگتن را در دامنه ی یک تپه دفن کرده اند؟"و غیره و غیره.

البته این هم درست است که چیزی داریم به اسم شوخی بدون خنده (طنز چوبه ی دار) یعنی همان چیزی که فروید به ان می گفت طنز سیاه. در زندگی لحظه هایی وجود دارند، لحظه هایی چنان نومیدوار که گریز از واقعیت ان متصور نیست.

مردی بی وطن/کرت ونه گوت/علی اصغر بهرامی/صفحه 10

گفته اند من لودیت هستم

با اغوش باز می پذیرم

....

پیشرفت دخل مرا اورده است. پیشرفت همان چیزی را از من گرفته است که دویست سال قبل قاعدتا از لود گرفته بود.مقصود من ماشین تحریر است.دیگر چیزی به اسم ماشین تحریر در کار نیست. در ضمن بگویم هاکلبری فین نخستین رمانی است که ماشین شده است.

مردی بی وطن/کرت ونه گوت/علی اصغر بهرامی/صفحه 55 و 56

و حداکثر چیزی که می توانم به شما عرضه کنم تا بدان بیاویزید عملا چیز فقیرانه ای است.چندان هم بهتر از هیچ نیست،و شاید هم کمی کمتر از هیچ باشد. انچه در ذهن من است قهرمانی است که به راستی مدرن باشد. استخوان های لخت ایگناز سملوایس است ، که قهرمان من است

....

این همکاران سرانجام رضایت دادند ، اما با لودگی و ریشخند و تحقیر. خدا می داند با چه حالی هی صابون مالی می کردند و صابون مالی می کردند، هی می ساییدند و می ساییدند و زیر ناخن های شان را تمیز می کردند.

مرگ و میر متوقف گشت - فکرش را بکنید! مرگ و میر متوقف گشت . سملوایس جان ان همه ادمی را نجات داده بود.

و می توان گفت در نتیجه کار وی جان میلیون ها تن نجات یافته است از ان جمله به احتمال بسیار زیاد جان من و شما.

مردی بی وطن/کرت ونه گوت/علی اصغر بهرامی/از صفحات 82 تا 84

جریان این گلف

و رابطه نامتعارف جنسی چیست؟ چی ممکن است باشد؟

- سیاح مریخی

مردی بی وطن/کرت ونه گوت/علی اصغر بهرامی/صفحه 104

نمونه ای طراحی های گرافیکی کورت ونه گات

** ادرس اینترنتی نقاشی های ونه گوت

www.vonnegut.com


برچسب‌ها: مرد بی وطن کورت ونه گات, کتاب هایی که می خوانیم, کورت ونه گات, دانلود کتاب های ونه گات, معرفی و نقد کتاب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت 21:18  توسط spow  | 

به بهانه انتشار اخرین البوم لئونارد کوهن مردی با صدایی گرگین!
 


نویسنده رولینگ استون می گوید: «لئونارد کوهن شاعر پیشگام ماست که از خردمندی، عشق و غم می گوید. به مناسبت انتشار سیزدهمین آلبومش «مشکلات عامه پسند» (Popular Problems) در اتاق پذیرایی رسمی کنسولگری کانادا در لس آنجلس، کنار این خواننده و آهنگساز بزرگ نشستیم تا با او حرف بزنیم.

لئونارد کوهن در لس آنجلس زندگی می کند و بیشتر آلبوم هایش را هم در همان استودیوی خانگی اش ضبط می کند اما از مونترال به لس آنجلس آمده است.) کوهن هفته پیش ۸۰ ساله شده و آلبوم «مشکلات عامه پسند» دقیقا دو روز بعد از تولدش به بازار آمده است.

وقتی کاری را، شبیه ضبط همین آلبوم به پایان می رسانید نسبت به آن احساس غرور دارید؟
این مرحله و مفهوم تمام شدن یک کار و به سرانجام رسیدنش است که دوستش دارم. به من قدرت می دهد. بعضی آدم ها خیلی ساده نمی دانند که چطور یک در را باید باز کنند.

مشکلات و مزایای کار کردن در خانه چیست؟
نمی دانم که اصلا مشکلی هم در آن وجود دارد یا نه. خیلی دلنشین است که به حیاط پشتی خانه ات بروی و از آنجا بپری داخل استودیویی که آن پشت است. ما آنجا ابزارهای خوبی برای میکس قطعات موسیقی داریم. هم پت (پاتریک لئونارد) و هم من آنجا کیبوردهای خودمان را داریم که به ما این توانایی را می دهند به این آهنگ ها در همان استودیو جان بدهیم و زنده شان کنیم.



پاتریک گفته بود که بخشی از پروسه کار کردن با هم این است که هر جور چیز زاید و اضافی را که وجود دارد باید بیرون بریزید.
بله، این زواید می تواند هم در موسیقی و هم در ترانه باشد. فکر می کنم هر دوی ما به طرز دلسوزانه ای درباره دیدگاه هایمان وحشی و رام نشده هستیم. پت، به خاطر اینکه ایده های موسیقایی فراوانی دارد معمولا بیش از حد نیاز آهنگ تولید می کند اما خودش کاملا از این ماجرا آگاه است و می داند که بخشی از تولیداتش زیادی هستند.

در نتیجه گاهی اوقات زمان ما فقط صرف این می شود که بگوییم مثلا اینجا کر لازم نیست. فلانجا نباید صدای شیپور داشته باشیم. می دانی ما مجبوریم همین جا و در همین مرحله چیزهای اضافی را دور بریزیم. در مورد ترانه هم همینطور است؛ اگر چیزی مبهم به نظر می رسد یا ممکن است چیزی را به اشتباه انتقال دهد، پت به آن اشاره می کند و من در کمال خوشحالی آن را از اول می نویسم.

چطور متوجه می شوید که یک قطعه موسیقی موفق می شود یا نه؟
شما خیلی خوب می توانید این موضوع را بفهمید. ما آن را برای افرادی که گلچین کرده ایم، می گذاریم تا گوش دهند. کسانی مثل دختر من، چون آدم های کمی هستند که از گفتن اینکه این آهنگ موفق نخواهد شد، نمی ترسند. ما یک قطعه موسیقی در این آلبوم داشتیم به نام «برای قلب اتفاق می افتد» که روی دوم آلبوم بود. ترانه خیلی خوبی داشت و ملودی و لحنش هم خیلی خوب بود اما نتوانستیم به چیزی که می خواستیم برسیم، در نتیجه خودمان را درباره اش تحت فشار نگذاشتیم.

شاید فقط یکی دو هفته به آن فکر کردیم و بعد؛ پت: «می دونی این آهنگه واقعا درنمیاد» و من: «خدا رو شکر که تو اینو گفتی پت چون منم نمی تونستم تحملش کنم.»

آیا دیدگاهتان در طول همه این دهه ها که کار کرده اید، نسبت به موسیقی تغییر کرده است؟
من هیچ وقت دیدگاهی نداشتم. همیشه شبیه خرسی بودم که زیر یک درخت با کندوی عسل باشد و فقط تلاش کند کمی از آن عسل را بیرون بیاورد بدون اینکه نیش اش بزنند.

آیا نیاز مالی برای هنر چیز خوبی است یا بد؟
فکر می کنم بستگی به سطحش دارد. من وقتی جوان بودم هیچ وقت پول زیادی نداشتم. مقادیر زیادی شهرت داشتم و همیشه حسی از آزادی و پاداش داشتم. همیشه می گفتم نمی خواهم برای دستمزد کار کنم اما می خواهم برای آهنگم به من پول بدهند. نیاز مالی البته در سال های اخیر به طرز خیلی شدیدی بیشتر شد. (مدیر برنامه های چند سال پیش کوهن پنج میلیون دلار از حساب بازنشستگی او دزدید) فکر می کردم یک لقمه نان دارم و همین برای گذران زندگی کافی است اما متوجه شدم که اینطورها هم نیست و به خاطرش خیلی هم ممنونم چون باعث شد برای کار بیشتر انگیزه پیدا کنم.



وقتی آهنگی را می نویسید متوجه این موضوع هستید که دارید به چیزی ضربه می زنید که شاید رویش به طور خودآگاه کنترل نداشته باشید؟
خب فکر می کنم گاهی اوقات وقتی در دنده ۹ حرکت می کنید یا در شیب تند اسکی می کنید، درست بالای برف ها هستید و نمی خواهید عمیق تر در آن فرو روید. یک نفر حرف درستی زده بود که: باید یاد بگیرید که جایی در سطح شجاعانه توقف کنید. اگر شما چیزی می شنوید که واقعا قلب تان را به تپش درمی آورد، فقط دست هایتان را به نشانه قدردانی بلند کنید و با آهنگ یکی شوید. گاهی اوقات این ابهامات فقط یکسری مزخرف هستند و باید قطع شان کنید. آنها باید به طرز بی رحمانه ای پاک شوند حتی اگر صدایشان خوشایند است.

برای اینکه آنها باعث انفصال و گسستگی در آهنگ می شوند که هر شنونده ای ناخودآگاه آن را حس می کند. اگر شما حس کنید که کسی می خواهد مجبورتان کند و چیزی را به خوردتان بدهد، حس بدی پیدا می کنید.

در سن ۸۰ سالگی آیا کارهایی هست که قبلا انجام می دادید و حالا دیگر نمی توانید؟
کارهای زیادی هست که الان می توانید انجام دهید اما وقتی جوان تر بودید نمی توانستید. اما قبلا بیشتر و بالاتر می توانستید بپرید و اگر شما هنوز و در این سن و سال همانقدر خاصیت ارتجاعی داشته باشید، خیلی معنا و مفهوم دارد تا موقعی که ۳۰ ساله بودم و فقط به خاطر جلب توجه می پریم.

به جز موسیقی در چه کار دیگری خوب هستید؟
می توانم چند جور ساندویچ خوب درست کنم. سالاد تن و سالاد تخم مرغ خرد شده و سوپ لوبیای یونانی. من برای معلم زن قبلی ام آشپزی می کردم و او دو سه تا از غذاهای مرا خیلی دوست داشت. به هیچ عنوان خودم را یک آشپز خوب نمی دانم. پسرم آشپز خیلی خوبی است.

بعد از اینکه از دنیا رفتید دوست دارید مردم چه چیزی را درباره شما به یاد بیاورند؟
هیچ وقت تا این حد به این چیزها فکر نمی کنم. برخی از مردم برایشان مهم است که کارهایشان تا ابد باقی بماند. من علاقه چندانی به این ماجرا ندارم. شما احتمالا آن داستان فوق العاده را درباره باب هوپ می دانید. همسرش پیش او آمد و گفت: دو قطعه در جنگل وجود دارند که یکی درختان سرو زیبایی دارد و آن یکی منظره اش شاهکار است. کدام را (برای دفن شدن) ترجیح می دهی؟ و باب هوپ جواب داد: سورپرایزم کن. این حسی است که درباره آنچه بعد از خودم می آید دارم و جوری که قرار است در یادها بمانم: سورپرایزم کن.

درباره کوهن بیشتر بدانید
متولد سپتامبر ۱۹۳۴ (الان ۸۰ ساله است) در کبک کانادا

از همین گفتگو می توانید متوجه شوید که چرا این شاعر، ترانه سرا، آهنگساز و خواننده کانادایی با آن صدای خش دار گرفته اش توانسته از اوایل دهه ۶۰ تا همین الان محبوبیت خودش را میان طرفدارانش حفظ کند. آهنگ هایش هم مثل خودش ساده، انسانی و عمیق هستند.

کوهن در دانشگاه مک گیل زبان و ادبیات انگلیسی خوانده است. اولین کتاب شعرش را در سال ۱۹۵۶ در مونترال منتشر کرد. اولین رمان او نیز در سال ۱۹۶۳ به کتابفروشی ها آمد. درونمایه شعرهای او انزوا و روابط میان آدم هاست.


کوهن در ۱۰ مارس سال ۲۰۰۸ به عنوان عضو جدید تالار مشاهیر راک اند رول معرفی شد. او در سال ۲۰۱۱ به دلیل «مجموعه آثارش که بر سه نسل در سراسر جهان تاثر گذاشته است» جایزه ادبی پرنس آستوریاس یکی از معتبرترین جوایز ادبی اسپانیا را دریافت کرد.

هیات داوران جایزه پرنس آستوریاس در مورد کوهن گفته اند که «او تصویری آفریده است که در آن، شعر و موسیقی در هم آمیخته اند و به چیز گرانبهای تغییرناپذیری بدل شده اند.»


برچسب‌ها: مردی با صدایی گرگین, مصاحبه با لئونارد کوهن, لئونارد کوهن, البوم مشکلات عامه پسند Popular Problems, بیوگرافی لئونارد کوهن
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت 14:1  توسط spow  | 

اشنایی با استاندارد IEEE C57.125 و بررسی علل سوختن ترانسفورماتورها
استاندارد IEEE C57.125، روشي منظم را براي بررسي علل سوختن ترانسفورماتورها ارائه مي‌دهد. اين استاندارد به منظور تحليل عيب ترانسفورماتورهاي قدرت تهيه شده است ليكن از آن مي توان در مورد هر نوع ترانسفورماتور جريان متناوب نيز استفاده نمود ]46[.
اين استاندارد به منظور بررسي منظم شواهد موجود در بروز يك حادثه و تعيين علت آن، يك روش مدون و جامع ارائه داده است. در اين رابطه، جمع آوري اطلاعات اولين مرحله از روند تشخيص عيب ترانس زمين مي باشد. جمع‌آوري اطلاعات در دو مرحله انجام مي‌شود. قبل از عزيمت به سايت و در سايت، آنچه در مرحله اول در مورد ترانسفورماتور جمع‌آوري مي‌گردد، جهت شناخت بيشتر و بازدهي بهتر بازديد از ترانسفورماتور در سايت مي باشد. برخي از اطلاعات موردنياز قبل از انجام بازديد به صورت زير مي باشند.
×دستورالعمل بهره‌برداري از ترانسفورماتور شامل نقشه‌ها، توضيحات اجزا ترانسفورماتور و عكس‌هاي كارخانه‌اي
×گزارش تست‌هاي انجام شده در كارخانه و سايت
×گزارش بازرسي‌هاي دوره‌اي
×نقشه تك‌خطي پست
×طرح حفاظت ترانسفورماتور و پست
×سابقه تعميرات ترانسفورماتور كه مي‌‌تواند حاوي مشكلات قبلي ترانسفورماتور باشد
×تنظيمات برخي تجهيزات كنترلي و رله‌هاي حفاظتي
همچنين به همراه داشتن برخي تجهيزات مانند دوربين فيلمبرداري و عكاسي، بطري‌ها نمونه‌گيري روغن ترانسفورماتور، لباس و عينك كار و چراغ‌قوه توصيه شده است.
پس از جمع‌آوري اطلاعات اشاره شده در فوق، مسئله مهم انجام به موقع بازرسي از پست مي‌باشد. در واقع اطلاعات موجود در پست و ترانسفورماتور مي‌تواند با گذشت زمان دچار تغيير شود. بهتر است كه دو نفر به صورت جداگانه عمليات بازرسي از ترانسفورماتور آسيب ديده را انجام ‌دهند. اين مسئله به علت پوشش خطاهاي هر يك از آنها مي‌باشد.
در اين مرحله از جمع‌آوري اطلاعات مواردي نظير شرايط پست در زمان حادثه، شرايط فيزيكي ترانسفورماتور و شرايط الكتريكي آن پس از بروز حادثه (از طريق تست‌ها)  بايد مدنظر باشد كه در ادامه به آنها پرداخته مي شود.
 
 1-1-1-    جمع‌آوري اطلاعات پس از وقوع حادثه
1-  شرايط خارجي ترانسفورماتور
×طوفان و يا صاعقه در منطقه
×صداي غير عادي يا بوي غير طبيعي
×مواد ته‌نشين شده يا لجن خارج شده از ترانسفورماتور
×حيوانات مرده در اطراف ترانسفورماتور و يا شواهد حضور حيوانات بدون اينكه مرده باشند
×شي خارجي در اطراف ترانسفورماتور
×اجزا سوخته شده و داغ قابل رويت، با چشم و يا اشعه مادون قرمز
×شواهد خرابكاري
×مصاحبه با شاهدان و اپراتورهاي پست حاضر در زمان حادثه
×حوادث رخ داده در شبكه
×آرايش كليدها در پست در زمان حادثه
2- برقگيرها
×عملكرد مناسب برقگيرها (ممكن است براي انجام اين كار نياز به حمل برقگيرها به يك آزمايشگاه باشد)
×خواندن شمارنده عملكرد برقگير
×شرايط فيزيكي و ظاهري برقگير
×شرايط الكتريكي برقگير
×اتصال زمين برقگير
3- تانك اصلي
×وجود شكم و برآمدگي
×ترك خوردگي و شكستگي
×نشتي در بدنه و يا واشرهاي آب‌بندي
×علائم دماي بالا در بدنه
×سطح روغن در محفظه كنسرواتور
×وضعيت تابلو كنترل ترانسفورماتور
4- بوشينگ‌ها
×نشتي ها
×شكستگي در چيني بوشينگ
×ترك خوردگي
×سطح روغن
پس از بررسي شرايط ظاهري ترانسفورماتور مطابق موارد فوق، نياز است شرايط رله‌هاي حفاظتي ترانسفورماتور و آلارم‌هاي آن به شرح زير نيز بررسي‌ شوند:
5- شرايط رله هاي حفاظتي
6- دماي ترانسفورماتور
7- سطح روغن
×تانك اصلي
×كنسرواتور
 
 1-1-2-    تست‌هاي الكتريكي پس از حادثه
قبل از انجام تست‌هاي الكتريكي لازم و ضروري است كه از جدا بودن ترانسفورماتور از شبكه و يا هر نوع منبع قدرت ديگري اطمينان حاصل شود. ضمنا لازم است ترانسفورماتور از دو طرف زمين شود تا از تخليه كامل الكتريكي آن نيز اطمينان حاصل گردد. عدم وجود گازهاي قابل احتراق نيز بايد تاييد گردد. تست‌هاي الكتريكي مورد نياز جهت تعيين وضعيت ترانسفورماتور در زير آمده‌اند:
1- مقاومت عايقي
×سيم‌پيچ‌ها نسبت به زمين (11 و 4)
×هسته نسبت به زمين (5)
2- ساير تست‌هاي رايج ترانسفورماتور
×ضريب توان عايقي (1)
×مقاومت DC سيم‌پيچ (2 و 4)
×ولتاژ شكست روغن (در محل بايد انجام شود) (4)
3- ساير تست‌هاي تشخيص عيب (در صورت لزوم)
×تست ولتاژ پايين ضربه (3 و 4 و 2)
×تست ولتاژ القايي (2)
×تست امپدانس (تك‌فاز) (3 و 4و 2)
اعداد درج شده در هر مورد تست بخش‌هاي خاصي را در بر مي‌‌گيرد كه در زير به آنها اشاره مي‌شود:
1-  عايق اصلي ترانسفورماتور
2-  عايق اصلي در سيم‌پيچ‌هاي اتصال كوتاه شده
3-  آسيب‌هاي مكانيكي ناشي از نيروهاي اتصال كوتاه و غيره
4-  جهت تشخيص محل آسيب
5-  وجود مسير الكتريكي از هسته به زمين
نمونه‌گيري و تست گازها و روغن ترانسفوماتور نيز طبق اين استاندارد در محل پست و در آزمايشگاه انجام خواهد شد. البته بايد توجه داشت كه نمونه‌گيري‌ها قبل از باز كردن ترانسفورماتور جهت بازرسي بايد صورت گيرند. تست‌هاي مورد نياز در ادامه آمده‌اند.
1- تست‌هاي داخل پست
×اندازه‌گيري مقدار گاز در محفظه گاز ترانسفورماتورهاي بدون تنفس يا در رله تشخيص گاز (بوخهلتس) در ترانسفورماتورهاي با محفظه كنسرواتور و تنفس
×نقطه شبنم در محفظه گاز
2- تست‌هاي آزمايشگاهي
×آناليز انواع گاز در محفظه گاز ترانسفورماتورهاي بدون تنفس و در رله بوخهلتس در ترانسفورماتورهاي با محفظه كنسرواتور و تنفس
×آناليز DGA روغن
×آناليز مواد فلزي و غير فلزي معلق در روغن
×مقدار رطوبت در روغن
تست‌هاي فوق به صورت كلي عيب ترانسفورماتور را مشخص خواهد كرد. جدول (2-1) تست‌هاي الكتريكي و تست هاي روغن را براي هر نوع خطا پيشنهاد مي‌كند كه مي‌توان از آنها جهت تاييد نتايج حاصل از آناليز گازها بهره گرفت.
 
جدول (2-1): تست هاي تشخيصي براي تاييد نتايج حاصله از آناليز گازها ( تست‌هاي بيشتر با اولويت انجام از راست به چپ)


 
نتايج بدست آمده از تست‌هاي معرفي شده جدول (2-1) بهره‌برداران و مهندسين را به نتايج اوليه‌اي خواهد رساند. جدول (2-2) تحليل‌هاي اوليه را با توجه به نتايج تست‌هاي مذكور ارائه مي‌دهد. البته تست DGA در هر يك از موارد ذيل مي‌توانند تاييد كننده باشد.
 
جدول (2-2): تحليل‌هاي اوليه با توجه به نتايج تست‌ها


پس از بررسي‌هاي ظاهري ترانسفورماتور و انجام تست‌هاي مورد نياز مناسب است ترانسفورماتور باز شود و از قسمت‌هاي داخلي آن بازديد به عمل مي‌آيد. عمليات بازبيني داخلي ترانسفورماتور بايد قبل از حمل آن جهت تعميرات مورد نياز در سايت انجام شود. اين بدان علت است كه حمل ترانسفوماتور مي‌تواند باعث تخريب شواهد موجود در آن گردد. جهت ورود به ترانسفورماتور، روغن آن بايد خارج گردد. به علت جلوگيري از ورود رطوبت هوا به عايق ترانسفورماتور زمان قرار گيري سيم‌پيچ‌ها و عايق ترانسفورماتور در معرض هوا بايد حداقل باشد.
 
 1-1-3-    موارد مربوط به بازرسي از تانك اصلي ترانسفورماتور
بازرسي از ترانسفورماتور آسيب ديده در سايت در جهت يافتن محل و شدت خطا مي تواند بسيار مفيد باشد. در اين رابطه موارد زير بايد مورد توجه قرار گيرد.
1- روغن
×بوي روغن
×رنگ روغن
×تعيين رطوبت معلق و محل آن
2- آلودگي
×مقدار
×محل
×نمونه‌برداري جهت تست در آزمايشگاه
3- سوختگي، تغيير رنگ و يا رسوب در
×ديواره تانك
×ترمينال‌هاي بوشينگ
×اتصالات مسي
×باس بارها
×ساير تجهيزات داخلي
4- اتصالات نامناسب در
×ترمينال هاي تپ‌ها
×بوشينگ‌ها
×بست‌ها
×اسپيسرها
×تسمه‌ها و مهارهاي نگهدارنده هسته
5- كربنيزه شدن‌ها
×محل
×مقدار
×آسيب به چيني
×عايق اسفنجي شده
6- شرايط سيم‌پيچ‌ها و ترمينال ها
×اتصالات ترمينال ها
×سيستم نگهدارنده سيم‌پيچ
×اعوجاج سيم‌پيچ
×جابجايي سيم‌پيچ
×تغيير رنگ عايق‌ها
×اعوجاج و جابجايي ترمينال ها
×تشخيص نقاط داغ محلي
×زياد گرم شدگي اتصالات
7- شرايط هسته
×سيم‌كشي الكتريكي
×زياد گرم شدگي
×نتايج غيرعادي تست مقاومت هسته به زمين
×سطح روغن در تانك اصلي
×اتصالات زمين هسته
×زنگ‌زدگي در هسته (مقدار و محل)
×شرايط چفت و بست‌هاي يوغ
×شل بودن ورق هاي هسته
×شرايط ظاهري هسته مانند جوش خوردگي و يا تغيير شكل
تا اين مرحله از بازرسي‌ها در سايت صورت مي‌گرفت. استاندارد IEEE همچنين پيشنهادهايي جهت بررسي ساير مدارك ترانسفورماتور ارائه داده است. پيشينه ترانسفورماتور در زمان ساخت يكي از اين موارد است.
در اين راستا اطلاعاتي نظير نقشه‌هاي داخلي و نحوه ساخت و مونتاژ ترانسفورماتور موردنياز مي باشند. لذا استاندارد پيشنهاد مي‌دهد كه يك كار گروه مشترك بين بهره‌برداران و سازندگان در اين خصوص تشكيل شده و موارد در آن كار گروه مطرح و بررسي گردند.
نحوه حمل و نقل يك ترانسفورماتور نيز مي‌تواند تاثير عمده‌اي در عملكرد آن داشته باشد. نگهداري ترانسفورماتور در انبار و حفا‌ظت آن در مقابل عامل رطوبت نيز از اهميت بالايي برخوردار است. تست كارخانه‌اي و تست‌هاي زمان نصب ترانسفورماتور در پست نيز جز اطلاعات تاثيرگذار در تحليل عيوب رخ داده محسوب مي‌شوند.
اطلاعات زمان بهره‌برداري ترانسفورماتور و محدوديت‌هاي بارگيري از آن نيز بايد مورد بررسي قرار گيرد. تنظيمات سيستم حفاظت ترانسفورماتور و عملكردهاي اين سيستم در طول دوره بهره‌برداري و تست‌هاي عملكردي سيستم حفاظت مي‌تواند بسيار مفيد باشد. خطاهاي رخ داده در شبكه موثر بر ترانسفورماتور مورد مطالعه، شرايط محيطي در طول دوره بهره‌برداري مانند اصابت صاعقه در نزديكي ترانسفورماتور نيز جز فاكتورهاي مهم هستند.
سابقه تعميرات و نگهداري و نحوه برنامه‌ريزي براي آن نيز تاثير بسزايي در ميزان استقامت يك ترانسفورماتور در حوادث رخ داده در شبكه خواهد داشت كه نياز است مورد بررسي قرار گيرد.
 
 1-1-4-     موارد مربوط به دمونتاژ ترانسفورماتور
براي يافتن علت عيب در ترانسفورماتور در برخي موارد نياز به بازكردن اجزاي آن مي باشد. در اين رابطه بايد يك برنامه دقيق طرح ريزي شده و با گروه تعميرات شركت سازنده ترانسفورماتور نيز بايد هماهنگي هاي لازم صورت بگيرد. در هنگام باز كردن اجزا بايد اطلاعات هر كدام دقيقا ثبت شده و از هر وضعيت عكس گرفته شود. در اين رابطه موارد زير بايد مورد توجه قرار گيرند.
1- آسيب‌ديدگي هسته - شكست عايقي هسته به علت
×عبور جريان زمين از طريق هسته
×زياد گرم شدگي هسته به علت فلوي مغناطيسي بالا
×لايه‌هاي هسته به هم جوش خورده
2- وجود آثار شكست عايقي ناشي از
×رطوبت
×آلودگي
×مشكلات فواصل عايقي
×تخليه جزيي (كرونا)
×وجود سوراخ در عايق
×طول و مسير اين آثار
×هادي‌هاي سوخته شده و يا ذوب شده
×وجود هاديها بين اسپيسرهاي شعاعي
3- شواهد عيوب شعاعي
×كشيدگي هادي‌ها
×تخريب شعاعي به سمت داخل هادي‌ها
×هادي‌هاي حلزوني شكل شده
4- شواهد عيوب محوري
×كج شده هاديها
×عيب در ميله هاي نگهدارنده
×تخريب سيم‌پيچ و كلمپ‌هاي آن
5- شواهد عيوب مكانيكي
×شواهد ساييدگي مكانيكي عايق هاي هاديها (در اسپيسرهاي كناري و شعاعي بررسي شوند)
×جابجايي محيطي هادي‌ها
×شواهد وجود جسم خارجي (مكان آنها)
×شكست عايقي در ميله هاي نگهدارنده هسته
×زياد گرم شدگي به علت فلوي بالا در هسته
×جابجايي يا تخريب سيستم نگهدارنده
×عدم همراستايي اسپيسرهاي بين سيم‌پيچ‌ها در ترانس هاي نوع هسته ستوني كه نشانه شل بودن سيم پيچ ها است
×اسپيسرهاي واشري تخت و بست هاي ناهمگون و يا با اتصال نامناسب به نگهدارنده در سيم پيچ هاي نوع زرهي و پنكيك
×شل شدن يا آسيب به اتصال زمين هسته در اثر جابجايي
6- شواهد عيوب حرارتي
×عايق تغيير رنگ يافته در فازهايي كه معيوب نيستند.
 
[1] - Radio Influence Voltage


برچسب‌ها: اشنایی با استاندارد IEEE C57 125 و بررسی علل سوختن, دانلود مقالات مهندسی برق, شکست عایقی, ترانسفورماتور عایق شکست عایقی روغن شینه مقاله دانل, ترانسفورماتور
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت 10:6  توسط spow  | 

خودبيمارانگاری و عوامل وابسته به آن

چکيده
مقدمه: خود بيمار انگاري نوعی اختلال رواني است كه با اعتقاد فرد به وجود يك بيماري جدي در خود و نگراني نسبت به آن شناخته مي‌شود. با توجه به محدودیت قابل توجه پژوهش بر روی آن در ایران، مطالعه ی حاضر به بررسی شيوع علايم اختلال مذکور در دانشجويان رشته های مرتبط با پزشکی و ارتباط این علایم با سن، جنس، رشته ی تحصيلي و مقطع تحصيلي آنان پرداخته است.
مواد و روش ها: مطالعه ی حاضر بر روي 500 دانشجوی ساکن خوابگاه در دانشگاه علوم پزشكي مشهد که با روش نمونه برداري تصادفي ساده انتخاب شدند و بيماري شناخته شده ی رواني و يا مشكلات طبي و فيزيكي بارز و معلوليت نداشتند انجام شد. دانشجویان علاوه بر سئوالات دموگرافیک به پرسش نامه ی خودبيمارانگاري 36 سئوالی ایوانز پاسخ دادند و داده ها با استفاده از آزمون هاي آماري توصيفي و استنباطي از جمله درصد فراوانی، تی مستقل و تحليل واريانس يک  طرفه تحلیل گردیدند.
يافته های پژوهش: در اين پژوهش شيوع علائم خودبيمارانگاري در حد مرزی 8/36 درصد و شيوع اختلال آن در دانشجويان مورد مطالعه 16درصد بود. از بين70 دانشجوی مبتلا به اختلال خودبيمارانگاري 57 مورد شدت کم و 13 مورد شدت متوسط داشتند. اختلال به صورت معني داري در دختران شايع تر بود(000/0=P)، وضعيت تأهل رابطه ی معني داري با آن نداشت(318/0=P)، اگرچه تمام دانشجويان مبتلا با شدت متوسط، مجرد بودند. هم چنین نتایج تحلیل واریانس بیانگر تفاوت رشته ها و مقاطع تحصیلی مختلف در متغیر خودبیمارانگاری بود.
بحث و نتيجه گيري: شيوع نسبتا بالاي اختلال خودبيمارانگاري در دانشجويان ايراني نسبت به مطالعات جهانی مشاهده شد. برخلاف اطلاعات موجود، خودبيمارانگاری در اين مطالعه در زنان شايع تر بود. فراواني تمايلات خودبيمارانگارانه در  مقطع كارداني به طور مشخص بيشتر از ساير مقاطع بود که می تواند به آشنايي ناكامل با دانش پزشكي مربوط باشد. با وجود شيوع بالای علائم خودبيمارانگاری در دانشجويان رشته های پزشکی نگرانی از ابتلا به اختلال خودبيمارانگاری در آن ها محدود می باشد.

 مقدمه
 خودبيمارانگاريHypochondriasis)) يك اختلال رواني است كه تشخيص آن معمولاً مشكل بوده و با اعتقاد فرد به وجود يك بيماري جدي در خود و نگراني نسبت به آن شناخته مي‌شود. اين باور اشتباه بايد حداقل 6 ماه علي رغم فقدان يافته هاي آسيب شناسی در معاينات طبي و عصبي دوام داشته باشد، در حالي كه در بررسي‌هاي متعدد هيچ مشكل بارزي حداقل در حد نگراني موجود تشخيص داده نشده باشد(1). این اختلال نسبتاً شايع بوده و شيوع آن در ویرایش چهارم سیستم طبقه بندی آماری و تشخیصی اختلالات روانی(DSM-IV) حدود 8/5درصد گزارش شده است(1)، هرچند در برخی مطالعات مانند مطالعه ی لوپر Loopeدر کانادا، 2/0درصد بیان شده است(2). اگر چه در بعضي مطالعات شکايات جسمي در زنان بيشتر بوده است، مردان و زنان به طور نسبتا يكسان مبتلا مي‌شوند(3). نشانه‌هاي بيماري از هر سني ممكن است شروع شوند ولي اين اختلال اغلب در افراد 20 تا 30 ساله ديده مي‌شود(4).
چهـــار نظريه براي سبب شناسي اختلال خود بيمار انگاري مطرح شده است. طبق نظريه ی اول افراد ممكن است روي احساس‌هاي بدني تمركز كننــد و آن ها را سوء تعبير كنند و به دليل طرحواره شناختي غلط آن ها را يک هشدار تلقي كنند(5). در نظريه ی دوم براساس مدل يـادگيري اجتماعي (Social learning model) با تاکيد بر دو فرآيند مشاهده و تقليد، وجود خويشاوند مبتلا در خانواده، مي تواند به عنوان عامل خطر براي اختلال خود بيمار انگاري تلقي شود(6). نظريه ی سوم ناظر بر اين است كه اين اختلال شكل ديگري از ساير اختلالات رواني است و بيش از همه با اختلالات افسردگي و اضطراب ارتباط دارد و در بالين بيمار جداسازي اين اختلالات از يکديگر امري دشوار است(7) و در بسياري از موارد اختلال خود بيمار انگاري ناديده گرفته مي شود(8). چهــــارمين رویکرد در مورد اختلال خود بيمار انگاري، رویکرد روان پويشي (Psychodynamic) است كه بر طبق آن اميال پرخاشگرانه و خصمانه نسبت به ديگران(از طريق واپس زني و جابجايي) به شكايات جسمي تبديل مي‌شوند(9). هم چنين بر پايه ی ديدگاه هاي فرويد(Freud)، پذيرش نقش بيمار در واقع راه گريزي براي بيمار است كه به او امكان مي‌دهد از تعهدات مزاحم اجتناب كند و چالش‌هاي نامطلوب را به تعويق بياندازد(10،11). برخي از مؤلفين اين اختلال را جزئي از طيف اختلالات  وسواسي-جبري مي دانند(12،13). يک مطالعه در سال 2004 نشان داد وجود بيماري‌هاي هم زمان با اختلال خود بيمار انگاري شايع بوده و بايد تحت درمان قرار گيرند. بيشترين هم پوشاني بين اختلال خودبيمارانگاري با افسردگي و اضطراب وجود دارد اما افسردگي تنها بخش كوچكي از اين اختلال مي‌باشد و ارتباط دادن تمام علايم اختلال خودبيمارانگاري به يك اختلال محور يك اشتباه است(14). بيماران مبتلا به اختلال خودبيمارانگاري غالباً به دنبال مراقبت‌هاي طبي و درماني هستند و با از كار افتادگي اجتماعي و شغلي روبرو مي‌شوند(15).
در مقالات مختلف شيوع شغلي اين سندرم نيز گزارش شده است و در افراد با اطلاعات پزشكي مثلاً دانشجويان پزشكي نيز شيوع آن مورد بحث قرار گرفته است؛ شكايت هاي مربوط به اختلال خودبيمارانگاري در ميان حدود 3 درصد دانشجويان پزشكي گزارش شده است كه معمولاً در دو سال ابتداي تحصيل آن ها پديدار مي‌شود، ولي اين شكايت ها عموماً گذرا هستند(16)، هر چند يک بررسي در سال 2004 با مطالعه بر روي دانشجويان پزشکي در چهار سال اول تحصيل چنين چيزي را نشان نداده است(17). انواع ثانويه ی بيماري در پي اختلال پانيك، اختلالات افسردگي اساسي، اختلال اضطرابي منتشر، اختلال وسواسي-جبري شايع بوده و بايد مدنظر قرار گيرد(18-20). ساير اختلالات شبه جســــمي نيز در تشخيص افتراقي با اختـلال خود بيمار انگاري قرار مي گيرند. اگر اعتقاد نادرست به داشتن بيماري در حد يك هذيان باشد در اين صورت تشخيص اختلال هذياني مناسب تر است(1).
سير اختلال خودبيمارانگاري معمولاً به صورت دوره‌اي است. دوره‌هاي بيماري از ماه ها تا سال ها طول مي‌كشند و در فواصل آن ها، دوره‌هاي آرامش ديده مي‌شوند. ممكن است ارتباط آشكاري بين تشديد نشانه‌هاي اختلال خودبيمارانگاري و عوامل استرس‌زاي رواني-اجتماعي وجود داشته باشد. بارسكيBarsky نشان داد که حدود 6/81 درصد از بيماران مبتلا به اختلال خودبيمارانگاري پس از چهار سال در وضعيت بهبودي قرار داشتند(21). اكثر كودكان دچار اختلال خودبيمارانگاري تا اواخر نوجواني يا اوايل جواني بهبود مي‌يابند. علايم شديد، مدت طولاني علايم و وجود يك اختلال همراه، مبین پيش‌آگهي بدتر هستند(22). ساده‌ترين برخورد درماني، تشخيص و درمان بيماري‌هاي همراه مثل اختلالات وسواسي-جبري، اختلال پانيك و افسردگي است كه به بهبود اختلال خودبيمارانگاري تا حدود زيادي كمك مي‌كند. معاينات جسمي مكرر، منظم و برنامه‌ريزي شده به بيمار اين اطمينان را مي‌دهد كه پزشك او را رها نكرده است و شكايت وي را جدي گرفته است. دارو درماني وقتي علايم اختلال خود بيمار انگاري را تخفيف مي‌دهد كه بيمار يك اختلال زمينه‌اي حساس به دارو مانند اختلال اضطرابي يا افسردگي عمده داشته باشد(1). مطالعه ی فالونFallon و همکاران نشان داده است که درمان با داروهاي مهارکننده ی اختصاصي باز جذب سروتونين از جمله فلوکستين در بيماراني كه حتي معيارهاي اختلالات ديگر را نداشتند با موفقيت همراه بوده است(23). در يک مطالعه در سال 2002 استفاده از نفازودون در اختلال خودبيمارانگاري نتايج اميدوارکننده اي داشته است(24). شناخت درماني در اين بيماران تا حدودي موثر است(25).
مطالعه ی حاضر به بررسي دانشجويان علوم پزشكي ساكن در خوابگاه پرداخته است‌ و شيوع علايم اختلال خودبيمارانگاري را در آن ها بررسي نموده است. اهداف جانبي در اين مطالعه بررسي ارتباط علايم اختلال خودبيمارانگاري با سن و جنس، رشته ی تحصيلي و مقطع تحصيلي بوده است تا در نهايت ديدگاه بهتري از اين اختلال به دست آيد و با تشخيص به مـوقع آن اداره ی مناسب اين مشكل فراهم شود و از پيامدهاي جانبي اين اختلال شامل افزايش هزينه‌هاي درماني جامعه، افزايش از كارافتـــادگي فردي و غيره کاسته شود.

متن کامل مقاله خودبيمارانگاری و عوامل وابسته به آن  را از لینک زیر دریافت نمایید:

دانلود کنید.


برچسب‌ها: خودبيمارانگاری و عوامل وابسته به آن, اختلالات روانی, اسیب شناسی روانی, دانلود مقاله, دانلود مقالات روانشناسی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت 9:58  توسط spow  | 

سلامت روانی و سالمندان

ارزيابی سلامت  روان سالمندان  شهر تهران در سال 1389

چکيده:

زمینه: اين مطالعه به بررسي سلامت رواني گروههاي مختلف سني سالمندان در شهر تهران مي پردازد.دست آوردهاي اين مطالعه ميتواند با تعيين تفاوتها و اولويت های مراقبتی درگروههاي سني سالمندان به سياست گذاري هاي بهداشتي مورد نیاز آنان کمک کند.
روش تحقیق: اين مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی است كه به روش تصادفی در سال 1389 بر روی 402 سالمند 60 ساله و بالاتر، ساکن شهر تهران در منطقه تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد. پرسشنامه ها به روش مصاحبه چهره به چهره و در چند مورد خاص با مصاحبه تلفني تکمیل گردید. ابزارهای جمع آوری داده ها پرسشنامه در سه قسمت اطلاعات دموگرافیک، تست ابزار سنجش اختلالات اضطراب و افسردگي( Kessler-K6 ) و پرسشنامه تست احساس خوب بودن روانی Yeild بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها  از نرم افزار SPSS نسخه 15 و نيز نرم افزار Stata و آزمون های  آماري t-test ، one-way ANOVA و مدل رگرسيون رتبه اي چند متغيره ( ordered regression polytomos) استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد كه اکثر سالمندان در سطح متوسطی از نظر اختلالات اضطراب و افسردگي قرار داشتند و تقریبا از هر ده سالمند یک نفر همیشه یا اکثر اوقات اختلالات اضطراب و افسردگي (اضطراب و افسردگي) در سطح بالایی داشت. از سن 60 تا سن 79 سالگی با افزایش سن سالمند، میزان اختلالات اضطراب و افسردگی نیز افزایش یافت. در حالی که از سن 80 سال به بالا این میزان روند نزولی داشت. به جز گروه سنی اول"69-60 سال" در سایر سنین میزان اختلالات اضطراب و افسردگی زنان بیشتر از مردان بود. در بررسی احساس خوب بودن رواني، احساس کسالت، اظهار تنهایی و احساس افسردگی به ترتیب شایع ترین شکایات سالمندان بود. احساس روانی سالمندان در حدود 40% موارد، درسطح خوب و مناسب قرار داشت. میزان درآمد سالمندان بیشترین نقش را در احساس روانی خوب بودن آنان ایفا می نمود.  
نتیجه گیری: مهمترین عوامل موثر بر مشکلات روحی و روانی سالمندان به سطح در آمد آنها ارتباط دارد. به عبارتی زنان و سالمندان فاقد مسکن که هنوز در خانه های استیجاری سکونت دارند و سالمندانی که درآمد خود را مکفی نمی دانند ، افراد کم سواد، بدون درآمد و سالمندانی که تنها زندگی می کنند استرس، مشکلات روحی، اضطراب و افسردگی بیشتری دارند و احساس خوب روانی در آنها کمتر است.

مقدمه

سالمندی دوران حساسی از زندگی بشر است که طی آن سالمندان در معرض تهدیدات بالقوه ای نظیر افزایش ابتلا به بیماریهای مزمن، تنهایی و انزوا و عدم برخورداری از حمایت اجتماعی بوده و به دلیل ناتوانی های جسمی و ذهنی، در موارد زیادی استقلال فردیشان مورد تهدید قرار می گیرد. از سویی با افزایش جمعیت سالمندان شیوع ناتوانایی های روانی افزایش می یابد و این مهم سیستم های مراقبتی، بهداشتی و اجتماعی را که هم اکنون تحت فشارهای مادی هستند، نگران ساخته است(1)؛ لذا توجه به مسایل و نیازهای این مرحله از زندگی یک ضرورت اجتماعی است.
       بنابر آمار ارایه شده توسط سازمان بهداشت جهانی تا سال 2000، افراد سنین 60 سال و بالاتر حدود 600 میلیون نفر بوده است و این تعداد تا سال 2025 به 1/ 2 بیلیون نفر خواهد رسید.  همچنین بیش از دو سوم جمعیت سالمند در کشورهای درحال توسعه به ویژه آسیای شرقی بوده و تا سال 2025 افزایش بیش از 300 درصد جمعیت سالمند در این کشورها مورد انتظار است (2).
      از آنجا كه اميد به زندگي در كشور ایران 72 سال است، پدیده سالمندی در كشور هنوز به عنوان یک پدیده ضروری مورد توجه قرار نگرفته است. اما اين واقعیت وجود دارد که جمعيت سالمندان با رشدی بیشتر از رشد کل جمعیت رو به افزایش است. در واقع همراه با رشد جمعیت و افزایش امید به زندگی سیر سالمندي روند صعودی دارد (3) و ضعف و ناتواني اين گروه مراقبتها و توجهات ويژه ای را می طلبد.
      اهمیت بررسی حاضر با توجه به اينكه تاكنون بررسي در زمينه تفاوتهاي وضعيت سلامت روان سالمندان به تفکیک گروههاي سني مختلف انجام نشده و نیز بررسی مقایسه ایی شاخص های سلامت در گروه هاي سالمندان جوان و پير جهت برنامه ريزی هاي ايجاد خدمات و مراقبت هاي سالمندي مرتبط در كشور انجام نشده است، مشهود می باشد.

متن کامل مقاله ارزيابي سلامت  روان سالمندان  شهر تهران در سال 1389 را با فرمت ورد از لینک زیر دریافت نمایید :

دانلود کنید.


برچسب‌ها: دانلود مقالات روانشناسی, اختلالات روانی, دانلود مقاله, سلامت روانی و سالمندان, ارزيابی سلامت روان سالمندان شهر تهران در سال 1389
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت 9:44  توسط spow  | 

دانلود جدول تبدیل احاد

جزوه ای که تقدیم حضورتان می شود ضمن معرفی احاد اندازه گیری جدول های مقایسه ای برای تبدیل احاد مورد استفاده از قبیل

Useful Weights and Measures وزن ، سنجش فاصله و مساحت و حجم

Miscellaneous Data اطلاعات متفرقه درباره احاد اندازه گیری

 Typical Parameters of Various Fuels پارامترهای مورد استفاده و ضروری در سوخت ها

Thermal Equivalents for Various Fuels معادلسازی حرارتی سوخت های مختلف

Weights of Selected Substances وزن مواد

Densities of Selected Substances دانسیته یا لزجت مواد

Conversion Factors فاکتورها و ضرایب تبدیل واحدها

Conversion Factors for Common Air Pollutant Measurements: Airborne Particulate Matter ضرایب تبدیل

Sampling Pressure فشار نمونه گیری استاندارد

Velocity تبدیل واحدهای سرعت

Atmospheric Pressure تبدیل فشار

Volume Emissions تبدیل واحدهای حجم

Boiler Conversion Factors ضرایب تبدیل در دیگ های بخار

Conversion Factors for Various Subtances ضرایب تبدیل و نمونه گیری مواد

می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

برای دانلود جدول تبدیل احاد به لینک زیر مراجعه فرمایید :

دانلود کنید.

پسورد : www.mechanicspa.mihanblog.com


برچسب‌ها: دانلود جدول تبدیل احاد, دانلود ضرایب تبدیل واحد, تبدیل واحد وزن سرعت تبدیل واحد فشار حرارت, بویلر, دانلود جزوات مهندسی مکانیک
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 23:48  توسط spow  | 

مروری بر کتاب توقف در مرگ نوشته خوزه ساراماگو

مرگ مضمونی است که نویسندگان بسیاری به آن پرداخته‌اند. ژوزه ساراماگو، نویسنده پرتغالی و برنده جایزه ادبی نوبل در سال 1998 نیز در رمان در ستایش مرگ (توقف در مرگ) به‌طور گسترده‌ به این مساله می‌پردازد. داستان مربوط به حوادث کشوری است که مرگ ناگهان در آن متوقف می‌شود، به این مفهوم که مرگ دیگر سراغ هیچ‌کس نمی‌رود و مردم آن سرزمین به بی‌مرگی و پیری بی‌حدو‌مرز محکوم می‌شوند. نخستین واکنش به این مساله شادی‌آفرین است، زیرا مساله زندگی ابدی به‌ظاهر واجد ارزشی کاملا مثبت بوده و انسان همیشه آرزوی آن را داشته است.

مشکل عمده مربوط به بیماران می‌شود. امکان‌ناپذیری مرگ برای بیماران شکلی تراژیک به خود می‌گیرد و به‌‌زودی ابعادی وسیع‌تر می‌یابد، با توجه به اینکه ساکنان این سرزمین به پیری و زوالی طبیعی و توقف‌ناپذیر محکوم می‌شوند و امکان مرگ‌ومیر و حوادث طبیعی کاهش می‌یابد. این اتفاق، تنها در محدوده جغرافیایی این سرزمین روی می‌دهد و در سرزمین‌های مجاور، مرگ سیر طبیعی خود را دارد. از این‌رو سالخوردگان و بیماران با رضایت شخصی خود و خانواده‌هایشان مخفیانه به کشورهای مجاور منتقل می‌شوند تا آنجا بمیرند. دولت‌ کشورهای مجاور هم با وضع قوانین سخت می‌کوشند هرطور شده جلو این قاچاق و مهاجرت مردگان به سرزمین‌های خود و برعکس را بگیرند.

اما مرگ بعد از اعتصاب هفت‌ماهه تصمیم می‌گیرد به میان انسان‌ها بازگردد و از طریق مصاحبه‌ای تلویزیونی اعلام می‌کند با ارسال نامه به انسان‌هایی که موعد مرگشان رسیده کارش را از سر خواهد گرفت. این ماجرا نیز مانند بی‌مرگی به‌نحوی تازه‌ باعث آشوب و حیرت می‌شود و انسان به تقلا می‌افتد. اما مرگ هم پس از برگشت‌خوردن نامه یک هنرمند شکست می‌خورد.

ساراماگو در این رمان به‌جای پرداختن به وجه متافیزیکی مرگ، بیشتر مایل است وجه پردوام پدیده بی‌مرگی را به تصویر بکشد و مخاطب آزاد است تفسیر دلخواه خود را از آن ارایه دهد. ساراماگو در رمانش می‌کوشد مساله‌دارترین مفاهیم زندگی را روشن کند. او به تناقضی که ممکن است مساله بی‌مرگی ایجاد کند نگاهی طنزآمیز دارد و با ابهام و تناقض، اختیارات قانونی مرتبط با زندگی و مفهوم هستی را به چالش می‌کشد و تاثیرات انضمامی بی‌مرگی را تصدیق می‌کند.

مرگ دیر یا زود سرمی‌رسد و در هرحال مراقبت پزشکی اجباری از بیمار، مقابل مقاومت بدن او که تحلیل رفته و تنها تظاهر به قدرت می‌کند، قرار می‌گیرد. برای من جای سوال است که محافظان زندگی وقتی باید هزینه- ‌خواه هزینه اقتصادی خواه فرهنگی‌- انفجارِ سیستم را که ساراماگو در رمانش به آن پرداخته پیش‌بینی کنند، چگونه واکنش نشان خواهند داد. تاکید عینی بر صحنه سرآغاز سوررئال رمان، یعنی اطمینان از اینکه مرگ نخواهد آمد، مخاطب را به تامل در این مساله دعوت می‌کند که انسان ناگزیر است در انتظار اراده خدا یا تقدیر برای مرگ بماند که به‌یقین خیلی بیشتر از زمانی طول می‌کشد که حیات او به‌واسطه تکنولوژی‌ «مرگ‌هراسی» (tanatofobiche) تهدید یا تضمین می‌شود.

این امر قابل‌درک است که یک مسیحی مومن، به صحتِ انتظار مرگی که خدا مقدر کرده واقف است و به زندگی به چشم هدیه‌ای می‌نگرد که باید به‌صورت نامشروط از آن مراقبت کند؛ حتی در رابطه با وضعیت ناخوشایند بیماران. اما مساله این است که در وضعیتی آزاد، یک گزینش فراطبیعی مانند مسیحیت قادر نیست ادعا کند که زیست‌سیاستِ (biopolitica) طبیعت‌ یا تکنیک‌های پزشکی را برای همه ـ دینداران یا غیردینداران‌ـ مقرر کرده است.

به‌مفهوم سیاسی، مساله این نیست که سرزمینی که در آن مرگ کمابیش به‌طور قطع می‌میرد چگونه نیست و نابود می‌شود، بلکه خطر نیست و نابودی وجود دارد، حتی در سرزمینی که مرگ در تقابل با اراده بیماران با تاخیر سر می‌رسد. در این راستا باید به عقاید فیلسوف و دانشمند آلمانی، هانس رایشنباخ (Hans Reichenbach) در طلوع فلسفه علمی اشاره کرد. او با مقایسه معضلات شناخت‌شناسی و روش‌شناختی علم، تفاوت اساسی میان رویکرد فلسفی سنتی و علمی را نشان می‌دهد.

به‌گفته این فیلسوف آلمانی: «شرح علیت، شامل روشن‌کردن رابطه رویداد پیشین با رویداد معلول به‌واسطه قوانین کلی‌ است. رویداد نخستین ممکن است علتی نداشته باشد و نمی‌توان آن را به‌نحوی عقلانی شرح داد. می‌توان پنداشت که هر رویدادی معلول رویداد دیگر و زمان بدون آغاز است. [...] پرسش درباره علت وجود عالم بی‌معناست. هر شرحی باید بر مبنای رویدادها باشد و علم تنها قادر است این‌ رویدادها را تا نقطه‌ای منطقی که با حداکثر تاثیر بیانی همراه است به عقب بازگرداند.»

به این تاملات به‌عنوان یک الگوی شناخت‌شناسی اشاره شد و حال می‌کوشم آنها را در رابطه با مساله مورد بحث‌مان به‌کار بگیرم: اگر فلسفه در رابطه با مفهوم جاودانگی/ بی‌مرگی پاسخگو بوده است، برای مثال با مساله فرازمانی پارمنیدسِ هستی (مرگ هستی را متوقف می‌کند نه وجود را) یا به‌عکس با فرض اگزیستانسیالیستی‌شدن و بنابراین میرایی بشر (وجود همان هستی است، برای همین مرگ همه‌چیز را متوقف می‌کند)، یا با مساله محدودیت به تصدیق مرگ جسمانی بدن که فرضیه بازگشت جاودانی روح را تعلیق می‌کند (مرگ پدیده‌ها را متوقف می‌کند، برای همین وجود یک عالم ذاتِ احتمالی دیگر برای ما نامعلوم می‌ماند)، زیست‌شناسی و پزشکی، با تکیه بر مشاهدات و تجربه‌های خوشبینانه‌شان، بایک‌یک بیماری‌های آسیب‌زا مقابله می‌کنند و می‌کوشند لحظه مرگ را به تاخیر بیندازند.

به این معنا که نمی‌کوشند مساله میرایی را به‌طور ریشه‌ای حل کنند، بلکه آن را از حادثه جزیی که به زندگی بیمار آسیب رسانده حذف می‌کنند. به‌گفته ولادیمیر یانکلویچ (Vladimir Jankélévitch): «دلیلی ندارد که آنچه هست دیگر وجود نداشته باشد. از لحظه‌ای که پایانِ وجود ادراک نمی‌شود و در مفهومِ وجود الزامی نیست، یک تصادف لازم است.» به این ‌ترتیب پزشکی و زیست‌شناسی شاید هیچ‌وقت نتوانند ادعا کنند که معضلِ مرگ را برای همیشه حل کرده‌اند، اما قادرند لحظه مقاومت زندگی را به‌نحوی نامشخص به درازا بکشانند، شاید تحت شرایطی ناهنجار و حتی خلاف میل بیمار.

این مضمون در نقدهای یانکلویچ، یکی از فیلسوف‌هایی که به‌نحوی گسترده به تحلیل مرگ پرداخته‌ است، ارزیابی می‌شود. او در یکی از مصاحبه‌هایش اظهار می‌کند: «از یک‌سو، مردن، امروز یا فردا، اجتناب‌ناپذیر است: انسان موجودی است که تقدیرش مرگ است. اما از سوی دیگر، مردن، امروز یا فردا، الزامی نیست. به‌عبارت دیگر: به لحاظ منطقی به‌هیچ‌وجه الزامی نیست.

نامیرایی هم امکان‌ناپذیر است و به‌هرحال مردن، دوشنبه به‌جای سه‌شنبه هم به‌هیچ‌وجه الزامی نیست. مهم نیست تاریخ دقیقش چه وقت باشد و بی‌آنکه پوچ و بیهوده به‌نظر برسد به تاخیر می‌افتد. خلاصه، به‌گمانم اینجا با مفهوم امید به دانش پزشکی مواجه هستیم: هستی هر انسان زنده، ممکن است به‌طول بینجامد. پزشک تنها یک چیز را می‌داند: وظیفه او این است که بیمار را زنده نگه دارد. اما چنین امیدِ ابتدایی و البته متافیزیکی، فقط امکان مرگ را مدام به تاخیر می‌اندازد. به‌ظاهر غیرممکن می‌رسد، اما در توالی روزها امکان‌پذیر می‌شود. بیماری که در کُما به‌سر می‌برد، شاید نه تا ابد، دست‌کم برای زمانی دراز زنده نگه داشته ‌شود، اما دیگر حتی نمی‌توان فهمید زنده است یا مرده. نهایتا قلبش می‌تپد و نفس می‌کشد: شاید روز بعد به‌‌راحتی بمیرد، شاید هم موفق شوم مرگش را تا فردا به تاخیر بیندازم و می‌توانم این کار را با دارو بکنم. اما انجام این کار برای زمانی دراز پوچ و بیهوده است.

خلاصه اینکه، درست همین مفهوم «زمان دراز» مساله‌ساز است: معضل متافیزیکی امر پیوسته و امر ناپیوسته. آیا مردن در آن لحظه الزامی است؟ نه، الزامی نیست ـ اما به‌هرحال یک روز باید مُرد. و همین‌جاست که برای یک پزشک و انسانی که به پیشرفت باور دارد، امید و مسیری روشن اما نه بی‌پایان شکل می‌گیرد. همه بیماری‌ها قابل‌درمان و همه زندگی‌ها قابل‌ تداوم‌اند، مگر مادر همه بیماری‌ها یعنی مرگ: این بیماری‌ متفاوت با دیگر بیماری‌ها.»

شاید علاقه‌مندان به تداوم زندگی باید با درنظرگرفتن این ایده روایی ساراماگو، در این امکان تامل کنند که زندگی مقاومت می‌کند، نه برای اثبات اینکه مرگ را برای همیشه شکست داده است، بلکه برای اثبات این امر که مرگ نخواهد آمد و خدا می‌داند چقدر دیر خواهد رسید، اما به‌هرحال دیر خواهد رسید، همچون نمایشنامه «در انتظار گودو» که مضمونش ضد منطق مرگ است.

اشاره به این نکته خالی از لطف نیست که پایان زندگی‌ بیشتر بیماران به‌کمک امکانات پزشکی چند ماه عقب می‌افتد و آنها و خانواده‌هایشان با روحیه‌ای مثبت به زندگی چنگ می‌زنند، اما اغلب باید برای انتقال خونی دیگر بجنگند تا چند روزی را به‌راحتی سپری کنند. چنین سودمندی‌هایی نیز هزینه‌ای هنگفت دارد! اما لحظه مرگ که نزدیک می‌شود، تلطیف‌کردنش با سودمندی‌های کوتاه‌‌مدت کاملا بیهوده به‌نظر می‌رسد و درست همین‌جاست که با وجود پیچیدگی مساله، تاکید بر نیاز اخلاقی سخن‌گفتن از کیفیت و میل به زندگی، خواه در قالب نوشتار خواه حیات زیست‌شده الزامی می‌شود.

جانلوکا کورادو - اثمار موسوی‌نیا - روزنامه شرق

در همین زمینه می توانید مطلب زیر را نیز مطالعه فرمایید:


برچسب‌ها: مروری بر کتاب توقف در مرگ نوشته خوزه ساراماگو, خوزه ساراماگو, معرفی و نقد کتاب, دانلود کتاب, دانلود کتاب توقف در مرگ
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 18:51  توسط spow  | 

ادم ها خداحافظی را اختراع کردند

ما در پلازا، همدیگر را بدرود گفتیم‌
در پیاده‌ رویِ آن‌ طرف‌ خیابان‌
من‌ روی‌ بر گرداندم‌
و پشت‌ سرم‌ را کاویدم‌
تو بر می‌گشتی‌
و دستانِ خدا حافظی‌ ات، در اهتزاز بود
رودخانه‌ ای‌ از وسایل‌ نقلیه‌
از میان‌ ما می‌گذشت‌
6 بعد از ظهر بود
آیا نمی‌دانستیم‌
که‌ از پس‌ آن‌ رودخانه‌ ی‌ دوزخی‌ غمبار
دیگر هرگز همدیگر را نخواهیم‌ دید
ما همدیگر را گم‌ کردیم‌
و یک‌ سال‌ بعد تو مرده‌ بودی‌
و من‌ حالا
یادهایم‌ را می‌کاوم‌
و خیره‌ بدانها می‌نگرم‌
و فکر می‌کنم‌ که‌ این‌ اشتباه‌ است‌
که‌ انسان‌ با خداحافظی‌ جزیی‌
مبتلای‌ جدایی‌ بی‌ نهایت‌ شود
شب‌ قبل، پس‌ از شام‌
بیرون‌ نرفتم‌
و سعی‌ کردم‌ چیزهایی‌ بفهمم‌
دوره‌ کردم‌ آخرین‌ درسی‌ را که‌ افلاطون‌
در دهان‌ معلمش‌ گذاشت‌
خواندم‌ که‌ روح‌ تواند گریزد چون‌ جسم‌ مرد
روح‌ نمی‌میرد
گفتن‌ بدرود برای‌ انکار جدایی‌ است‌
آدم‌‌ها خداحافظی‌ را اختراع‌ کردند
زیرا فکر می‌کردند بی‌ زوالند
با اینکه‌ می‌دانستند زندگی‌ اشان‌ را دوامی ‌نیست‌
در ساحل‌ کدام‌ رودخانه‌
این‌ گفتگوی‌ نامعلوم‌ را فرو خواهیم‌ گذاشت‌؟
آیا ما دوتن‌
دلیا و بورخس‌
اهل‌ شهری‌ نبودیم‌ که‌ یکبار در جلگه‌‌ها
ناپدید شد؟

خورخه لوییس بورخس


برچسب‌ها: ادم ها خداحافظی را اختراع کردند, بهترین شعرهای جهان از بهترن شاعران جهان, خورخه لوییس بورخس, بهترین شعرهای جهان
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 18:35  توسط spow  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر