توضیح عکس توضیح عکس
توضیح عکس تبلیغات

وبلاگ یک مهندس...

وبلاگ یک مهندس...

داستان کوتاه اردوگاه سرخ‌پوستان نوشته ارنست همینگوی

ارنست همينگوي
برگردان: شاهين بازيل

کنار ساحل درياچه قايق پارويي ديگري هم پهلو گرفته بود. دو نفر سرخ‌پوست منتظر ايستاده بودند. نيک و پدرش در پاشنه قايق نشستند و سرخ‌پوست‌ها قايق را از ساحل هل دادند به طرف درياچه و يکي از آن‌ها پريد تو تا پارو بزند. عمو جرج هم در پاشنه قايق پارويي اردوگاه نشست. سرخ‌پوست جوان آن را هم هل داد و پريد تو، تا براي عمو جورج پارو بزند.
قايق‌ها در تاريکي شب روانة درياچه شدند. نيک، در هواي مه‌آلود، صداي پاروي قايقي ديگر را که از آن‌ها خيلي جلوتر بود، مي‌شنيد. سرخ‌پوست‌ها با ضربات کوتاه و سريع پارو مي‌زدند. نيک توي بغل پدرش لم داده بود. روي درياچه هوا سرد بود. سرخ‌پوستي که قايق آن‌ها را مي‌راند تند پارو مي‌زد، اما در آن هواي مه‌آلود، قايق جلويي مدام فاصله‌اش را بيش‌تر مي‌کرد.
نيک پرسيد: «بابا کجا مي‌ريم؟»
« به اردوگاه سرخ‌پوستا، سراغ يه خانم سرخ‌پوست خيلي بد حال.»
نيک گفت: «آها».
در ساحل آن‌سوي درياچه، قايق جلويي را ديدند که پهلو گرفته است. عمو جورج توي تاريکي سيگار دود مي‌کرد. سرخ‌پوست جوان قايق را به طرف شيب خشک ساحل کشيد. عمو جورج به هر دو سرخ‌پوست سيگار داد.
آن‌ها به دنبال سرخ‌پوست‌هاي جوان که فانوس به دست داشتند، از ميان علف‌زار خيس پوشيده از شبنم به سمت بالاي ساحل رفتند. بعد وارد جنگل شدند و پس از عبور از کوره‌راهي به جادة چوب بري رسيدند که به ميان تپه‌ها مي‌رفت.
چون درخت‌هاي دو سوي جاده را بريده بودند، هوا روشن‌تر بود. سرخ‌پوست جوان ايستاد و فانوس را خاموش کرد و بعد همگي در امتداد جاده به‌راه افتادند.
بر سر پيچي سگي پارس‌کنان پيش آمد. جلوتر، روشنايي چراغ کلبه‌ها ديده مي‌شد. سرخ‌پوستان اين منطقه از کندن پوست تنه درخت‌ها گذران مي‌کردند. چند سگ ديگر نيز به‌سوي آن‌ها يورش آوردند. دو سرخ‌پوست سگ‌ها را به سوي کلبه‌ها پس راندند. از پنجره کلبه کنار جاده نوري به بيرون مي‌تابيد. پيرزني در آستانه در ايستاده بود و چراغي به‌دست داشت.
داخل کلبه، زن سرخ‌پوست روي تخت دو طبقة چوبي دراز کشيده بود. دو روز بود که درد شديد زايمان داشت. تمام زن‌هاي اردوگاه به کمکش آمده بودند. مردها به آن سوي جاده رفته بودند تا دور از سروصداي زن، در تاريکي شب، سيگاري چاق کنند. درست هنگامي‌که نيک و دو سرخ‌پوست پشت سر پدرش و عمو جورج پا توي کلبه گذاشتند، زن جيغي کشيد. او در طبقه پايين، زير لحاف دراز کشيده بود و خيلي بزرگ مي‌‌نمود. سرش به سويي خم شده بود و شوهرش در طبقه بالاي تخت بود. سه روز پيش، پايش را با تبر زخمي کرده بود. داشت چپق دود مي‌کرد. هواي اتاق بوي گندي داشت.
پدر نيک دستود داد روي اجاق آب بگذارند. آب که مي‌جوشيد با نيک صحبت مي‌کرد.
گفت: «نيک، اين خانم قراره يه بچه به دنيا بياره.»
نيک گفت:«مي‌دونم.»
پدرش گفت: «نه، نمي‌دوني. خوب به من گوش بده. دردي رو که الان داره تحمل مي‌کند، درد زايمونه. بچه مي‌خواد به دنيا بياد، اونم همينو مي‌خواد. به تمام عضله‌هاي بدنش فشار مي‌آره تا بچه رو پس بندازه. به خاطر درد همين فشارهاست که اين‌‌طور جيغ مي‌کشه.»
نيک گفت: «فهميدم.»
درست همان موقع زن جيغ کشيد.
نيک پرسيد: «باباجون، نمي‌شه چيزي به خوردش بدي که ديگه جيغ نکشه.»
پدرش گفت: «نه، داروي ضد درد ندارم. اما فريادهاش مهم نيستن. من گوش نميدم. چون مهم نيستن.»
شوهر زن در طبقة بالاي تخت غلت زد به‌طرف ديوار.
زني از آشپزخانه به دکتر گفت که آب جوش آمده. پدر نيک به آشپزخانه رفت و نيمي از آب کتري را ريخت توي لگن. وسايلش را از توي دستمال برداشت و توي آب کتري گذاشت. گفت: «اينا رو بايد جوشوند.» دست‌هايش را با صابوني که با خود آورده بود توي لگن آب داغ حسابي شست. نيک به دست‌هاي پدرش چشم دوخته بود که يک‌ديگر را صابون مي‌زدند. پدر نيک در همان حال که دست‌هايش را به‌دقت مي‌شست، گفت: «ببين نيک، بچه‌ها عموماً از طرف سر به دنيا مي‌آن. اما بعضي وقت‌ها اين‌طوري نمي‌شه. وقتي از سر به دنيا نيان کلي دردسر براي همه مي‌تراشن. براي همين هم شايد مجبور بشم اين خانومو عمل کنم. الان معلوم ميشه.»
وقتي از تميز بودن دست‌هاش مطمئن شد، داخل اتاق شد و کارش را شروع کرد. دکتر گفت جورج، لطفاً تو لحاف را عقب بزن. بهتره دستم بهش نخوره.»
کمي بعد که جراحي شروع شد، عمو جورج و سه مرد سرخ‌پوست زن را محکم گرفته بودند. زن، بازوي عمو جورج را گاز گرفت وعمو جورج گفت: «اي ماده سگ نکبتي!» و سرخ‌پوست جوان که عمو جورج را با قايق آورده بود به او خنديد. نيک، لگن را براي پدرش گرفته بود. عمل کلي طول کشيد.
پدر نيک بچه را بلند کرد و چند سيلي به صورتش زد تا نفسش باز شود و بعد او را تحويل پيرزن داد. گفت: «ببين نيک، پسره. بگو ببينم از انترني خوشت اومد؟»
نيک گفت:"«خيلي.» اما نگاهش را دزديد تا مبادا چشمش به کاري که پدرش مي‌کرد، بيفتد.
پدرش گفت: «آهان، درست شد.» و چيزي را انداخت توي لگن.
نيک نگاه نکرد.
پدرش گفت: «حالا بايد چند تا بخيه بزنم. اگه خواستي نگاه کن، اگه‌م نخواستي که هيچي. الان مي‌خوام جايي رو که پاره کرده‌ام ، بدوزم.»
نيک نگاه نکرد. از خيلي پيش کنجکاويش را از دست داده بود. پدرش کار را تمام کرد و از جا برخاست. عمو جورج و سه مرد سرخ‌پوست هم ايستادند. نيک لگن را برد و گذاشت توي آشپزخانه.
عمو جورج به بازويش نگاهي انداخت. سرخ‌پوست جوان زد زير خنده.
دکتر گفت: «جورج، کمي داروي ضد عفوني روش مي‌مالم.»
روي زن سرخ‌پوست خم شد، زن حالا آرام گرفته بود و چشم‌هايش را بسته بود. رنگ رخش پريده بود و نمي‌دانست چه شده و چه بر سر بچه آمده.
دکتر بلند شد و گفت: «فردا برمي‌گردم. پرستار طرفاي ظهر از سن‌اگنس  مي‌رسه و هر چه لازم داشته باشيم با خودش مي‌آره.»
دکتر عين فوتباليست‌ها شده بود که پس از مسابقه در اتاق رخت‌کن، سر حال مي‌آيند و دلشان مي‌خواهد وراجي کنند.
پدر نيک گفت: «جورج ، اينو بايد تو مجلات پزشکي بنويسن، عمل سزارين با چاقوي جيبي و دوختن شکم با چند متر زه روده.»
عمو جورج که به ديوار تکيه داده بود و بازويش را وارسي مي‌کرد، گفت: «اوه درسته، تو مرد بزرگي هستي.»
دکتر گفت: «خب، يه حالي هم از اين پدر مغرور بپرسيم. اين وسط پدرا از همه بيش‌تر زجر مي‌کشن. بايد بگم اين يکي خوب بي‌سروصدا تحمل کرد.»
پتو را از روي سر سرخ‌پوست پس کشيد. دستش خيس شد. فانوس به دست بلند شد روي لبة تخت و نگاه کرد. سرخ‌پوست رو به سوي ديوار دراز کشيده بود. گلويش را گوش تا گوش بريده بود. خون جمع شده بود توي گودي‌يي که بدنش روي تخت انداخته بود. سرش روي بازوي چپش آرميده بود. تيغ برهنه، لبه‌اش به سمت بالا، توي رختخواب بود.
دکتر گفت: «جورج، نيک رو از کلبه ببر بيرون.»
احتياجي به اين کار نبود. نيک وسط درگاهي آشپزخانه ايستاده بود و زير نور فانوسي که دست پدرش بود، به خوبي، طبقة بالايي تخت را ديد که چطور پدرش سر سرخ‌پوست را عقب کشيد.
وقتي آن‌ها از جادة چوب‌بري به طرف درياچه مي‌رفتند، داشت صبح مي‌شد.
دکتر که شور و حال بعد از عمل جراحي از سرش کاملا پريده بود، گفت:
«نيکي از اين که تو رو با خودم آوردم، واقعاً متأسفم. اصلاً درست نبود شاهد اين حادثه ناگوار باشي.»
نيک پرسيد: «هميشه زن‌ها موقع زايمون اين‌قدر درد مي‌کشن؟»
« نه، اين يه مورد کاملاً استثنايي بود.»
« بابا چرا اون مرد خودشو کشت؟»
«نمي‌دونم نيک. شايد تحملشو نداشت.»
«بابا، مردا خيلي خودکشي مي‌کنن؟»
«نه نيک، نه خيلي.»
« زن‌ها چطور؟»
« به ندرت.»
« يعني اصلاً؟»
«اصلاً که نه. خيلي کم.»
« بابا؟»
«چيه»
« عمو جورج کجا رفت؟»
« الان پيداش ميشه.»
« بابا، مردن سخته؟»
« نه نيک، به نظرم خيلي آسون باشه، بستگي داره.»
اکنون در قايق نشسته بودند. نيک در قسمت پاشنه بود و پدرش پارو مي‌زد. آفتاب از پشت تپه‌ها بالا مي‌آمد. يک ماهي توي آب جستي زد و سطح آب موج برداشت. نيک دستش را کرده بود توي آب و مي‌کشيد. در سرماي برندة صبح، آب گرم بود.
نيک در آن صبح زود همراه با پدرش که پارو مي‌زد در پاشنة قايق شناور بر روي درياچه نشسته بود و تقريباً مطمئن بود که هرگز نخواهد مرد.


برچسب‌ها: داستان کوتاه اردوگاه سرخ‌پوستان نوشته ارنست همینگو, دانلود کتاب های ارنست همینگوی, ارنست همینگوی, بهترین داستان های کوتاه از بهترین نویسندگان جهان, داستان کوتاه
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 13:49  توسط spow  | 

سندرم تجرد در ژاپن

مردم ژاپن آن‌قدر از برقراری رابطه عاشقانه گریزان شده اند که رسانه‌های این کشور برای این رفتار مردم اسم گذاشته‌اند: "سکاسا شینای شوکوگان" یا "سندرم تجرد".

وزارت بهداشت ژاپن روز اول ژانویه ۲۰۱۵ اعلام کرد که در سال ۲۰۱۴ یک میلیون و ۱۰۰۰ هزار نوزاد در این کشور متولد شده اند که نسبت به سال ۲۰۱۳ کاهشی ۹۰۰۰ نفری داشته است.

کاهش تعداد جوانان و افراد سنین ۱۵ تا ۶۴ سال در ژاپن، رشد ناخالص ملی این کشور را تهدید می‌کند.

کارشناسان می گویند اگر روند کاهش جمعیت در ژاپن به همین ترتیب ادامه یابد، این کشور در نیم قرن آینده یک سوم جمعیت خود را از دست خواهد داد.

یک گزارش روزنامه گاردین نشان می‌دهد که نرخ پایین ازدواج، بچه‌دار شدن و حتی رابطه جنسی در ژاپن باعث شیوع سندرم موسوم به تجرد شده است.

واشنگتن پست هم می‌نویسد این موضوع فراتر از یک 'موضوع ژاپنی' و خصیصه‌های فرهنگی‌ این کشور است و به اقتصاد جهانی مربوط است.

ژاپن سومین اقتصاد بزرگ جهان است که اقتصادش با تجارت جهانی گره خورده و عامل مهمی در بهبود وضعیت اقتصادی همه به شمار می‌رود.

این کشور مهم‌ترین شریک تجاری آمریکا، چین و بسیاری از کشورهای دیگر است و میزان بدهی آمریکا به ژاپن تقریبا هم‌پای قرض این کشور به چین است.

واشنگتن پست می‌نویسد نرخ بچه‌دار شدن ژاپنی‌ها آن‌قدر پایین است که نمی‌تواند اقتصاد سالمی داشته باشد.

یکی از مهم‌ترین دلایل کمتر بچه‌دار شدن‌ ژاپنی‌ها آن است که این‌قدر به رابطه جنسی بی‌علاقه‌اند که قرار عاشقانه نمی‌گذارند و ازدواج هم نمی‌کنند.

بر اساس گزارش مرکز جمعیت‌شناسی ژاپن در سال ۲۰۱۱ و همینطور اطلاعاتی که روزنامه گاردین به تازگی منتشر کرده، تعداد بسیار زیادی از ژاپنی‌ها رابطه جنسی را جذاب نمی‌دانند.

۴۵ درصد زنان و ۲۵ درصد مردان ۱۶ تا ۲۴ ساله به رابطه جنسی علاقه ندارند یا از آن متنفرند.

بیش از نیمی از ژاپنی‌ها مجردند. ۴۹ درصد زنان مجرد و ۶۱ درصد از مردان مجرد ۱۸ تا ۳۴ ساله در هیچ رابطه عاشقانه‌ای نیستند.

تعداد زنان و مردان ژاپنی که رابطه عاشقانه ندارند از سال ۱۹۹۰ تاکنون رشد قابل ملاحظه‌ای داشته است.

یک چهارم ژاپنی‌ها اصلا رابطه عاشقانه نمی‌خواهند. ۲۳ درصد زنان و ۲۷ درصد مردان گفته‌اند علاقه‌ای به هیچ نوع رابطه عاشقانه‌ای ندارند.

بیش از یک سوم از ژاپنی‌هایی که در سن باروری هستند تاکنون رابطه جنسی نداشته‌اند.

موسسه جمعیت ژاپن پیش‌بینی می‌کند زنانی که در اوایل بیست‌ سالگی‌ هستند ۲۵ درصد احتمال دارد که هرگز ازدواج نکنند و ۴۵ درصد احتمال دارد که هیچ وقت بچه‌دار نشوند.

در ژاپن این موضوع تازه‌ای نیست. از سال ۲۰۰۶ زن‌های ژاپنی به خاطر "سوشوکا دانشی" که معنی‌اش "گیاه‌خوار شدن مردها" است اما کنایه از بی‌میلی جنسی آنها است از اینکه مردان به رابطه جنسی با جنس مخالف علاقه ندارند شاکی بوده‌اند.

زن‌های ژاپنی هم به سهم خود از برقراری رابطه عاشقانه اجتناب می‌کنند چرا که قوانین این کشور و عرف‌های اجتماعی حفظ زندگی خانوادگی و موقعیت شغلی را برای زن‌ها دشوار می‌کند.

کاهش جمعیت ژاپن به این معنا است که تعداد کمتری در این کشور کار می‌کنند و میزان تولید هم پایین می‌آید. پدیده ای که بمب ساعتی اقتصادی خوانده شده است.

از سوی دیگر تعداد سالخوردگان در ژاپن در حال رشد است و هزینه مراقبت از آنها بالا است چون به خاطر عمر طولانی، دوران بازنشستگی‌ درازی دارند.

در یک اقتصاد سالم به ازای این تعداد بازنشسته باید به تعداد کافی مالیات‌دهنده وجود داشته باشد اما جمعیت ژاپن هم‌زمان کم و پیر می‌شود.

واشنگتن‌پست می‌نویسد این موضوع فعلا مشکل ژاپنی‌هاست اما پیامدهایش به مردم آمریکا و سایر کشورهای جهان در اقتصاد جهانی هم آسیب می‌زند.

مشکل اینجا است که ژاپن بدهکاران زیادی در جهان دارد. در حال حاضر میزان طلب ژاپن ۲۰۰ درصد میزان تولید ناخالص داخلی این کشور است.

تا وقتی ژاپن رشد می‌کند همه چیز رو به راه است اما با وجود بمب ساعتی جمعیتی این کشور، به سختی می‌شود پیش‌بینی کرد که در طولانی مدت اوضاع چطور خواهد بود.

مقام‌های ژاپنی از کاهش رشد جمعیت‌شان نگران‌اند. یک برنامه ملی زنان و مردان جوان‌ را به برقراری رابطه تشویق می‌کند و به دنیا آوردن بچه‌های ژاپنی بیشتر موضوع بحث سیاستمداران ژاپنی است.

تصویب قانون منع سقط جنین یکی از پیشنهادهایی است که از سوی سیاستمداران ژاپنی ارائه شده است.

مردم ژاپن آن‌قدر از برقراری رابطه عاشقانه گریزان شده اند که رسانه‌های این کشور برای این رفتار مردم اسم گذاشته‌اند: "سکاسا شینای شوکوگان" یا "سندرم تجرد".

وزارت بهداشت ژاپن روز اول ژانویه ۲۰۱۵ اعلام کرد که در سال ۲۰۱۴ یک میلیون و ۱۰۰۰ هزار نوزاد در این کشور متولد شده اند که نسبت به سال ۲۰۱۳ کاهشی ۹۰۰۰ نفری داشته است.

کاهش تعداد جوانان و افراد سنین ۱۵ تا ۶۴ سال در ژاپن، رشد ناخالص ملی این کشور را تهدید می‌کند.

کارشناسان می گویند اگر روند کاهش جمعیت در ژاپن به همین ترتیب ادامه یابد، این کشور در نیم قرن آینده یک سوم جمعیت خود را از دست خواهد داد.

یک گزارش روزنامه گاردین نشان می‌دهد که نرخ پایین ازدواج، بچه‌دار شدن و حتی رابطه جنسی در ژاپن باعث شیوع سندرم موسوم به تجرد شده است.

واشنگتن پست هم می‌نویسد این موضوع فراتر از یک 'موضوع ژاپنی' و خصیصه‌های فرهنگی‌ این کشور است و به اقتصاد جهانی مربوط است.

ژاپن سومین اقتصاد بزرگ جهان است که اقتصادش با تجارت جهانی گره خورده و عامل مهمی در بهبود وضعیت اقتصادی همه به شمار می‌رود.

این کشور مهم‌ترین شریک تجاری آمریکا، چین و بسیاری از کشورهای دیگر است و میزان بدهی آمریکا به ژاپن تقریبا هم‌پای قرض این کشور به چین است.

واشنگتن پست می‌نویسد نرخ بچه‌دار شدن ژاپنی‌ها آن‌قدر پایین است که نمی‌تواند اقتصاد سالمی داشته باشد.

یکی از مهم‌ترین دلایل کمتر بچه‌دار شدن‌ ژاپنی‌ها آن است که این‌قدر به رابطه جنسی بی‌علاقه‌اند که قرار عاشقانه نمی‌گذارند و ازدواج هم نمی‌کنند.

بر اساس گزارش مرکز جمعیت‌شناسی ژاپن در سال ۲۰۱۱ و همینطور اطلاعاتی که روزنامه گاردین به تازگی منتشر کرده، تعداد بسیار زیادی از ژاپنی‌ها رابطه جنسی را جذاب نمی‌دانند.

۴۵ درصد زنان و ۲۵ درصد مردان ۱۶ تا ۲۴ ساله به رابطه جنسی علاقه ندارند یا از آن متنفرند.

بیش از نیمی از ژاپنی‌ها مجردند. ۴۹ درصد زنان مجرد و ۶۱ درصد از مردان مجرد ۱۸ تا ۳۴ ساله در هیچ رابطه عاشقانه‌ای نیستند.

تعداد زنان و مردان ژاپنی که رابطه عاشقانه ندارند از سال ۱۹۹۰ تاکنون رشد قابل ملاحظه‌ای داشته است.

یک چهارم ژاپنی‌ها اصلا رابطه عاشقانه نمی‌خواهند. ۲۳ درصد زنان و ۲۷ درصد مردان گفته‌اند علاقه‌ای به هیچ نوع رابطه عاشقانه‌ای ندارند.

بیش از یک سوم از ژاپنی‌هایی که در سن باروری هستند تاکنون رابطه جنسی نداشته‌اند.

موسسه جمعیت ژاپن پیش‌بینی می‌کند زنانی که در اوایل بیست‌ سالگی‌ هستند ۲۵ درصد احتمال دارد که هرگز ازدواج نکنند و ۴۵ درصد احتمال دارد که هیچ وقت بچه‌دار نشوند.

در ژاپن این موضوع تازه‌ای نیست. از سال ۲۰۰۶ زن‌های ژاپنی به خاطر "سوشوکا دانشی" که معنی‌اش "گیاه‌خوار شدن مردها" است اما کنایه از بی‌میلی جنسی آنها است از اینکه مردان به رابطه جنسی با جنس مخالف علاقه ندارند شاکی بوده‌اند.

زن‌های ژاپنی هم به سهم خود از برقراری رابطه عاشقانه اجتناب می‌کنند چرا که قوانین این کشور و عرف‌های اجتماعی حفظ زندگی خانوادگی و موقعیت شغلی را برای زن‌ها دشوار می‌کند.

کاهش جمعیت ژاپن به این معنا است که تعداد کمتری در این کشور کار می‌کنند و میزان تولید هم پایین می‌آید. پدیده ای که بمب ساعتی اقتصادی خوانده شده است.

از سوی دیگر تعداد سالخوردگان در ژاپن در حال رشد است و هزینه مراقبت از آنها بالا است چون به خاطر عمر طولانی، دوران بازنشستگی‌ درازی دارند.

در یک اقتصاد سالم به ازای این تعداد بازنشسته باید به تعداد کافی مالیات‌دهنده وجود داشته باشد اما جمعیت ژاپن هم‌زمان کم و پیر می‌شود.

واشنگتن‌پست می‌نویسد این موضوع فعلا مشکل ژاپنی‌هاست اما پیامدهایش به مردم آمریکا و سایر کشورهای جهان در اقتصاد جهانی هم آسیب می‌زند.

مشکل اینجا است که ژاپن بدهکاران زیادی در جهان دارد. در حال حاضر میزان طلب ژاپن ۲۰۰ درصد میزان تولید ناخالص داخلی این کشور است.

تا وقتی ژاپن رشد می‌کند همه چیز رو به راه است اما با وجود بمب ساعتی جمعیتی این کشور، به سختی می‌شود پیش‌بینی کرد که در طولانی مدت اوضاع چطور خواهد بود.

مقام‌های ژاپنی از کاهش رشد جمعیت‌شان نگران‌اند. یک برنامه ملی زنان و مردان جوان‌ را به برقراری رابطه تشویق می‌کند و به دنیا آوردن بچه‌های ژاپنی بیشتر موضوع بحث سیاستمداران ژاپنی است.

تصویب قانون منع سقط جنین یکی از پیشنهادهایی است که از سوی سیاستمداران ژاپنی ارائه شده است.


برچسب‌ها: سندرم تجرد در ژاپن, اقتصاد جمعیت احساسات تولید مثل, کنترل رشد جمعیت, حرف هایی از اینجا و از انجا, قانون منع سقط جنین
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 11:40  توسط spow  | 

یک عکس یک نگاه...

انسان فقط در قبال گفته هایش مسئول نیست

بلکه

در قبال سکوت هایش هم مسئول است...

عزیز نسین


برچسب‌ها: مسئولیت, جملات مفهومی, عزیز نسین, یک عکس یک جمله, یک عکس یک نگاه
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 9:49  توسط spow  | 

گفتگو با پیر پائولو پازولینی

دچیا مَرَینی ترجمه ی علیرضا نیاززاده نجفی

زمانی را که یک ساله بودم به یاد دارم. اتاقی را که درش می خوابیدم، سالن ناهارخوری و گهواره ی من در گوشه ای چسبیده به دیوار. جلویش یک تخت بزرگِ چوبی جایی که مادربزرگم رویش می خوابید. همینطور یک کاناپه یادم هست که در همه ی زندگی همراهی ِمان کرد. روکشِ دسته ی این کاناپه متلاشی شده و ساختارِ چوبیش پیدا بود.

در بولونیا به دنیا آمدی، درسته؟ در چه سالی؟

    در 1922.

اولین خاطره ی از کودکی که به ذهنت می رسد چیست؟

    زمانی را که یک ساله بودم به یاد دارم. اتاقی را که درش می خوابیدم، سالن ناهارخوری و گهواره ی من در گوشه ای چسبیده به دیوار. جلویش یک تخت بزرگِ چوبی جایی که مادربزرگم رویش می خوابید. همینطور یک کاناپه یادم هست که در همه ی زندگی همراهی ِمان کرد. روکشِ دسته ی این کاناپه متلاشی شده و ساختارِ چوبیش پیدا بود. من با مداد روی این چوب یک ماشین طراحی کرده بودم و اسمش را Ru-pepe گذاشته بودم.

حافظه ی بسیار خوبی داری، چیز دیگری هم به یادت می آید؟

    باغ های مارگریتا را به یاد دارم؛ خیابانی در بولونیا، جایی که من با یکی از خاله هایم از آن می گذشتم و جلوتر از او غرغرکنان پاهایم را به زمین می کوبیدم ، چرا که  می خواستم در کالسکه ام به خانه برگردم. سعی کردند متقاعدم کنند، سرزنشم کردند، اما من برنده شدم. هوس های من قاطع و کلّه شق بودند.

این خاطرات، دلپسندت هستند یا ناخوشایند؟

    نه این و نه آن، همچون خواب هایمان. به ویژه یکی از آن ها چیزهای وحشتناکی دارد:  اتاقی بود با پرده های عظیم سفید رنگ که ورای آن، در کوچه، اسب هایی که با کالسکه هایشان می گذشتند. از حرکتشان صدایی چون برخورد چیزی با آب ساطع می شد که مرا در ترس فرو می برد، امّا در همان حال مرا شیفته ی خودش می کرد، مثل یک چیز جادویی و مرموز.

پدرت به چه کاری مشغول بود؟

    پدرم افسر پیاده نظام بود. در سال های اولیه ی زندگیم برایم خیلی مهمتر از مادرم بود. یک حضور اطمینان بخش بود، قوی. یک پدر واقعی، با محبّت و حامی. بعد به طور ناگهانی، وقتی که تقریبن سه ساله بودم، تضاد شروع شد. از آن موقع همیشه یک تنشِ آنتاگونیستی، دراماتیک و تراژیک بین من و او وجود داشت.

 از لحاظ فیزیکی چطور بود؟

    یک مرد بسیار زیبا. زمانی که من متولد شدم، بیست و هشت ساله بود. قامت چندان بلندی نداشت، نیرومند و با موهای خرمایی، چشمانی تیره و شفاف، چهره اش خطوط مشخصی داشت.

و از لحاظ شخصیتی؟

    خشن، مستبد و مالکیت طلب. قبل از سه سالگی حتی شاد به یاد می آورمش. امّا بعد از سه سالگی چیزی بیش از یک لبخند به یادم نیست (امّا در همین دفعات کمی که می خندید واقعن شاد بود)

شبیه او هستی؟

    آره، خیلی.

مادرت در جوانیش چطور بود؟ چطور او را به یاد داری؟

    بسیار زیبا. ریزه و ظریف بود. گردنی سفید سفید و موهایی بلوطی رنگ داشت. از او در سال های اوّلیه ی زندگیم خاطراتی مخدوش دارم. سپس یک جهش ناگهانی در حوالی سه سالگی و از آن به بعد تمام زندگی من متصّل به او شد.

و همینطور یک برادر داشتی، درسته؟

    بله، در بِلّونو1 متولد شد، زمانی که من سه سالم بود. مادر باردارم را به یاد می آورم و منی که می پرسم :« مامان بچه ها چه جوری به دنیا می آن؟» و او به آرامی و شیرینی به من جواب داد:« از شکم مامان به دنیا می آن». چیزی که من اون وقت ها طبیعتن نخواستم باورش کنم.

زندگی تو ناگهان تغییر شکل داد و تو راهی را گرفتی و تا الآن هم ادامه اش داده ای، درست می گویم؟

    بله، در سه سالگی همه چیز تغییر کرد. زمانی که مادرم در انتظار وضع حمل بود، درد کشیدن من از سوزش چشمانم شروع شد. پدرم مرا بی حرکت بر روی میز آشپزخانه می گذاشت، چشمانم را با انگشتانش باز می کرد و قطره را در چشمانم می ریخت. از این لحظه ی "نمادین" است که من دیگر شروع به دوست نداشتنِ پدرم کردم.

اون وقت ها با بچه های دیگر هم بازی می کردی یا یک زندگی منزوی داشتی؟

    من فقط سه سالم بود! به خاطر دارم که در بین بچه هایی بودم که در میدان روبه روی خانه بازی می کردند. مجذوب پاهای آن ها شده بودم؛ به طور دقیق تر گودیِ زانوهایشان. این اولین بخش از اندام است که مرا تحت تاثیر بدن قرار داد. یکی از بچه ها من را شیفته ی خود می کرد و من نمی دانستم چرا. این احساس علاقه را Teta-velta نامیده بودم. چند سال پیش کنتینی2 نشانم داد که چطور در زبان یونانی Tetis نشاد دهنده ی جنسیت است (چه مرد و چه زن) و چطور Teta-velta می تواند یک به یادآورنده باشد، از آن مدلی که در زبان های باستانی  به کار برده می شود. من همین حس Teta-velta را در آغوش مادرم تجربه می کردم.

Ru-pepe , Teta-velta به نظر می رسد که کودکی تو گرداگرد کلماتی کلیدی شکل گرفته باشد.

    نه تنها کودکیم، بلکه تمام زندگیم مملو از کلمات کلیدی است.

چقدر در بولونیا ماندید؟

    فقط یک سال و نیم. بعد رفتیم به پارما، به بِلّونو، به کُنِلیانو3. هر سال شهر عوض می کردیم. از پارما فقط یک خوک تیغی4 در ذهنم مانده. یک بلوارِ در حوالی شهر یادم هست و در وسط جاده فقط یک خوک تیغی. خیلی کنجکاو این حیوان شده بودم؛ امّا چیزی که بیشتر از همه تکانم می داد اسمش بود. از خودم می پرسیدم: امّا چرا خوک؟

از چه سنی شروع به حرف زدن کردی؟

    خیلی زود. و نوشتن را در چهار سالگی یاد گرفتم.

از بلّونو چی به یادت هست؟

    سوای چیزهایی که از Teta-velta و قطره ی چشم بهت گفتم، یادم می آید که یکبار شاه به بلّونو آمد. مردم خیلی سرد ازش استقبال کردند. مادرم که ضدفاشیست بود و صادقانه از شاه حمایت می کرد؛ به تنهایی در سکوت فریاد زد :«زنده باد شاه!». این «زنده باد شاه» را خیلی خوب به یاد می آورم. من به هیچ وجه متوجه نبودم که مردم در آن لحظه دشمن اند، من فقط متوجه صدای زیبای کودکانه ی مادرم شده بودم.

از چه سنی به مدرسه رفتی؟

    دقیقن از همان سال در بلّونو بود که به کودکستان رفتم. خواهرهای روحانی برای آرام بازی دادنمان می گفتند که با کندن زمین می توانیم یک گنج پیدا کنیم. من برای روزها و روزها ادامه به کندن زمین دادم. بعد دیگر خسته شدم و نخواستم بیش از این به مهدکودک بروم. تصمیمِ امتناع  گرفته شده بود و ردخور نداشت. در واقع نیز، من دیگر به آن جا نرفتم.



در بچگی چطور بودی؟

    مثل همین حالا. فقط خنده دارتر. ساده و زودباور بودم. به شدت دم دمی مزاج. به سادگی به وجد می آمدم. می خواستم همه چیز را بفهمم. کنجکاو و کلّه شق بودم.

تو خودت بودی؟

    نه. خجالتی و مستاصل بودم.

در آن سن و سال، چه چیزی را در دنیا بیش از هر چیزی دوست داشتی؟

    داستان ها، حکایات و فهمیدن را دوست داشتم. اطلاعاتی راجع به دنیا.

مادرت داستان ها را برایت می خواند؟

    همیشه. از داستان ها و افسانه ها برایم می گفت، ازشان برایم می خواند. مادرم برای من مثل سقراط بود. نسبت به دنیا یک دید آرمانگرایانه و ایده آل داشت که هنوزم دارد. او واقعن به مروّت، دستگیری، نوع دوستی و سخاوت ایمان دارد. و من تقریبن بیمارگونه همه ی این ها را جذب منش و شخصیت خودم کردم.

مادرت کار هم می کرد؟

    بله، معلمی کرد. یک سال بعد در کنلیانو، یک سری از خواب هایی شروع شد که در آن ها از دست دادن مادرم را خواب می دیدم و برای پیدا کردنش به شهری می رفتم که بولونیا بود. چیز عجیب این است که من بولونیا را بالخص از طریق این خواب ها به یاد دارم. کابوس با پلّه هایی تمام می شد که من دوان دوان از آن ها بالا می رفتم، همیشه ناامیدانه در جستجوی مادرم. بعد در تخت پدر و مادرم از خواب بیدار می شدم. در این دوره شکلی از نورزهای قلبی شروع شد. یاد گرفته بودم که قلب موتور حیات است و ترس این را داشتم که نکند از حرکت بازایستد.

چند سالت بود؟

    چهار

و بعد، بیشتراز این ترس بود که عذاب می کشیدی؟

    بله، تقریبن تا یک سال بعد در کازارسا5، در ادامه ی نمی دانم کدام بحران اقتصادی. پدرم بدهی بالا آورده بود و در سراشیبی بدبختی بود. مادرم برگشت به کار معلّمی. در این دوره، در تخت، با او می خوابیدم.

باز هم از چنین نورزهایی اذیت شدی؟

    بله، یک بار هم در بولونیا برایم اتفاق افتاد، زمانی که هفده سالم بود. یک شب با این حس که دیگر قلبم نمی زند از خواب پریدم.

مگر واقعن از بیماریِ قلبی درد می کشیدی؟

    نه، از لحاظ جسمانی کاملن سالم بودم. همیشه تندرست و قوی بودم. صرفن نوعی پریشانی بود.

تو یک بار گفته ای که تشویش و نگرانی هستیِ طبیعیِ زندگی تو بوده، چه چیزی است که تو را عذاب می دهد؟

    اساس رنج من این است که یک مصیبت برای من به هیچ وجه تنها آن مصیبتی که آن گوشه هست نیست، بلکه مصیبتی جهانی است، که تمام وجود مرا در شایدی می گذارد. برای من هر کیش شدنی، کیش شدنی همگانی است.

چه کسانی تو را بیشتر عذاب می دهند؟ دوستان یا دشمنان؟

    من از چیزهای واقعی رنج می برم چون شکایت ها و موانعی که برای کارم می تراشند. کسانی که در قلب من اند، متحمل درد و عذابم نمی کنند.

با برگشت به دوران کودکی، دوران خوشی بود یا نه؟

    من خاطرات شکوهمندی دارم. هر ماه (در سال اول ابتدایی، در کنلیانو) بین شاگرد اوّل ها نشان های تقدیری توزیع می کردند. یک روبان سبز شگفت انگیز یادم می آید. دوان دوان به خانه برمی گشتم. مادرم را در قاب پنجره دیدم و به او، با انگشتانم، روبان روی سینه ام را نشان دادم.

همیشه در مدرسه شاگرد زرنگ بودی؟

    نه همیشه. گاهی اوقات با اینکه خودم را آماده کرده بودم، نقص و اشکالات عجیبی داشتم.

مهر تأیید مدرسه برای تو مهم بود؟ چرا؟

    بله، زیاد. مخصوصن در ازای ارزش هایی که از مادرم آموخته بودم: جدیّت، جهد و اشتیاق برای دانستن. در این دوره و در کنلیانو، من شروع کردم به دروغ گفتن. اولین گناهان آگاهانه.

چه تیپ دروغ هایی؟

    دروغ های بی دلیل. مادرم به من می گفت: به خیابان نرو، و من یواشکی می رفتم بدون اینکه ازش چیزی به مادرم بگویم. احتمالن اگر هم بهش گفته بودم که می خواهم بروم بیرون بازی کنم، نه نمی گفت. ولی من از این دست دروغ ها می گفتم. خوشم می آمد. این دروغ ها به یک رنگ شگفت انگیز گره خورده اند، میان سبز و ارغوانی، که شاید ناشی از لباس مادرم بوده باشد یا بلوزی از آن سال ها... نمی دانم.

چند سالت بود؟

    پنج سال. اما دوران دروغ ها خیلی زود گذشت. بعد ما به کازارسا نقل مکان کردیم. جایی که من دوّم ابتدایی را گذراندم. دوم ابتدایی یکی از نقاط عطف زندگی من است. من برای اوّلین بار در خانۀ خودم، در وسط دنیای جدیدی از دایی ها و عمو ها، عمه ها و خاله ها، مادربزرگ ها و پدر بزرگ ها و همه ی بچه های فامیل، زندگی می کردم. در آن سال عشقی به دختر خاله ام فرانکا6 داشتم که یک دختربچه ی بسیار زیبا و شاد بود.

و بعد؟

    سال بعد دوباره نقل مکان کردیم (این بار به سَچیله7). ولی در واقع هر تابستان برای تعطیلات به آن جا برمی گشتیم.

خانواده ی مادرت فقیر بودند یا ثروتمند؟

    از خرده مالکان بودند. مادربزرگم جولیا بود که به او علاقه ی بسیار زیادی داشتم. پدربزرگم که دقیقن در همان سال مرد، یک کارخانه ی شراب سازی راه انداخته بود که بعدها رو به ورشکستگی رفت. از پولش چیز کمی مانده بود، هرچند خاله و مادرم توانسته بودند معلّم بشوند. خلاصه از روستائیانی بودند که می توانستند بچه هایشان را به مدرسه بفرستند.

و خانواده ی پدریت؟

    خانواده ی پدری ام بسیار ثروتمند بودند. پدربزرگم آرگوباستو8، صاحب ملک، زمین و عمارات زیادی بود. وقتی که مرد، پدرم، یک بچه، تمام میراثش را به ارث برد. اما در نهایت و پس از چندسال همه چیز را از دست داد و فقیرتر از مادرم شد.

چگونه پول ها را تمام کرد؟

    نمی دانم. به من گفته اند در چهارده سالگی با یک بالرین از خانه فرار می کند.

یعنی پدرت در رابطه با گذشته اش، هرگز حرفی با تو نمی زد؟

    نه، هرگز. پدرم یک آدم احساساتی، تابع نفس و در هم و برهم بود. امّا وقتی چیزی را در دستور کار خودش قرار می داد، با جدیّت آن را به انجام می رساند. او یک ناسیونالیستِ فاشیست شد.

از جوانیش هرگز به تو چیزی نگفت ؟

    خیلی به اصل و نصب اشرافیش می بالید. بالاخص به یکی از برادرهایش به نام پیِر پائولو که شعر می نوشت افتخار می کرد. این برادر در سن بیست سالگی توی دریا مرد. به نظرم غرق شد.

به این دلیل اسمت را پیر پائولو گذاشتند؟

    بله و چیز عجیب این است که پدرم به خاطر علاقه به برادر جوان مرگش، از قریحه ی شاعرانه من حمایت می کرد تقریبا برخلاف نفس خودش. من تا شانزده سالگی می خواستم افسر نیروی دریایی بشوم. امّا در عوض او به من می گفت که باید کار نوشتن را ادامه بدهم. بعد طبیعتن تشویق های او در تضاد با خودش از آب در آمدند.

چرا؟

    برای اینکه شعر را دارای یک ماهیت کلاسیک و رسمی می دانست. فکر نمی کرد که شعر می تواند ویرانگر و رسواکننده باشد. او به کاردوچّی9 و دَنّونتزیو10 فکر می کرد.

از چه سنی شروع به نوشتن شعر کردی؟

    از هفت سالگی، سوّم ابتدایی در سچیله.

این شعرها چگونه بودند؟

     شعرهای انتخاب شده ای در سبک پترارکائی11. از آن پس پیوسته نوشتم. من یک صندوقچه ی پر از نوشته های کودکی ام دارم.

در این سن رابطه ات با دیگران چطور بود؟

    انجام کارهای بَلیلّا12 و قدم روهای اجباری بزرگترین عذابم بود. به دلیل فرزند یک افسر بودن باید خارج از گروه می ماندم و فریاد می زدم: یک  دو، یک  دو! یک کابوس بود.

با برادرت خوب بودی؟

    دعوا می کردیم اما خیلی رفیق بودیم. تحسینم می کرد چراکه معدّلم در مدرسه هشت بود، برای اینکه بزرگتر و قوی تر بودم. با باقی بچه ها می رفتیم پرتاب سنگ بازی می کردیم. یک بار در ایدریا13 (چهارم ابتدایی) این ایده را در سر داشتیم که پیش آهنگر هنگ ِمان برویم و سپری آهنی بسازیم. این سپر یکی از بهترین جواهرات زندگی من بود. وقتی که بچه های دسته ی دشمن شروع کردند به پرتاب سنگ، ما خیز برمی داشتیم به جلو؛ مثل یورش ارتش اسپارت ها، در پناه سپرهایمان. همه به نشانه ی تحسین، تعظیم کردند. آن سال بزرگترین بدبختی، معلّم ِمان بود، آقا معلّم کرواتی. نسبت به من یک حس انزجار داشت که من نمی فهمیدم چرا. شاید زیادی پیِرینو شده بودم.

یا به عبارتی دیگر شاگرد مشهود کلاس؟

    بله

آن وقت ها چه کتاب هایی می خواندی؟ چیزی به یادت مونده؟

    کتاب های حادثه ای. داستانی از یک Cowboy به یادم می آید که اسمشMorning Star  ستاره ی صبح بود. یک نوجوان درست کار، با شلواری چرم و دستمالی سرخ دور گردنش. و بعد سالگاری14، همش سالگاری. آنها بهترین خواندن های زندگی من بودند، خواندن هایی بی نظیر.

اولین کتاب غیرکودکی را که خواندی چه بود؟

    مکبث. من به طور ناگهانی، در چهارده سالگی و در بولونیا، یک جهش کیفی کردم. بعد پورتیچی دلّا مُرته را پیدا کردم، جایی که از آن جا کتاب های دست دوّم را می خریدم. از اعتقاد به خدا دست کشیدم. همه اش را با هم.

خانواده ات مذهبی بود؟

    مادرم یک ایمان ملایم روستایی داشت. پدرم ما را به کلیسا می برد، امّا در واقع برایش چیزی بیش از یک ژست رسمی نبود.

الآن اعتقاد داری؟

    نه. ایمان به این صورت از من رخت بربست در چهارده سالگی، در یک شب تا صبح.

امّا تو همواره کشش و جاذبه ی به مسیحیت را نشان داده ای؟

    توجه به مسیحیت بعد از جنگ متولد شد، در زیر کابوس هرروزه ی مرگ، در نزدیکی با دنیای روستایی کازارسا. من بار دیگر و این بار از طریق زیبایی شناسی، مذهب را کشف کردم.

یه کم به عقب تر برگردیم، از ایدریا به کجا نقل مکان کردید؟

    از ایدریا به سچیله. آنجا من دوستان بالغ و حالا دیگر ناآشنایم را بازیافتم. نُرما15، لَویَنا16، مارگریتا17 و برادران فَتَتی18، را ملاقات کردم. شنیدم که راجع به یک "تَکولین"19 حرف می زنند، یا به عبارت دیگر راجع به یک تکوئینو20 ( نگه دارنده ی سکه و پول خرد). ناگهان خودم را در انزوا حس کردم.

چرا؟

    با فراق بال حرف می زدند، در حالی که لحن محرمانه ای داشتند، لحن یا گویشی که من هیچ وقت استفاده از آن را یاد نگرفتم. در روش آن ها حالاتی از معصیت و رسوایی و در عین حال طبیعی و عادی وجود داشت که من را تحت تاثر قرار می داد.

و چه کار کردی؟

    هیچی. با یک حسادت و پریشانی محض به حرف هایشان راجع به "تکولین" گوش دادم. خودم را همواره بیرون از آنها حس می کردم.

اوضاع در خانه چطور بود؟ رابطه ی پدر و مادرت با هم خوب بود؟

    پدر و مادرم به هیچ عنوان با هم خوب نبودند. تمام زندگی من تحت تأثیر مشاجراتی بود که پدرم با مادرم راه می انداخت. این دعواها در من آرزوی مرگ را بوجود می آوردند. پدرم دیوانه وار عاشق مادرم بود، امّا در یک روش اشتباه، احساساتی و مالکیت طلبانه. چیز نفرت انگیز این بود که او عقده ی عشق پس زده اش را به چیزهای بی اهمیتی هم انتقال می داد؛ یک لیوان که سرجای خودش نیست، سشواری که کار نمی کند، یک غذای شور...

واکنش مادرت چی بود؟

    به آرامی و با گلایه کردن واکنش نشان می داد.

 به چه علّت مادرت را سرزنش می کرد؟

    به او می تاخت با این بهانه که مادرم سر در ابرها داشته است. امّا حقیقت نداشت. واقعیت این بود که او فاشیست بود و مادرم نه. هیچگاه راجع به سیاسیت با هم صحبتی نمی کردند؛ امّا او می دانست که مادرم پشیزی ارزش برای موسلینی قائل نیست و او را - همانطور که مادربزرگم به مدل گادّیانا21 بهش می گفت - کپل، یا بهتر بگویم "کپل گنده" صدا می زند. به هر حال سر به هوا بودن برای او به معنی ضدّ محافظه کاری بود، در تضاد با قوانین حکومتی، در نبرد با نظر صاحبان قدرت.

 دخالتی برای حمایت از مادرت می کردی ؟

    من به وحشت افتاده بودم. می شنیدم که مادرم گریه زاری می کند، که پدرم وحشیانه حمله ور می شد؛ این ها همیشه کابوس زندگیم بوده اند. همه شب ها با ترس و اضطراب در انتظار وقت شام می نشستم با علم بر اینکه جنگ و مرافه ها از راه خواهند رسید.



در پادگان با سربازانش هم این طور رفتار می کرد؟

     نه. در قامت یک افسر، خیلی متفاوت بود. متشخص و فهیم. خارج از خانه خوب بود. همه دوستش داشتند. وقتی مرد، ما دیدیم که یک سرباز از سیسیل با یک جعبه پر از پرتقال آمده.

تو خودت این تفاوت داخل و خارج از خانه را چطور توضیح می دهی؟

    یک نوعی از پارانویا؛ و آدم هایی که مشروب می نوشند.

پدرت زیاد می نوشید؟ از کی به مشروب روی آورد؟

    بله، می نوشید و پرخاشگر می شد. از چند سالی پس از ازدواج شروع کرد.

واکنش برادرت به این مشاجرات چه بود؟

    برادرم بچه ی نرمالی بود. او هم در عذاب بود امّا از این ماجرا یک تراژدی نمی ساخت.

تو چرا ازش یک تراژدی می ساختی؟

    در من یک گرایش بدوی نسبت به مادرم وجود داشت که دلیل نورزهای دوران کودکیم شد. این حمله های عصبی، من را تبدیل به آدمی پریشان احوال کرده بود. وضعیت ملتهبی که بودن من  در جهان را هر لحظه به پرسش می کشید.

به عقب برگردیم، به پنجم ابتدایی.

    در آن سال یک اتفاق عجیب افتاد. من در درس انشاء رفوزه شدم. متهمم کردند که متنم زیادی شعرگونه شده است.

از این موضوع خیلی ناراحت شدی؟

    وحشتناک. به موفق شدن عادت کرده بودم. مخصوصن در زبان و ادبیات ایتالیایی.

از سچیله به کجا رفتید؟

    به کِرِمونا22.جایی که سه سال درش ماندم. رفتن به کلاس اوّل دبیرستان را شروع کرده بودم، با قطار سوار شدن از سچیله به کنلیانو. ده سالم بود. به تنهایی سوار قطار می شدم و ازش پائین می آمدم با کتاب ها و یک تکّه نانِ گرد و کوچک پیچیده شده در کاغذ. خیلی زودتر از موقع به دبیرستان می رسیدم، آنجا هم برّ و بیایان بود، همانجا در انتظار می نشستم.

از این سفرکردن های به تنهایی اذیت می شدی؟

    نه، در واقع این تنها سفرکردن های با قطار برای من خیلی با اهمیت بودند. من داشتم تنها ماندن را یاد می گرفتم، موانع و نباید ها را از خودم می زدودم، دقیق تر شدن را یاد می گرفتم، مشهاده کردن را.

بنابراین کرمونا آخرین شهر دوران کودکیت بود؟

    بله، کرمونا برای من تجربه ای تلخ چون جراحت شد. در کرمونا بچگی من تمام شد.

در چه سنی بچگی تو تمام می شود؟

    سیزده سالگی. مثل همه: سیزده سالگی پیریِ کودکی است، و به این دلیل زمان دانایی.


از خودت راضی بودی؟


    لحظه ی شادی در زندگیم بود. بهترینِ مدرسه شده بودم. تابستان سال 34 شروع می شد. یک دوره از زندگیم به پایان می رسید، داشتم یک تجربه را تمام می کردم و آماده ی آغاز کردنِ دوران تازه ای بودم. آن روزهایی که از پسِ تابستان سال 34 آمدند، در میان بهترین و باشکوه ترین روزهای زندگی من بودند.

زیاد افسوس کودکی ات را می خوری؟

    تا سی سالگی حسرت آن روزهای سپری شده را می خوردم و نارسیس وار زندگیش کردم. بعد از دو سه سال از سپری شدن کودکیم بود که من شروع به دلتنگ شدنش کردم. چرا که دوره ای شاد بود، پر از ایده آلیسم. دوران پرغرورِ بی باکی... ناامیدانه در آرزوی تکرارش بودم.

امّا الآن شاید پانزده سالی باشد که دیگر از آن حرفی نمی زنم.


این مصاحبه از کتاب "و تو که بودی؟" e tu chi eri? چاپ 1998، 26 مصاحبه دچیا مرینی با شخصیت های هنری ایتالیا در ارتباط با کودکی ِشان، انتشارات ریتزولی، میلان، صفحات 316 -328 ترجمه شده است.


پانویس و اسامی:

1 Belluno      2Contini      3 Conegliano  

4 - Porcospino  یا به عبارتی جوجه تیغی خودمان. در زبان ایتالیایی Porco به معنای خوک و Spino به معنای خاردار و تیغی است.

5 Casarsa      6 Franca     7 Sacile    8 Argobasto     9Carducci     10 D’annunzio

11-  فرانچسکو پترارکا (Francesco Petrarca) زاده ۲۰جولای ۱۳۰۴ - درگذشته ۱۹ جولای ۱۳۷۴ اندیشمند، مورخ، نویسنده، شاعر، انسان‌شناس و اومانیست ایتالیایی. نقل از ویکی پدیا

12 -balilla  بچه های هشت تا چهارده ساله ای که در مدرسه و در انجمن های شبه نظامی فاشیست ها تعلیم می دیدند.

13 Idria

14 - امیلیو سالگاری (1862- 1911) پیشگام داستان‌های تخیلی در ایتالیا است و آثار مشهوری چون «راز جنگل سیاره»، «دوببر»، «شاه دریا» و «دزدان مالزی» را در کارنامه دارد.  به نقل از خبرگزاری کتاب ایران

15 Norma     16 Lavinia      17Margherita      18Fatati   

19Tculin      20Taccuino   در اینجا پازولینی به اهیمت زبان و گویش ها هم اشاره می کند.

21 - مربوط به سبک و روش نوشتن و نقد Carlo Emilio Gadda (1989-1973)


برچسب‌ها: گفتگو با پیر پائولو پازولینی, پیر پائولو پازولینی, انجیل به روایت متی 120 روز در سدوم سالو دکامرون حک, بیوگرافی پیر پائولو پازولینی, مصاحبه پیر پائولو پازولینی
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 9:42  توسط spow  | 

مصاحبه با بلاتار

استاد سینمای حسی ، خالق فرم بی فرمی و روایتگر رقص نور و تاریکی

بلا تار خالق آثاري همانند «بيگانه»، «نفرين»، «مردي از لندن» و «تانگوي شيطان» است كه به لوكيشن‌هاي عبوس و خشن و فضاي سرد و صلب علاقه وافر دارد. «سوزان سونتاگ»، نويسنده سرشناس آمريكايي، او را ناجي سينماي نوين جهان مي‌داند. گفت‌وگو با بلا تار خيلي كم پيدا مي‌شود.



برداشت هاي بلند و بدون كات، وقت كشي و ‌بي‌توجهي به مفهوم زمان، حذف چهره‌پردازي، حركت‌هاي تكراري دوربين و فيلمبرداري سياه و سفيد، ناخود‌اگاه نام «بلا تار» را در ذهن هر سينماگري تداعي مي‌كند. خالق آثاري همانند «بيگانه»، «نفرين»، «مردي از لندن» و «تانگوي شيطان» كه به لوكيشن‌هاي عبوس و خشن و فضاي سرد و صلب علاقه وافر دارد. «سوزان سونتاگ»، نويسنده سرشناس آمريكايي، او را ناجي سينماي نوين جهان مي‌داند. سبك ماتم‌زده او توانست هنر پسآ‌كمونيسم را در مجارستان متحول كند.

-به‌عنوان اولين پرسش، اينكه شروع فعاليت هنري شما با استوديو بلا بلاژ  بوده، درست است؟

تا حدي. آشنايي من با پديده سينما و تئاتر به دوران كودكي‌ام باز مي‌گردد. پدرم طراح صحنه بود و مادرم هميشه در تئاترها نقش سوفلور (متن‌رسان) پشت‌صحنه را بر عهده داشت. من تنها ده سال داشتم كه براي ايفاي نقش در يك نمايشنامه تلوزيوني به نام «مرگ ايوان ايليچ» اثر معروف تولستوي انتخاب شدم. در همان سال‌ها احساس كردم كه علاقه‌ام به به فيلم‌سازي بيشتر از بازيگري است. به همين جهت در دوران نوجواني به تدريج انرژي خود را صرف ساخت فيلم‌هاي آماتور نمودم. برخي از اين ساخته‌ها مورد توجه استوديو بلا بلاژ قرار گرفت و بدين ترتيب زمينه ساخت اولين فيلم حرفه‌اي من يعني آشيانه خانوادگي ايجاد شد. اين فيلم در سال 1977 و در طي تنها پنج روز فيلمبرداري و با بودجه‌اي ده‌هزار دلاري ساخته شد كه در نوع خود بسيار ناچيز بود. موفقيت اين فيلم در جشنواره مانهايم سبب شد تا نام من در مقياس ملي و جهاني مطرح شود.

- تمامي هنرپيشه‌هاي اين فيلم غير‌حرفه‌اي بودند. آنها را چگونه پيدا كرديد؟

در نظر من، بازيگران واقعي سينما فقرايي بودند كه زمستان‌هاي طاقت‌فرساي بوداپست زير پل مارگيت از سرما خشك مي‌شدند. من در اوايل دهه هفتاد كارگر يك كارخانه كشتي‌سازي بودم. آن روزهاي سخت و پر‌فشار موجب گرديد تا دغدغه‌ها و مشكلات طبقه پرولتاريا را به‌خوبي و از نزديك احساس كنم. از آنجاييكه كه در اين فيلم قصد داشتم تا روزمرگي و تلاش طبقه زحمت‌كش را براي كسب عادي‌ترين سطح رفاه نشان دهم، تصميم گرفتم تا از دوستان و همكاران خود در آن دوران استفاده كنم. آنها نيز بدون كوچكترين چشم‌داشت مالي پيشنهاد مرا با آغوش باز پذيرفتند. محتواي فيلم‌هايي كه در همان سال‌هاي سياه مي‌ديدم چيزي جز مشتي داستان‌هاي تقلبي و دروغ‌هاي ابلهانه نبود. در سينماي آن روز‌ها، هيچ رگه و اثري از رنج‌ موجود در جامعه وجود نداشت و از طبقه ضعيف جامعه تصويري در ميان نبود.


پس چرا در ساخت فيلم مردمان پيش‌ساخته تصميم گرفتيد تا از بازيگران حرفه‌اي بهره ببريد؟

تجربيات حاصل از ساخت فيلم بيگانه و شرايط حاكم بر جامعه باعث شد تا به‌تدريج به يك كوچ اجباري از حقيقت‌نگاري تصويري به فيلم‌سازي كلاسيك بيانديشم. تا قبل از سال 1982، خط فكري من به سبك واقع‌گرايي اجتماعي تمايل داشت، اگرچه اغلب سياسيون از ساخته‌هاي من برداشت‌ سوسياليستي داشتند. استفاده از افراد غير‌حرفه‌اي، بداهه بودن فيلم‌نامه و فيلمبرداري روي دست مرا به يك مستندساز مبدل كرده بود. بنابراين، تغيير نگرش من به سوي متافيزيك، استفاده از استعاره‌هاي انتزاعي و به‌كار‌گيري هنر‌پيشه‌هاي ماهر امري كاملا طبيعي بود. رسالت هر كارگردان از ساخت فيلم، خلق يك تخيل جديد است و در اين ميان، هنر او آن است كه بتواند روابط و شرايط واقعي بشر را به تصوير بكشد. شايد بتوان مكبث را اثر ديگري در همين زمينه دانست.

- سال 1984 و فيلم «تقويم پاييز»، ايده‌ ساخت آن چه بود؟

تمامي فيلم در فضاي بسته يك آپارتمان فيلمبرداري شد، يك آپارتمان واقعي. پرداختن به چگونگي كنش ها، حركات و سلايق متفاوت انسان‌هايي كه در كنار يكديگر زيست مي‌كنند، نمايش اثر مخرب پول بر روابط انساني، به تصوير كشيدن مفاهيمي نظير خيانت و جنگ، همه آن چيزي بود كه مرا به ساخت اين اثر ترغيب كرد.

- و سرانجام «اسب تورين»، بسياري آن را شاهكار كارنامه شما مي‌دانند.

ايده ساخت آن به سال 1985 باز مي‌گردد. من كاملا اتفاقي متوجه شدم كه «لازلو كراژ ناهوركاي» با تلميحي به زندگي «ويلهلم نيچه» داستان جديدي نوشته‌ و در آن به مواجهه معروف نيچه با يك درشكهچي و اسبش در خياباني در تورين پرداخته است. درشكه‌چي اسب را آماج ضربات شلاق قرار داده تا او را وادار به حركت نمايد. نيچه با مشاهده اين صحنه دلخراش به اسب نزديك شده و سر و يال او را در آغوش گرفته و مي‌گريد. تا همين لحظه كنوني، همگان فقط در مورد سرنوشت نيچه بعد از اين واقعه سخن گفته‌اند و هرگز كسي به خود زحمت نداده تا در خصوص سرنوشت اسب ماجرا نيز پرسشي مطرح نمايد. اين دقيقا همان سؤالي بود كه من در طي 25 سال گذشته مرتبا از لازلو مي‌پرسيدم. هميشه با خود اينگونه مي‌انديشيدم كه ساخت يك فيلم  با الهام از اين روايت تاريخي مي تواند ذهن حداقل دو گروه از افراد را مجذوب خود نمايد: عشاق مكتب نيچه و طرفداران حقوق حيوانات. اين فيلم به شش روز متوالي از همزيستي آفريده‌هاي خداوند سرك مي‌كشد: پدر و دختر نماد انسان ، اسب سمبل حيوان، آب و باد و خاك و آتش هم به‌عنوان عناصر چهارگانه، اجزاي تشكيل‌دهنده كائنات در اين اثر هستند. به‌طور كلي،گذران عمر و تجربه‌اندوزي، غلبه بر يكنواختي زندگي، مقاومت در برابر نيروهاي محيطي، انتخاب بين خير و شر، پايبندي به ارزش‌ها و تحمل عذابي مسيح‌گونه براي زدايش گناهان از روح و جسم همگي چالش‌هايي هستند كه به حضور انسان در جهان وزن بخشيده و او را از ساير موجودات متمايز مي‌سازند. شايد دليل من براي استفاده از تنها سي‌ نما در طول دو ساعت و بيست و شش دقيقه فيلمبرداري تلقين كش‌دار بودن معناي زندگي بوده است. فرآيندي كه بي‌وقفه در گذر است و از تولد تا مرگ هيچ انقطاعي در بين پلان‌هاي آن ديده نمي‌شود.


برچسب‌ها: گفتگویی با بلاتار کارگردان مجارستانی, مصاحبه با بلاتار, کارگردان های مستقل سینمای دنیا, اسب تورین بیگانه تانگوی شیطان مردی از لندن, بلا تار
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 8:59  توسط spow  | 

عوامل انسانی ومهندسی محیط کاردر فرآیند ساخت و تولید

چکیده:

هدف از انجام این تحقیق بررسی روابط بنیادی میان عواملی چون قابلیتها، فرآیندها و نحوۀ عملکرد در زمینۀ مدیریت دانش و ضمناً برای اجرای کارآمد مدیریت دانش و اطلاعات دستورالعمل های راهبردی را نیز ارائه می کند. از این رو نویسندگان این پژوهش، در یک تحقیق بسیار وسیع، 68 شرکت کره ای فعال در حوزه های صنعتی مختلف را که استراتژی مدیریت دانش را اتخاذ کرده بودند مورد ارزیابی قرار دادند و بدین منظور 215 پرسشنامه را در میان آنها توزیع کردند. با بررسی ارتباط میان روابط فرض شده در بالا و اطلاعات جمع آوری شده پژوهشگران دریافتند که به لحاظ آماری رابطه بسیار مهمی میان قابلیتهای بالقوه مدیریت دانش، فرآیندها و تحقق و اجرایی نمودن آن در محیط کار وجود دارد.

نتایج عملی این تحقیق نیز با فرضیه مهم و استراتژیک کارت امتیازات تراز (BSC) همخوانی دارد.

1- مقدمه:

ماهیت مدیریت دانش عبارت است از اصلاح عملکرد سازمانی که با به کارگیری فرآیندهای نظیر کسب دانش، تبدیل دانش به گونه ای مفید، اجرایی کردن دانش و استفاده از آن، دفاع از آن به شیوه ای نظامند و هدفمند به دست می آید. مدیریت دانش را می توان در برخورد ابتکاری سازمان با افراد به منظور یافتن شیوه های خلاقانه حل مشکل یافت. امروزه ماهیت پویایی بازار تجارت یک اهرم رقابتی در میان شرکتها محسوب می شود و شرکتها نیز از سرمایه های علمی خود را به عنوان یک اصل در نوآفرینی که در طول زمان نیز تداوم پذیراست تثبیت و تجمیع می کنند.

شرکتهای بسیار زیادی نیز به منظور تداوم فعالیت تجاری شان تجاری شان تلاشهای گسترده ای را در زمینه مدیریت دانش آغاز کردند. در پژوهش اولیه، فاکتورهای لازم برای مدیریت کارآمد دانش مورد ارزیابی قرار گرفتند. بیشتر مطالعات پژوهشگران متکی بر مطالعه ارتباط میان قابلیتهای بالقوه مدیریت دانش، فرآیندها و نحوه اجرایی نمودن آنها می باشد و مابقی مطالعات بر رابطه میان قابلیتها و عملکرد سازمانی تأکید دارند. ذکر این نکته ضروری است که علی رغم تحقیقات انجام شده همچنان مطالعات تجربی و عملی محدودی وجود دارد که در آنها چهارچوب یک الگوی منسجم همانند کارت امتیازات تراز برای اجرای مدیریت دانش ارائه شده باشد.

لی و چوی (2003) معتقدند ارائه دورنمایی منسجم از متغیرهای دانش که متکی بر تئوری های مرتبط باشد الزامی است و از این رو، یک چارچوب تحقیقی نظام یافته را پیشنهاد میکنند که در آن مدیریت دانش را با متغیرهایی چون به کارگیری دانش، فرآیندها، میانگین خروجی و عملکرد سازمان مورد ارزیابی قرار می دهند.

نکته کلیدی در درک موفقیت و شکست مدیریت دانش در داخل سازمانها عبارت است از شناسایی و ارزیابی فاکتورهای گوناگونی که در سنجش عملکرد مدیریت دانش با یک معیار (تراز) معین مانند BSC ضروری می باشند.

در این تحقیق ما به بررسی روابط زیربنایی فاکتورهای گوناگون موجود در زنجیرۀ سنجش مدیریت دانش می پردازیم. دستورالعمل های راهبردی لازم برای اجرای موفقیت آمیز مدیریت دانش را مطرح می کنیم. برای نیل به این هدف، به اصول زیربنایی موجود در زنجیره سنجش مدیریت دانش از طریق بررسی کارهای انجام شده درباره قابلیتها، فرآیندها و اجرایی کردن مدیریت پی بردیم و چارچوب مدیریت منسجم را پیشنهاد کردیم. ضمنا تحقیق وسیعی را نیز بر روی شرکتهای کره ای که مدیریت دانش را اتخاذ کرده بودند و در صنایع گوناگون فعال بودند انجام دادیم و روابط تصادفی میان اصول بنیادی زنجیره سنجش مدیریت دانش را به شیوه آنالیز عامل تثبیت (CFA) و نیز آنالیز معادله ساختاری (SEA) اثبات کردیم

2- بازبینی آثار:

محققان بسیاری بر سه فاکتور برای مدیریت دانش تأکید کرده اند: امکانات بالقوه، شیوه ها و عملکرد سازمان یافته (Beckma,1999;Domarste,1997;O'Dell & Grayson, 1999) امکانات بالقوه ی مدیریت دانش، مکانیسم های سازمان یافته ای برای تولید مداوم دانش می باشند (Ichijo krogh & Nonoka, 1998) ؛ آن ها می توانند انگیزه ی دستیابی به دانش را فراهم آورده، از دانش محافظت کرده و به اشتراک گذاری دانش در یک سازمان را تسهیل کنند. (Stone house & Pemberton, 1999). شیوه های مدیریت دانش را می توان بعنوان یک هماهنگی ساختار یافته جهت مدیریت موثر دانش در نظر گرفت (Gold etal, 2001).

1-2- امکانات بالقوه:

به منظور رقابت موثر، کمپانی ها می بایست دانش موجود خود را leveraye و دانش جدیدی را ایجاد نمایند که به طور مطلوب آنها را در بازارهای انتخابی شان قرار دهد. برای نائل آمدن به این هدف، کمپانی ها باید توانایی استفاده از دانش قبلی را به منظور تشخیص ارزش اطلاعات جدید، توسعه بخشید. آن را در خود تحلیل کرده، و برای ایجاد امکانات بالقوه و دانش جدید، اعمال کنند (Cohen & Levinthal 1990)  تحقیقات بسیاری امکانات بالقوه را به صورتی تأثیرگذار بر مدیریت دانش به عنوان پیش شرط گذارها یا منابع سازمانی لازم برای مدیریت دانش بیان کرده اند.

برای مثال، Kroghetal(2001) ، شالوده ی مدیریت دانش را به عنوان «مکانیسم ساختاری برای ایجاد پیوسته و هدفمند دانش در سازمان» تعریف می کنند، و پنج عامل برای ایجاد شالوده ی مدیریت دانش به این صورت ارائه می کنند: (a) خواستۀ ایجاد دانش، (b) مذاکره میان کارمندان، (c ) ساختار سازمانی، (d) روابط میان کارمندان و (e) منابع انسانی. Quinn etal (1996) اصرارداشتند که فعالیتهایی همانند استخدام تعداد کارمندان مناسب، توسعه تکنولوژی و توانایی کارمندان، توسعه ی ساختار سازمانی سیستماتیک، ساخت سیستم غرامت برای عملکرد کارمندان، باید برای استفاده موثر از سرمایه ی دانش، اجرا شوند.

Gray (2001) به طور تجربی آزمایش کرده است که روابط متقابل میان روش های تمرین مدریت دانش پیشنهاد شده در سازمان برای پشتیبانی از ایجاد ذخیره، و انتقال دانش می تواند عملکرد سازمان را افزایش دهد. به طور خاص، وی پنج روش را بدین صورت ارائه نمود (a) آموزش رسمی کارمندان، (b) ساخت منبع دانش، (c) گروه های غیررسمی دانش کارمندان، (d) انگیزه ی اجتماعات تمرینی (c,p) ، و (e) اتاق های گفتگوی کارمندان R&D در خصوص پروژه های فعلی شان برای روش های تمرین مدیریت دانش به منظور افزایش عملکرد سازمانی.

Gold etal. (2001) ، به صورت تجربی یک مدل موثر مدیریت دانش را از نقطه نظر امکانات بالقوۀ سازمانی مورد بررسی قرار داد. این دیدگاه حاکی از آن می باشد که یک شالودۀ دانش متشکل از تکنولوژی، ساختار و فرهنگ، همراه با معماری شیوه دانش، دستیابی، تبدیل، به کارگیری و حفاظت، امکانات بالقوۀ سازمانی و پیش شرط های لازم برای مدیریت دانش موثر می باشند. Lee & Choi (2003)، تأکیید داشتند که مدیریت دانش از پروسه هایی جهت مدیریت دانش و امکانات بالقوه ای جهت پشتیبانی از این پروسه ها، تشکیل شده است. آن ها همچنین بیان داشتند که امکانات بالقوۀ مدیریت دانش متشکل از فرهنگ سازمانی، ساختار، افراد و پشتیبانی تکنولوژی اطلاعات می باشد.

2-2- شیوه ها:

مطالعات متعددی به شیوه های مدیریت دانش پرداخته اند؛ آن ها مدیریت دانش را به چندین پروسۀ مختلف تقسیم کرده اند. آنها جنبه های کلیدی بسیاری را برای این پروسۀ مدیریت دانش تعیین کرده اند: گرفتن، انتقال دادن و استفاده کردن (Delong, 1997) ؛ دستیابی، همکاری، جمع آوری و بررسی (Leonard Barton, 1995) ؛ ایجاد انتقال، و استفاده (Skyrme & Amidon, 1998;Sperder,1996) برای مثال، Alavi & Leitner (2001) ، چهار پروسۀ شامل ایجاد، ذخیره، انتقال و کاربرد را در نظر گرفتند. Gold etal. (2001) ، امکانات بالقوۀ متعددی را در چهاربعد گستردۀ پروسۀ توانایی- دستیابی به دانش، تبدیل به یک حالت مفید، اعمال یا استفاده از آن، و حفاظت آن، گردآوری کرد. Lee & Choi(2003) برروی پروسۀ ایجاد دانش تمرکز کردند، و مدل پروسۀ SECI (اجتماعی سازی، تجسم بخشی، ترکیب، بین المللی کردن) توسط Noraka & Takeuchi (1995) را به منظور بررسی ایجاد دانش، انتخاب کردند. Ruggles (1998) پروسه های مدیریت دانش کمپانی را به چهار دسته شامل ایجاد و دستیابی، تسهیل سازی و ارائه، تثبیت و استفاده، و انتقال و محاسبه، تقسیم کرد. پروسه های مدیریت دانش که وی ارائه داد عبارتنداز: (a) تولید دانش جدید، دستیابی به دانش ارزشمند از منابع بیرونی (یک فرایند ایجاد و دستیابی)؛ (b) تسهیل رشد دانش از طریق فرهنگ و انگیزه و ارائه دانش در اسناد، پایگاه های داده، و نرم افزار (یک فرایند ارائه و تسهیل)؛ (c) جای دادن دانش در پروسه ها، و یا خدمات و استفاده از دانش در دسترس در تصمیم گیری (یک فرایند جایگیری و استفاده)؛ و (d) انتقال دانش موجود به بخش های دیگر سازمانی و محاسبۀ ارزش سرمایه های دانش و یا اثر مدیریت دانش (یک پروسه محاسبه و انتقال).

 

 

 

3-2- عملکرد:

اگرچه ارزش یک کمپانی به وسیله سرمایه های معنوی مثل دانش یا علامت تجاری، ایجاد می شود، محاسبه مالی وابسته به جامعه ی صنعتی و با درنظرگرفتن یک دیدگاه جدی توسعه می یابد، رشد خارجی هنوز برای اندازه گیری عملکرد یک کمپانی در مدیریت دانش و عملکرد کارگران دانش مورد استفده قرار می گیرد. محاسبۀ عملکرد یکی از مهمترین فعالیتهای مدیریت است «هرجا محاسبه کنید، همان را بدست می آورید». محاسبۀ عملکرد بر اساس آغاز استراتژي و توسعه در آینده تبدیل می شود زیرا می تواند به طور مشخص هدف استراتژیک و دید کمپانی را به تمام اعضای سازمان و همچنین CEOها ارائه کرده و نقشی را ایفا کند که فرایندهای تجاری درونی موثر را ممکن می سازد. البته ، این درست که محاسبه عملکرد متداول برپاۀ گزارش های مالی، نتیجۀ عملکرد عینی مقایسه ای در کمپانی ها را فراهم می آورد. در غیراین صورت، نشانگرهای مالی کوتاه مدت و گذشته محور نمی توانند نشانگرهای خاصی باشند که می توانند عملکرد کمپانی را ارزیابی کنند. حالا سرمایه های معنوی مثل دانش بیش از سرمایه های مالی مملوس معیار ارزش یک کمپانی می باشند. بنابراین، تلاش های بسیاری برای محاسبۀ عملکرد سازمانی در مدیریت دانش مطابقاً صورت گرفته اند.

برای مثال، Seviby (1997) ، یک بررسی سرمایه معنوی (LAM) را به منظور محاسبۀ عملکرد سرمایه های معنوی همانند سرمایۀ انسانی، سرمایۀ ساختاری و سرمایه بازار، توسعه داد. کنترل سرمایه های معنوی، نشانگرهای عملکرد را به صورتی نشان می دهد که آنها به صورت ساده و مستقیم با سرمایه های معنوی در ارتباط می باشند؛ سرمایۀ معنوی را به وسیلۀ امکانات بالقوۀ کارمندان، ساختار درونی، ساختار خارجی، تقسیم بندی کرده و از سه نشانگر عملکرد رشد/نوآوری (تغییر)؛ کارآیی، و پایداری، به ترتیب در این دسته بندی ها استفاده می کند.

Kaplan & Norton (1996,2000) ، BSC را به صورت یک چارجوب محاسبۀ عملکرد استراتژیک شامل نشانرگهای مالی و همچنین نشانگرهای غیرمالی، بیان کردند. BSC یک سیستم یادگیری استراتژیک می باشد که می تواند تئوری تجارت و استراتژی سازمانی را از طریق بررسی یک عملکرد کمپانی از فعالیت های مدیریت دانش آن، تصحیح کند.

به عبارت دیگر، Arora(2002) سه هدف مدیریت دانش را بدست آورد: پیشرفت دانش سازمانی، ایجاد دانش جدید یا ابداع، و پیشرفت شغلی کارمندان بر پایۀ مشارکت گسترده. ساخت یک مخزن دانش و فعالیت های ارتباطی تمرینی (C.P) برای دستیابی کلی مدیریت دانش پیشنهاد شده اند. Arora بیشتر اشاره می کند که اگر چه فعالیت های مدیریت دانش می توانند به اهداف مدیریت دانش دست یابند، مدیریت دانش حقیقتاً سهم زیادی در عملکرد سازمانی ندارد. BCA دیدگاهی جدی در خصوص یک هدف معین داشته و بازخورد را توسط استراتژی سازمانی برای مدیریت دانش فراهم می آورد؛ BCA می تواند مدیریت دانش را به صورت موثر در یک سازمان توسط توسعه و بهره برداری از یک شاخص مدیریت دانش به انجام رساند. Booijer (2000) نیز BCA را برای محاسبۀ عملکرد مدیریت دانش پیشنهاد داده است. به طور ویژه، وی مدیریت دانش را به عنوان فعالیت های تمرینی تعریف می کند که مشارکت و همکاری کارمندان را پشتیبانی کرده و یک مدل امتیازدهی مدیریت دانش (KMSC) را به منظور محاسبۀ عملکرد در مدیریت دانش را ارائه می کند.

3- مدل تحقیقاتی:

در این مطالعه، برچند فاکتور اصلی تأکید داریم که می توانند بخش های بزرگ مدیریت دانش را براساس آن چه تاکنون در مقاله آمده است، توضیح دهند.

1-3- متغیرها:

1-1-3- امکانات بالقوه:

تعداد بسیاری از امکانات بالقوۀ مدیریت دانش در مقاله درنظرگرفته شده اند. در میان این امکانات بالقوه، کارکنان، ساختار سازمانی، فرهنگ، و تکنولوژی اطلاعات (IT) در مدل تحقیقاتی ما دربرگرفته شده اند. کارمندان در قلب ایجاد دانش سازمانی قرار دارند (Ndlelax Tait,2001).

کارمندان دانش را به وجود آورده و به اشتراک می گذارند؛ بنابراین، مدیریت کارمندانی که خواستار ایجاد و به اشتراک گذاری دانش می باشند، از اهمیت برخوردار است. دانش و رقابت را می توان با پذیرفتن کارمندان جدید با مهارت های مطلوب، بدست آورد. به ویژه، مهارت های T- شکل، تجسم یافته در کارمندان اغلب متناظر با امکان بالقوۀ هسته می باشند. مهارت های T- شکل ممکن است که متخصصان فردی را قادر سازند که گفتگوهای هم کوشی با یکدیگر داشته باشند (Modhaver & Grover,1998).

ساختار سازمانی می تواند مدیریت دانش را تحریک کرده یا مانع آن شود. این مطالعه شامل یک عامل ساختاری کلیدی مثل تمرکز می باشد. این به عنوان یک متغیر کلیدی اساسی ساخت ساختاری مشخص می شود. علاوه براین، تأثیر آن بر مدیریت دانش در سازمان ها یک پتانسیل مشخص می باشد (Lobit,2001). فرهنگ سازمانی مهم ترین فاکتور برای مدیریت دانش موفق می باشد، سازمان ها باید یک فرهنگ مناسب را پایه ریزی کنند که کارمندان را به ایجاد و اشتراک گذاری دانش درون سازمان تشویق کند. این مطالعه برروی سازمان یادگیری متمرکز شده است
 (Eppler & Sukowski,2000).

فناوری اطلاعات و توانایی های آن در مدیریت دانش سهیم می باشند؛ IT به طور گسترده برای ارتباط مردم با دانش کدگذاری شدۀ قابل

استفاده مجدد به کار می رود؛ و مکالمات را به منظور ایجاد دانش جدید تسهیل می کند، و به یک سازمان اجازه می دهد دانش را به وجود آورده، به اشتراک بگذارد.. ذخیره کرده و از آن استفاده کند (Rover & Prasser,1996). بنابراین، IT برای آغاز و انتقال مدیریت دانش ضروری است. این مطالعه برروی پشتیبانی IT متمرکز شده است.

2-1-3- پروسه ها:

نقش پروسه های مدیریت دانش ثابت نیست. برخی مطالعات هم امکانات بالقوۀ دانش و هم پروسه ها را به عنوان سوابق عملکرد سازمانی درنظر می گیرند (Becerra- Fernandez & Sobhewal,2001). مطالعات دیگر امکانات بالقوۀ دانش را به عنوان پیش شرط های لازم پروسه های دانش مشخص می کنند (Hansen,1999;Szula-ski,1996;Zander&kogut,1995). بنابراین، چالش بر سر تعیین نقش پروسه های مدیریت دانش می باشد. برای بررسی نقش پروسه های مدیریت دانش، این مطالعه هشت پروسۀ دانش پیشنهادی توسط Ruggles (1998) را انتخاب می کند: تولید دانش؛ دستیابی به دانش ارزشمند از منابع خارجی؛ تسهیل رشد دانش از طریق فرهنگ و انگیزه؛ ارائۀ دانش در اسناد، پایگاه های داده، و نرم افزار؛ به کاربستن دانش در پروسه ها، محصولات، وایا خدمات؛ استفاده از دانش در دسترس در تصمیم گیری؛ انتقال دانش موجود به دیگر بخش های سازمان؛ و محاسبۀ ارزش سرمایه های دانش وایا اثر مدیریت دانش. مدیریت دانش عمدتاً برپایۀ یک نظریۀ مدیریتی می باشد که برروی یک دیدگاه پروسه محور متمرکز شده است،خصوصاً هنگامی که آن را به عنوان چیزی که می باشد و در واقع در سازمان مدیریت می شود درنظر می گیرد. مطالعۀ این دیدگاه پروسه را اتخاذ کرده و آن را به چیزی که می توان دربارۀ دانش مدیریت کرد، اعمال می کنند. در این تحقیق، ما هشت پروسه Ruggles'(1998) را به چهار پروسه دسته بندی کردیم: دستیابی، تبدیل، کاربرد و انتشار.

3-1-3- عملکرد:

محاسبۀ عملکرد سازمان به شدت بر رفتار مدیران و کارمندان تأثیر می گذارد. روش های محاسبۀ عملکرد سازمانی در مدیریت دانش را می توان به چهارگروه تقسیم کرد: محاسبات مالی، سرمایۀ معنوی، سودهای ملموس و غیرملموس، و امتیازدهی متعادل. این مطالعه یک روش امتیازدهی متعادل اصلاح شده را انتخاب می کند. امتیازدهی متعادل خیلی مفیدتر از سرمایه معنوی یا روش ملموس و غیرملموس می باشد زیرا ارتباط های علت و معلولی میان مؤلفه های دانش و استراتژی های سازمان را نشان می دهد (keplan & Notron,1996,2000).

به طور خلاصه، یک مدل تحقیقاتی را به صورتی که در شکل 1 نشان داده شده است، بر پایۀ مقاله ای که تا کنون مرور کرده ایم ساخته ایم و این مدل تحقیقات تجربی رابطۀ میان متغیرها را شرح می دهد. همانطور که در شکل 1 نشان داده شده است، مدل تحقیقاتی متشکل از امکانات بالقوۀ دانش، پروسه های مدیردانش، و عملکرد مدیریت دانش می باشد. ما مهارت T شکل عضو سازمان، تمرکز ساختار سازمان، فرهنگ سازمان یادگیری، و سطح پشتیبانی IT برای امکانات بالقوه در مدیریت دانش را درنظر گرفته و پروسۀ مدیریت دانش تولید، دستیابی، تسهیل، ارائه، جای گذاری، استفاده انتقال و محاسبه را برای پروسه های مدیریت دانش درنظر گرفتیم. رابطۀ علت و معلولی مولفه ها به وسیلۀ مدل معادلات ساختاری (SEM) بر پایۀ مدل تحقیقاتی شکل 1 به صورت زیر می باشد.

1- که در آن 1x کارمندان، 2x ساختار، 3x فرهنگ، 4x فناوری اطلاعات؛ 1h پروسه های مدیریت دانش، 2h عملکرد مشتری، 3h عملکرد مالی می باشند. g و b نشان دهنده پارامترهای تخمینی و x نشان دهندۀ جملۀ خطا است.

 

 

2-3- فرضیه:

در این مطالعه، ما فرضیه هایی را از عبارت های ساختاری ایجاد شده در بازبینی مقاله در خصوص مدیریت دانش. استخراج کردیم. و فرضیه ها را از طریق متغیرهای زیر ارائه می کنیم.

1-2-3- مهارت های T- شکل:

مهارت های T- شکل هم عمیق (بخش عمودی «T»)و هم وسیع (بخش افقی «T») می باشند؛ یعنی، پردازشگرهای آن ها می توانند نواحی خاص دانش و کاربردهای آن ها در محصولات خاصی را مورد برررسی قرار دهند. کارکنان با مهارت های T- شکل به شدت برای ایجاد دانش با ارزش می باشند زیرا می توانند سرمایه های دانش وارون را گردآوری کنند (Leonard-Barton 1995).

آن ها توانایی این را دارند تا دانش عملی و تئوریکی را ترکیب کرده و ببینند چطور شاخۀ دانش شان با دیگر شاخه ها به تبادل می پردازد. بنابراین، آن ها می توانند رقابت خود را در چندین ناحیۀ شاخۀ تابعی گسترش داده، و از این رو دانش جدیدی به وجود آورند (Modlhaver & Grover,1998). از این رو، فرضیه ی ما این است: فرضیۀ 1: یک رابطۀ مثبت میان حضور اعضای سازمان با مهارت های T- شکل و پروسۀ مدیریت دانش وجود دارد.

2-2-3- تمرکز:

ساختار متمرکز، ارتباط میان گروهی و اشتراک گذاردن غالب ایده ها را به خاطر کانال های ارتباطی وقت گیر به تأخیر می اندازد؛ همچنین موجب اختلال و ناپیوستگی ایده ها می شود (Stonehouse & Perberton,1999). یک ساختار سازمانی غیرمتمرکز برای مجهز کردن محیطی که کارمندان در آن پروسۀ ساخت دانش به طور طبیعی، بدست آمده است. پروسه های دانش به انعطاف پذیری و تأکید کمتر بر قوانین کار احتیاج دارند (Ichijoetal, 1998). بنابراین، انعطاف پذیری افزایش یافته در یک ساختار سازمانی می تواند به فعالیت های مدیریت دانش فعال منجر شود. از این رو ما فرضیۀ ما این است: فرضیه2: یک رابطۀ منفی میان تمرکز و پروسۀ مدیریت دانش وجود دارد.

3-2-3- یادگیری:

یادگیری را می توان بصورت حدّی تعریف کرد که تا آن حد در یک سازمان مورد تشویق قرار می گیرد. یادگیری، دستیابی به دانش جدید توسط افرادی است که توانسته و می خواهند که آن دانش را در تصمیم گیری ها یا در اثرگذاری بردیگران، به کار ببرند. به منظور پروسه های دانش موثر، سازمان ها باید یک فرهنگ یادگیری را توسعه داده و چندین وسیلۀ یادگیری مثل تحصیل، آموزش، مشاوره را فراهم آورند (Swap, Leonard,Shields&Abrams,2001;Swieringa&Wierdsma,1992). از این رو فرضیۀ ما این است: فرضیۀ 3: یک رابطۀ مثبت میان یادگیری و پروسۀ مدیریت دانش وجود دارد.

4-2-3- پشتیبانی فناوری اطلاعات:

پشتیبانی فناوری اطلاعات به درجه ای اطلاق می شود که مدیریت دانش توسط استفادۀ IT پشتیبانی می شود. محققان بسیاری دریافته اند که IT یک مولفۀ حیاتی برای پروسه های دانش موثر می باشد (Reven & prasser,1996 & Daverport & prusak,1998; Goldetal,2001) که دلایل آن از این قرار است. ابتدا، IT جمع آوری سریع، ذخیره و تبادل دانش روی یک مقیاس که در گذشته قابل اعمال نبوده، را تسهیل می کند. دوماً، یک فناوری خوب توسعه یافته جریان های جدا شدۀ دانش را جمع آوری می کند. این گردآوری می تواند موانع ارتباطی میان گروه ها در یک سازمان را حذف می کند. سوماً، IT تمام انواع پروسه های دانش مثل تولید، تسهیل، استفاده و انتقال را پشتیبانی می کند. از این رو، فرضیه ما این است: فرضیۀ 4: یک رابطۀ مثبت میان پشتیبانی IT و پروسۀ مدیریت دانش وجود دارد.

 

 

5-2-3- عملکرد سازمانی:

در این مطالعه، عملکرد سازمانی با استفاده از نشانگرهای دیدگاه مالی و مشتری از امتیازدهی متعادل در مقایسه با رقیبان اصلی بدست می آید (Arora,2002; Deshpande, Jarley, & Webster, 1993; Drew, 1997; Gooijer, 200) . نوعاً، اهداف تعبیر سازمانی شامل جنبه های متعددی از عملکرد سازمانی می باشد از جمله اثربخشی سازمانی، نجات، پیشرفت، یا ابداع. عملکرد سازمانی را می توان به عنوان خروجی پروسه های دانش در نظر گرفت که این جنبه ها را تحریک می کنند. از این رو، پیشرفت های پروسه های دانش می توانند به عملکرد سازمانی بهتری منجر شوند (Danerport,1999; Quim). از این رو رد فرضیه ما این است: فرضیۀ 5: یک رابطۀ مثبت میان پروسۀ مدیریت دانش و عملکرد مشتری وجود دارد.

فرضیۀ 6: یک رابطۀ مثبت میان پروسۀ مدیریت دانش و عملکرد مالی وجود دارد.

به عبارت دیگر، مطالعات بسیاری که BSC را برای محاسبۀ عملکرد مدیریت دانش پیشنهاد می کنند، هر ازچندگاهی یک نقشۀ استراتژی و تئوری تجارت ارائه می دهند که یک رابطۀ خطی با ابداع و یادگیری  پروسۀ تجارت داخلی  عملکرد مشتری  عملکرد مالی دارند (Kopra & Norton, 1996). در این مطالعه، این نقطه نظرات را جمع آوری کرده و یک فرضیۀ دیگر در خصوص رابطۀ علت و معلولی میان عملکرد مشتری و عملکرد مالی بیان می کنیم.

فرضیۀ 7: یک رابطۀ مثبت میان عملکرد مشتری و عملکرد مالی وجود دارد.

4- متدولوژی تحقیق:

1-4- جمع آوری داده ها:

نمونه ها به کمپانی هایی که مدیریت دانش را انتخاب کرده و یا فعالیت های ابداعی فرایند مشابهی را انجام می دهند، محدود شده است. دراین مطالعه، ما یک تحقیق بر پایۀ پرسشنامه را اجرا کردیم. پرسشنامه ها به تیم نیروی وظیفه مسئول مدیریت دانش (یا فعالیت های ابداعی پروسه) از 47 کمپانی در کره فرستاده شدند که به تمرینات مدیریت دانش معرفی شده بودند. علاوه براین، چندین پرسشنامه را به هر کمپانی فرستادیم تا پاسخ ها بیشتر شوند. پس از انجام یک مطالعۀ گسترده برای 47 کمپانی، 5/2 پرسشنامه از 68 کمپانی برگردانده شده تمام آن ها در آنالیز آماری ما مورد استفاده قرار گرفتند.

2-4- محاسبات آماری:

ما محاسبات چندآیتمی از تمام سازه ها (متغیرها) را توسعه دادیم. محاسبات چند آیتمی عموماً برای افزایش اعتماد به کار می روند که سازه های موردنظر به درستی استفاده شده و محاسبۀ متغیر سازگارتر خواهد بود (Chur chill, 1979). محاسبات چندآیتمی برای اغلب متغیرها مورد استفاده قرار می گیرند تا میزان اعتمادپذیری و اعتماد محاسبات افزایش یابند. علاوه براین، متغیرها با مقیاس ها نوع Likert شش نقطه ای محاسبه می شوند که مزیت استانداردسازی و کمیت سازی اثرات نسبی را فراهم می آورد (Lee & chai, 2003). در بخش بعد در خصوص محاسبات برای هر متغیر موردنظر به بحث می پردازیم. سازه های تحقیق براساس مطالعات مرتبط و متدهای آموزشی مورد استفاده قرار گرفتند. اغلب سازه های تحقیق اعتبارسازی شده و برای مطالعات دیگر دربارۀ مدیریت دانش، طراحی سازمانی، یادگیری، یا مدیریت IT مورد استفاده قرار می گیرند.

3-4- آیتم های آماری:

پرسشنامه ها از 35 آیتم در خصوص امکانات بالقوه، پروسه ها و عملکرد مدیریت دانش تشکیل می شوند. آیتم های در خصوص امکانات بالقوه ی مدیریت دانش متشکل از مهارت های –T شکل اعضای سازمان (5 آیتم)، تمرکز ساختار سازمانی (5 آیتم)، سازمان یادگیری (5آیتم)، و پشتیبانی IT (5 آیتم)، به صورتی که در جدول 1 نشان داده شده می باشد.

پروسه های مدیریت دانش شامل تولید دانش، دستیابی به دانش، تسهیل دانش، ارائۀ دانش، جای گذاری دانش، استفاده از دانش، انتقال دانش، و محاسبۀ دانش (8 آیتم)، همانطور که در جدول 2 نشان داده است، می باشد.

ما عملکرد مالی و مشتری کمپانی ها را با استفاده از (Arora,2002;Gooijer,2000) KMC و نشانگرهای عملکرد نسبی اصلاح شده به صورتی بدست آوردیم که BSC را می توان به طور گسترده به تمام سازمان ها اعمال کرد (Deshparde etal; 1993; Drew, 1997 . به ویژه، سه آیتم را برای محاسبۀ عملکرد مشتری برپایۀ KMSC توسعه داریم. اگرچه عملکرد مالی به هنگام استفاده از داده های مالی متریک مثل بازگشت سرمایه (ROI) واقع گرایانه تر است، در مورد کمپانی های کره ای. ارتباط اثر ابتکار عمل مدیریت دانش یا عملکرد مالی متریک سخت می باشد. دوره ی انتخاب مدیریت دانش کوتاه است و استاندارد سازی نشانگرهای عملکرد در تمام گروه های تجارت، سخت است. بنابراین از محاسبات شناختاری مثل عملکرد مالی نسبی در مقایسه با رقیبان اصلی به جای داده های مالی متریک، استفاده کرده و چهار آیتم را برای آن انتخاب کردیم (به جدول 3 مراجعه کنید).

5- آنالیز تجربی:

1-5- ویژگی نمونه:

از میان پاسخ های آنالیز شده، 4/35% شرکت های تولیدی، و 1/19% ارتباطی- اطلاعاتی و شرکت های خدمات تجاری- مشاوره ای بودند. شرکت های بیمه ای و بانکی آمار پاسخ 4/14% داشتند. اغلب پاسخ دهندگان مدیران متوسط (8/98%) از گروه های مختلف مثل بازاریابی، R&D، برنامه ریزی و غیره بودند. جدول 4 ویژگی های پاسخ دهندگان را برحسب گروه و نوع صنعت نشان می دهد.

2-5- ارزیابی اعتمادپذیری:

پیش از آنالیز اعتمادپذیری، نرمال بودن، خطی بودن، و homosced asticity را درخصوص تک تک آیتم ها بررسی کردیم تا سازه ها را محاسبه کنیم. یعنی، مهارت های –T شکل، تمرکز، یادگیری، پشتیبانی IT، پروسه های دانش، عملکرد مشتری و عملکرد مالی حقیقی (Hair, Aderson, Tothann & Black, 1995). اولاً تمام آیتم های مشاهده شده، با یک سطح قابل توجه از 5/0 بر طبق آزمایش kolmogorov-smirnov (k-s) برای بهنجاری، دارای بهنجاری بودند. دوماً، تک تک آیتم هایی که متناظر با سازه های خاصی می باشند، ارتباط بالایی با سطح توجه 5/0 بر طبق آنالیز ارتباط برای آزمایش خطی بودن دارند. سوماً، بر طبق نتیجۀ آزمایش Levere برای homoscedasticity و heteroscedasticity میان تک تک آیتم هایی که متناظر با ساخت خاصی می باشند سطح توجه 5/0 بدست نیامد.

جدول 1- محاسبات آیتم امکانات بالقوۀ مدیریت دانش

ساخت ها

 

آیتم ها

نام متغیرها

کارکنان

مهارتهای –T شکل

اعضای کمپانی  ما ...

می توانند چگونگی انجام کارهای خود را بدقت دریابند.

می توانند وظیفه های خود را به دیگران توضیح دهند.

فکر کنند که وظیفه هایشان نواحی اعمال دانش می باشند.

می توانند دانش هستۀ لازم در وظایفشان را بشناسند.

T1

T2

T3

T4

T5

ساختار

تمرکز

اعضای کمپانی ما ...

می توانند بدون سرکارگر فعالیت کنند (R)

تشویق به تصمیم گیری می شوند. (R)

احتیاجی به مراجعه به فرد دیگری ندارند. (R)

احتیاجی ندارند پیش از فعالیت از سرپرست خود سوال کنند. (R)

می توانند بدون موافقت تصمیم بگیرند. (R)

C1

C2

C3

C4

C5

فرهنگ

یادگیری

کمپانی ما ...

چندین برنامۀ آموزشی رسمی برای عملکرد وظایف فراهم می آورد.

فرصت هایی را برای توسعۀ غیررسمی فرد غیر از آموزش رسمی وی، مثل گردش شغل و تفویض کار فراهم می آورد.

کارمندان را به شرکت در سمینارها، سمپوزیوم ها و غیره تشویق می کند.

برنامه های متنوعی مثل کلوپ ها و گردهم آیی های اجتماعی را فراهم می آورد.

اعضای آن راضی از میزان آموزش شغلی یا برنامه های خودسازی، می باشند.

L1

L2

L3

L4

L5

(R) = محاسبه معکوس

 

جدول 2- محاسبات آیتم پروسه های مدیریت دانش

ساخت ها

آیتم ها

نام متغیر

پروسه های

مدیریت

دانش

کمپانی ما تأکید می کند بر ...

تولید دانش جدید.

دستیابی به دانش ارزشمند از منابع خارجی.

تسهیل رشد دانش از طریق فرهنگ و ابداع.

ارائۀ دانش در اسناد، پایگاهه های داده، و نرم افزار.

جای دادن دانش در پروسه ها، تولیدات، و/یا خدمات.

استفاده از دانش در دسترس در تصمیم گیری.

انتقال دانش موجود به دیگر بخش های سازمان.

محاسبۀ ارزش سرمایه های دانش و/یا اثر مدیریت دانش.

P1

P2

P3

P4

P5

P6

P7

P8

 

به عبارت دیگر، یک آنالیز فاکتور آزمایشی را در خصوص هفت ساخت (مهارت های –T شکل، تمرکز، سازمان یادگیری، پشتیبانی IT، پروسه های مدیریت دانش، عملکرد مشتری، و عملکرد مالی با استفاده از یک روش چرخش غیرمستقیم را اجرا کردیم که عدم وابستگی میان فاکتورها را درنظر نمی گیرد. (Hair etal,1995). ما از مولفۀ اصلی به عنوان یک روش استخراج فاکتور اولیه و از ویژه مقدار 1 به عنوان معیار استخراج، استفاده کردیم. نتیجۀ آنالیز فاکتور آزمایشی با استفده از روش چرخش غیرمستقیم در جدول 5 خلاصه بندی شده است.

جدول 3- محاسبات آیتم عملکرد مدیریت دانش

ساخت ها

آیتم ها

نام متغیر

عملکرد مشتری

در مقایسه با رقیبان اصلی، کمپانی ما ...

پیشرفت بیشتری در خصوص رضایت مشتری دارد.

مشتری های جدید بیشتری ایجاد کرده است.

مشتری های فعلی بیشتری را حفظ کرده است.

 

جدول 4- ویژگی های پاسخ دهندگان

 

فراوانی

%

صنعت:

تولیدی

بانکی و بیمه ای

اطلاعات و ارتباطات

مشاوره و خدمات تجاری

ساختمان و مهندسی

اجاره و فروش

صنعت خدماتی

غیره

 

86

31

41

41

3

8

11

4

 

3/35

4/14

1/19

1/19

4/1

7/3

1/5

9/1

گروه:

حسابداری و مالی

تولید

بازاریابی

مدیریت پرسنل/آموزش

توسعه و پیشرفت

امور عمومی

برنامه ریزی

سیستم اطلاعات مدیریت

بقیه

 

20

6

44

3

24

5

45

29

39

 

3/9

8/2

5/20

4/1

2/11

3/2

9/20

5/13

1/18

همانطور که در جدول 5 نشان داده شده است، 8 آیتم پروسه های مدیریت دانش با همدیگر برای یک فاکتور به وسیلۀ آنالیز فاکتور آزمایشی با استفاده از چرخش غیرمستقیم گروه بندی شوند، و آیتم های دیگر ساخت ها به همدیگر به طور مناسب برطبق تمام تعاریف کاربردی گروه بندی شدند. یک آنالیز اعتمادپذیری با استفاده از Gronbach's alpha روی فاکتورهای بدست آمده، در جدول 6 خلاصه شده است.

همانطور که در جدول 6 نشان داده شده است، سازگاری داخلی بالا است زیرا اعتمادپذیری 9 فاکتور (ساخت) بیش از 8/0 است.

3-5- ارزیابی اعتبار:

این مطالعه از مفهوم اعتبار، اعتبار ساخت، و اعتبار معیار محور روش برای آزمایش میزان اعتبار برای آیتم های توسعه یافته توسط محققان استفاده کرد (Cronbach,1971).

1-3-5- میزان اعتبار محتوا:

میزان اعتبار محتوا بر پایۀ میزان قرار گرفته است که یک محاسبه، نواحی خاص موردنظر از محتوا را منعکس می کند (Carmines &Zeller,1991). برای مثال، ارزیابی روی درجاتی از تناظر میان تعاریف مفهومی (مهارت های –T شکل، تمرکز، یادگیری، پشتیبانی IT، پروسۀ دانش، عملکرد مشتری و عملکرد مالی) و آیتم های مشاهده شده می باشند. دراین مطالعه، ما میزان اعتبار محتوا را از طریق آنالیزهای تمرینی قبلی مدیریت دانش گسترده و مطالعات موردی در خصوص کمپانی های کره ای، تعیین کردیم.

2-3-5- میزان اعتبار ساخت:

میزان اعتبار ساخت به دنبال سازگاری میان یک مفهوم تئوریکی و یک وسیله پروسۀ محاسباتی خاص می باشد؛ در اجرای تحقیق تئوریکی این مهمترین مورد اعتبار است. برای دانستن اینکه آیا یک تحقیق اعتبار ساخت دارد، سه مرحله باید دنبال شوند. اولاً، روابط تئوریکی باید مشخص شوند. دوماً، روابط تجربی میان محاسبات مفاهیم باید مورد بررسی قرار بگیرند. سوماً شاهد تجربی باید برحسب چگونگی تعیین اعتبار ساخت محاسبۀ خاص مورد آزمایش، درک شود. در این مطالعه، ما اعتبار ساخت را با استفاده از آنالیز فاکتور تأییدی، آزمایش کردیم (Carnines & zeller,1991).

همانطور که در بخش های قبلی توسعه یافت، هریک از خوشه های آیتم در جدول 1 تا 3 نشان دهندۀ یک مدل محاسباتی قبلی از فضای ساخت تئوریکی می باشد. با فرض این روش برگرفته از تئوری برای توسعۀ ساخت، آنالیز فاکتور تأییدی یک وسیلۀ مناسب برای ارزیابی محاسبه در میان آیتم های مقیاس و سازگاری یک مدل معادلاتی ساختاری از پیش توصیف شده با شبکۀ متناظر جنبه های تئوریکی را فراهم می آورد (Hair etal,1995; Joreskog & Wold,1982). در اصل، استثناء این است که هریک از مقیاس های توسعه یافته به طور خاصی فاکتور متناظر آن را محاسبه می کنند و این که این سیستم فاکتورها نشان دهندۀ سیستم رابطه های تشریح شده در شکل 1 می باشد. متغیرهای مختلط مثل این ها باید با شبکه های تئوری شان مدل سازی شده و سپس به عنوان سیستم جمعی درنظر گرفته شوند (Joreskog & Wold, 1982) پیش رفتن در این روش کاملترین شاهد کارایی محاسبه را فراهم آورده و همچنین شباهت ترکیبات در مدل سازی معادلا کاملاً ساختاری را کاهش می دهد که ممکن است به خاطر خطای اضافی در محاسبه به وجود آیند. کارکردن با این مفهوم، LISREL 8.3 برای Widows NT به عنوان ابزار تحلیلی برای آزمودن فرض های آماری و تخمین محاسبه و معادلۀ ساختاری مورد استفاده قرار می گیرد. برای ارزیابی قدرت محاسبه میان آیتم ها و ساخت های متناظر، سه نوع از مدل های محاسباتی برآورد می شوند. اولین مدل های محاسباتی سیستم رابطه های میان محاسبات امکانات بالقوۀ مدیریت دانش (مهارت های –T شکل، تمرکز، یادگیری، و پشتیبانی IT) را مورد بررسی قرار می دهد. همانطور که در شکل 2 نشان داده شده است، تخمین های پارامتر، اندیس های همگام، و باقیمانده های مشاهده شده حاکی ازا ین می باشند که ابعاد فرضی امکانات بالقوۀ مدیریت دانش یک همگام خوب برای کوواریانس های مشاهده شده در میان جمع آوری محاسبات آیتم فراهم می آورد.

مقدار مشاهده شدۀ X2، برای مدل خود بازده مقدار 175/15 است (مقدار 0.0/0=P)، در مدل تمرکز X2، 863/20 می باشند (مقدار 0.00/=P )، در مدل یادگیری X2، (0.000) 31.692 است، و در مدل پشتیانی X2 IT عبارت است از 730/9 (مقدار 0.083=P ). اگر چه X2 به غیر از در مدل پشتیبانی IT با سطح توجه 05/0، خاص نمی باشد، خوب بودن اندیس های همگام (GFI)، خوبی اندیس های همگام تنظیم شده (NNFI) بسیار بالا می باشند اگر نشان دهندۀ سازگاری خوب مدل می باشد. تمام اعتمادپذیری های نشانگر به قدر کافی بالا می باشند و از لحاظ آماری متفاوت از صفر می باشند. ماتریس باقیمانده برای مدل های شامل هیچ مقداری قابل توجهی متفاوت از صفر نمی باشد و اعتمادپذیری ترکیب هر ساخت همگی بالای 80/0 می باشند. به طور خلاصه، آماری های همگام به نظر می رسند که نشان می دهند که هر مقیاس در حال گرفتن یک مقدارخاص تغییر در این ابعاد جانبی امکانات بالقوۀ مدیریت دانش می باشند.

 

جدول 6- نتیجۀ چرخش غیرمستقیم و آنالیز اعتمادپذیری

ساخت

تعداد آیتم ها

Cronbach's dpha

اولیه

غیرمستقیم

اعتمادپذیری

امکانات بالقوه ی

مدیریت

دانش

مهارتهای –Tشکل

تمرکز

یادگیری

پشتیبانی IT

5

5

5

5

5

5

5

5

5

5

5

5

8199/0

9195/0

8762/0

8221/0

پروسه های

مدیریت

دانش

تولید و دستیابی

تسهیل و ارائه

جای گذاری و استفاده

انتقال و محاسبه

8

8

8

9050/0

عملکرد

مدیریت

دانش

عملکرد مشتری

عملکرد مالی

3

4

3

4

3

4

8723/0

9424/0

    

دومین مدل های محاسباتی، سیستم روابط میان محاسبات پروسۀ مدیریت دانش را بررسی می کند. همانطور که در شکل 3 نشان داده شده است، تخمین های پارامتر، اندیس های همگام، باقیمانده های مشاهده شده، حاکی از این می باشند که پروسۀ دانش یک ارائه ی منطقی از کوواریانس در میان محاسبات آیتم متناظر آن ها می باشد. مقدار X2 مدل 155/106 (مقدار 0.000=P ) است و X2 خاص نبوده ونسبتاً بزرگ نمی باشد. شبیه به مدل های قبلی، NNFI,NFI,AGFI,GFI بزرگ بوده و همگام مدل خوبی را بیان می کند.

سومین مدل های محاسباتی، سیستم رابطه های میان محاسبات عملکرد مدیریت دانش (دیدگاه های مالی و مشتری) را مورد بررسی قرار می دهند. همانطور که در شکل 4 نشان داده می شود، محاسبات همگام و همچنین تخمین های پارامتر نشان می دهند که این مدل عملکرد سازمانی یک همگام خوب برای کوواریانس مشاهده شده در نمونه می باشد. مقدار X2 مشاهده شدۀ مدل مشتری 434/4 (مقدار 0.035=P ) و X2 مدل مالی 830/7 (مقدار 0.020=P) می باشند. NNFI,NFI,AGFI,GFI بالا بوده و همگام مدل خوبی را نشان می دهند.

از طریق آنالیز فاکتور تأییدی، میزان اعتبار ساخت مثل تک بُعدیتی، میزان اعتبار تراکم، و میزان اعتبار متمایز تعیین می شوند.

3-3-5- میزان اعتبار معیار محور:

میزان اعتبار معیار محور درجه ای است که تا آن عملکرد روی یک ارزیابی، عملکرد آینده روی ارزیابی دیگری یا در وظیفۀ دیگری را پیش بینی می کند. برای مثال، درجه ای است که تا آن مقدار ارزیابی پروسه های مدیریت دانش به درستی یک عملکرد مدیریت دانش را تخمین می زند. بنابراین، میزان اعتبار معیار محور را می توان صادق دانست اگرکه نتیجۀ آنالیز ارتباط میان ساختها قابل توجه باشد(Gronland,1998) .

در این مطالعه، ما یک آنالیز ارتباط را با استفاده از مقدار میانگین عددی (مقیاس جمع شده) از آیتم های باقی ماندۀ نشان دهندۀ هر ساخت از طریق آنالیز فاکتور تأییدی را انجام دادیم. هدف استفاده از یک مقیاس جمع بندی شده، کاهش خطای محاسبه و افزایش نمایانگر ساخت ها در تک بعدیتی می باشد (Hair etal, 1995). بنابراین، هرچه مقدار میانگین بیشتر باشد، سازگاری بیشتری روی تعریف ساخت ها وجود دارد. جدول 7 نتیجۀ آنالیز ارتباط میان ساخت های استفاده کننده از یک مقیاس جمع بندی را نشان می دهد.

جدول 7- ماتریس ضرایب همبستگی ساخت ها

ساخت ها

M

SD

مهارت های

–T شکل

تمرکز

یادگیری

پشتیبانی IT

پروسه

مشتری

مالی

خودبازه

تمرکز

یادگیری

پشتیانی IT

پروسه

مشتری

مالی

57/4

07/3

6693/0

1

 

1

 

 

1

 

 

 

1

 

 

 

 

1

 

 

 

 

 

1

 

 

 

 

 

 

1

 

4-5- ارزیابی مدل معادلاتی ساختاری:

در این مطالعه، فرض کرده ایم که امکانات بالقوه ی مدیریت دانش بر پروسه های مدیریت دانش تأثیربگذارند، و سپس پروسه های مدیریت دانش موفق تأثیری برروی عملکرد مدیریت دانش داشته باشد. همانطور که تئوری سازی شد، روش های مختلف از کارکنان، ساختار، فرهنگ، و توانایی های IT، خروجی های دیگری را به نسبت پروسه های دانش پیش بینی می کنند، و روش های مختلف از پروسه های دانش عملکرد مدیریت دانش را پیش بینی می کنند.

همانطور که در شکل 5 نشان داده شد، ضرایب مسیر مدل تخمینی از روابط تئوری شکل 1 از لحاظ جهت وبزرگی غیر از رابطۀ میان پروسه و خودبازه، پشتیبانی می کند. دوباره این نشان می دهد که امکانات بالقوه (عدم تمرکز ساختارسازمانی، فرهنگ سازمان یادگیری، و پشتیبانی IT) در فعالیت های مدیریت دانش موفق سهیم می باشند، و فعالیت های مدیریت دانش موفق به عملکرد در مدیریت دانش منجر می شود. اشاره به این نکته مهم است که نمایش ریاضیاتی این رابطه ها با دیدگاه های تئوری مطرح شده در بخش های اولیۀ این مقاله سازگار است. سهم این نتایج یک جنبۀ تعریفی دقیق تر از این ابعاد و بینشی نسبت به بزرگی این ارتباط می باشد. اگرچه همگام های مدل گزارش شده (خصوصاً مقدار X2) باید تا حدودی با بزرگی متوسط در نظر گرفته شوند، متعادل سازی محاسبات همگام با پیچیدگی مدل مهم است (محاسبه شده توسط درجات بالای آزادی). نیروی بارگیری های آیتم، سازگار با مسیر، و موافق با تئوری، به نظر می رسد که شدیداً حاکی از این است که مدل شرح داده شده در شکل 1 بینش با ارزشی را در خصوص رابطۀ میان عملکرد سازمانی، امکانات بالقوۀ مدیریت دانش، و پروسه ها فراهم می کند. جدول 8 نتایج آزمایش فرضیه برحسب ضرایب مسیر (استاندارد شده) و مقدار t در سطح خاص 01/0 را نشان می دهد.

6- نتیجه گیری ها:

نتایج، می توانند به مدیران کمک کنند تا موقعیت های استراتژی متمایز را ایجاد کنند. استراتژی های مدیریت دانش را می توان همراه، دوبعد برای انعکاس تمرکز مدیریت دانش استفاده کرد. یک بعد به پروسه های دانش مثل دستیابی، تبدیل، استفاده و انتقال دانش، اطلاق می شود. بُعد دیگر به امکانات بالقوۀ سازمانی برای کمک به پروسه های دانش گفته می شود. استراتژی های مدیریت دانش می توانند پروسه های مدیریت دانش ضعیف را بر پایه توانایی های ذکر شده در مطالعۀ ما، افزایش داد.

دراین مطالعه، ما بر روی بحث و آنالیز مدیریت دانش بر توانایی های اصلی متمرکز شده ایم که برای تسهیل پروسۀ دانش، و سپس برای دستیابی به رقابت سازمان لازم می باشند. ما براین باوریم که این امر یک تمایز خیلی مهم است زیرا سازمان های بسیاری تمایل به برنامه های مدیریت دانش بدون توجه به پروسه ها و توانایی های کمپانی برای تضمین موفقیت، می باشند. از طریق آنالیز تئوری و آزمایش تجربی، این مطالعه به شدت از این مفهوم پشتیبانی می کند که شاید کمپانی دارای یک پیش شرط لازم برای مدیریت دانش موفق از طریق پیشرفت توانایی های کلیدی و پروسه ها باشند. نتایج ما حاکی از آن می باشند که ساختار سازمانی (عدم تمرکز) فرهنگ سازمانی یادگیری، و پشتیبانی IT از یک اساس تعریفی برای چارچوب تئوری به صورت ثبت بر جنبه های کلیدی پروسه های دانش تأثیر می گذارند. نتایج، همچنین نشان می دهند که فعالسازی پروسۀ تولید، دستیابی، تجهیز، ارائه، جای گذاری، استفاده، انتقال و محاسبۀ دانش یک دیدگاه کاربردی را برای چارچوب ترکیب دانش و تبادل آن را شکل می دهد که تأکید دارد تئوری جمع آوری دانش به طور مثبت با عملکرد سازمانی مرتبط است. علاوه براین ها، این نتایج نشان می دهند که تئوری های توانایی های دانش یک منبع غنی برای توسعۀ تجربی براساس مطالعات را فراهم می آورد که توانایی ها می توانند یک منبع مفید برای کنترل مدیریت دانش با کمپانی باشند.

اگرچه این تحقیق شاهد را با توجه به روابط میان توانایی ها، پروسه ها و عملکرد مدیریت دانش ارائه می دهد، نتایج باید در حدود درنظر گرفته شوند. اولاً، این مطالعه یک تحقیق جانبی را ارائه می کند که تأثیرات زمانی را در نظر نمی گیرد. یک مطالعه طولی برای بررسی ویژگی های دینامیک مدیریت دانش نتایج بهتری را فراهم می آورند.دوماً، برای شرکت های سودآور و نسبتاً بزرگ متمرکز شده است. نتایج ممکن است در شرکت های کوچک متفاوت باشند. نهایتاً نتایج محدود به شرکت های کره ای می باشند. عمومی سازی از یک تنظیم کره ای به دیگر کشورها باید مورد پرسش قرار بگیرند.


برچسب‌ها: عوامل انسانی ومهندسی محیط کاردر فرآیند ساخت و تولی, فرآیند ساخت و تولید, دانلود مقاله, محیط کسب و کار, مدیریت دانش
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 8:47  توسط spow  | 

ارزیابی ریسک
 
معرفی  مدل های مختلف ارزیابی ریسک ها و خطرات

امروزه استفاده از روشهای ارزیابی ریسک در صنایع مختلف رو به گسترش است به طوریکه در حال حاضر بیش از 70 نوع مختلف کیفی وکمی روش ارزیابی ریسک در دنیا وجود دارد این روش ها معمولا برای شناسایی ،کنترل و کاهش پیامدهای خطرات به کار میرود. عمده روش های موجود ارزیابی ریسک روشهای مناسب جهت ارزیابی خطرات بوده و نتایج آنها را میتوان جهت مدیریت وتصمیم گیری در خصوص کنترل و کاهش پیامدهای آن بدون نگرانی به کار برد،هر یک از صنایع بسته به نیاز خود میتواند از روشهای مذکور بهره لازم را کسب کند.این روشها نسبت به یکدیگر دارای مزایا و معایب مختلف میباشد. لذا یکی از وظایف سیستم های ایمنی و بهداشت موجود در هر صنعت(HSE) بررسی کلیه روشهای ارزیابی ریسک ها و خطرات و انتخاب روش مناسب جهت اجرا در صنعت و سازمان مطبوع خود میباشد.بطور کلی میتوان گفت که از نوع روش استفاده شده در ارزیابی ریسک وعمق ارزیابی آن تا حدی میتوان به توانایی سیستم ایمنی موجود و در نتیجه نحوه مدیریت ایمنی در صنعت مذکور پی برد.
معمولا سطح ریسک قابل قبول برای هر سازمان یا هر فرد متفاوت بوده و بستگی به منابع مالی و اقتصادی،محدودیت های تکنولوژیکی عوامل انسانی مجرب ،صلاحدید وتصمیم مدیریت وریسکهای زمینه ای مثل ریسک های مخفی دارد.
سازمان ها معمولا نیاز به سیستمی دارند که علاوه بر ارزیابی فعالیت ها و فرآیند شان بتواند در خصوص وضعیت ریسک ،تعیین معیارهای ریسک قابل تحمل و مشخص نمودن دقیق ریسک دقیق فرآیندهایشان ، و... آنان را رهنمون نماید که بسته به پیچیدگی فعالیت هر صنعت نوع سیستمی که بتواند آنان را به هدف مذکور برساند متفاوت است.لذا سازمان ها باید بتوانند از نوع روشهای ارزیابی ریسک که در این مقاله هدف بررس و مطالعه آنهاست یکی یا تلفیقی از چند مورد را انتخاب نمایند 0 در برخی از موارد و جهت پاره ای از فرآیندهای حساس به خصوص در صنایع شیمیایی تولید محصولات انفجاری و احتراقی بایستی قبل از تعیین نوع روش کلیه روشها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و بهترین روش با توجه به منابع مالی ،نیاز به اطلاعات کیفی یا کمی و یا کیفی و کمی ،محدودیت زمان ، محدودیت نیروی انسانی کارآزموده ،نوع کاربرد روش شناسایی ریسک ، مزایا و معایب هر یک از سیستم های مذکور انتخاب نمایند.
اصولا تجزیه تحلیل سیستمها یک روش پر مهارت بوده و بایستی توسط تیم کاملی از کارشناسان که نسبت به سازمان خود شناخت کامل دارند صورت پذیرد انتخاب درست روش شناسایی ریسک به کارایی روش انتخابی و تعیین دقیق ریسک ها می انجامد ، همچنین در صورتیکه ریسک هر فرآیند به درستی شناخته شده باشد تعیین ریسک قابل قبول و اقدامات اصلاحی جهت کاهش ریسک ملموس تر است.
دراین مرحله به ایمنی سیستم ها میپردازیم:
ایمنی سیستم:
شاخه ای از مهندسی سیستم است که با به کار گیری اصول علمی ،مهندسی،و مدیریتی ،در پی دستیابی به ایمنی مناسب و کافی،شناسایی به هنگام خطرات و آغاز مقدمات پیش گیری کننده در کل عمر سیستم با در نظر گرفتن محدودیت های بازده،زمان و هزینه است
تاریخچه:
مفاهیم اولیه ایمنی سیستم :
سیستم مجموعه ای از دستورالعمل ها و تجهیزات که برای انجام یک کار یا مجموعه ای از کارهای معین میباشد
عوامل طرح ایمنی:
1. برنامه ریزی اولیه : که در این مرحله اهداف کلی و جزئی تعریف میگردد.
2. طراحی :برنامه در طراحی جزئی تر شده و نقشه ،پارامتر ها و ویژگی ها ی طراحی تدوین میگردند.
3. اجراء:برنامه ها به اجراء در می آیند با توجه به اینکه با هزینه های فراوان همراه است این مرحله خیلی مهم است
4. بهره برداری :در این مرحله تلاش های فرآیند سیستم جنبه عملی پیدا خواهد نمود

ارزیابی سیستم ها و روشهای آن:
عبارتست از به کار بردن اطلاعات در دسترس برای شناسایی خطرات و تخمین ریسک ناشی از آنها برای افراد ،جمعیت،دارایی ها یا محیط است.
مراحل ارزیابی سیستم:
دارای سه عنصر اصلی است
الف- شناسایی خطرات
ب- ارزیابی ریسک خطرات شناسایی شده
ج- ارائه پیشنهاد هایی برای اقدامات ایمنی
برنامه ریزی برای انجام وا کاوی ایمنی :
1. آنچه باید ارزیابی شود با در نظر گفتن محدودیت ها و فرضیات
2. هدف ارزیابی (یافتن راههایی برای افزایش ایمنی و یا کلی ایمنی)
3. انتخاب روش و دستورالعمل
گرد آوری اطلاعات:
طراحی فنی سیستم
نحوه عملکرد
حوادث قبلی
شناسایی خطرات
شناسایی خطرات:هنگامی که یک روش ویژه به کار برده میشود در برخی از خطرات شناسایی شده که ممکن است برخی از خطرات دیگر از نظر دور بمانند شناسایی در ارزیابی بخش اصلی و کشف منابع عمده خطر و عواملی که ممکن است به عنوان آغازگر و چاشنی بروز حادثه عمل میکند باید هدف اصلی باشد.
ارزیابی ریسک:
• کمی
• کیفی
کمی:احتمال وقوع یک حادثه خاص و پیامدهای آن محاسبه یا برآورد میگردد و سپس از معیار عددی بدست آمده برای قضاوت در مورد پذیرفتنی بودن ریسک خطرات استفاده میشود انجام برآورد عددی مشکل است لذا روش کیفی کاربرد بیشتری دارد.
پیشنهاد اقدامات ایمنی :
شدت و احتمال وقوع شاخص مناسبی را برای تعیین اولویت های خطر فراهم مینماید هر چه احتمال وقوع کوچک باشد خطر پذیرفتنی تر است.
هر اندازه از عمر سیستم گذشته باشد انجام تغییرات برای کاهش ریسک آنها پر هزینه تر است مجموعه اقدامات از لحاظ اولویت بندی مهم هستند.
1- تغییر در طراحی
برای کاهش ریسک اگر نتوان خطری را در هنگام طراحی حذف نمود باید ریسک ناشی از آن خطر به وسیله گزینه های مختلف تا سطح پذیرفتنی کاهش یابد
استفاده از تجهیزات ایمنی در سیستم :
اگر نتوان خطرات را حذف نمود یا ریسک آن ها را کاهش داد بایستی با کاربرد کنترل های مهندسی و ابزارهای ایمنی آنها را کاهش داد و بهتر است بازرسی دوره ای در کارکرد و نگهداری ابزارهای ایمنی در نظر گرفته شود.
در صورتیکه کنترل ها منجر به کاهش ریسک نگردیدند باید ابزارهایی به کار گرفت که شرایط خطرناک را شناسایی کرده وبا ایجاد علایم مناسب کارکنان را از خطر آگاه کند.
استفاده از روشهای کنترل مدیریت و اجرایی مانند تدوین دستورالعمل ها و آموزش کارکنان بهره باید بردولیکن با توجه به اینکه نرخ خطاهای انسانی به عنوان مهم ترین عامل ها ی بروز حوادث معمولا از نرخ وسایل الکترومکانیکی بیشتر است این اقدام کنترلی به عنوان مهمترین عامل بروز حوادث معمولا از نرخ وسایل الکترومکانیکی بیشتر است این اقدام کنترلی به عنوان کم اثر ترین وآخرین راه برای کنترل خطرات استفاده میشود.
پذیرش ریسک:
بالاخره مقداری از ریسک بایستی پذیرفته شود.
ارزیابی های تکمیلی،بررسی های کامل تر،وکاربرد روشهای مکمل
جمع بندی:با جمع بندی نتایج کار پایان خواهد پذیرفت که شامل یک فهرست از خطرات مشاهده شده ،پیشنهاداتی برای انجام اقدامات ایمنی و...
اجرای اقدامات ایمنی وپیگیری ارزیابی
برنامه های ایمنی تلاش دارند تا به نزدیک ترین دز ممکن به قابلیت اعتماد صد در صد دست یابند
ارزیابی مقدماتی خطر به روش Preliminary Hazard Analysis(PHA):
هدف:شناسایی مناطق بحرانی در سیستم ،شناسایی نسبی خطرها و توجه به معیارهای طراحی ایمن است در واقع این روش شناسایی خطرات اولیه میباشد که در آن از تجارب کامل ایمنی موجود استفاده شده و از معایب آن این است که نمیتوان اطمینان حاصل کرد که همه خطرات کشف شده اند.
فهرست مقدماتی خطرPreliminary Hazard List (PHL) :
شکل ابتدایی و کاملا تجربی

روش HAZOP :
این روش کیفی بوده و برای شناسایی ریسک های بسیار خطرناک به کار میرود و همچنین از تیمی متخصص در همه علوم بهره گرفته میشود.
هدف:شناسایی خطرات بالقوه فرآیند که قبل از آن نیز انحراف سیستم از اهداف تعیین شده شناسایی میگردد.
این روش برای سیستم های پیچیده مناسب بوده و سخت افزار سیستم را به گونه ای جامع بررسی مینماید نتایج حاصل نیز بسیار مفصل و دقیق هستند.
معایب:وقت گیر بوده و امکان حصول نتیجه در نقص های چند عاملی وجود ندارد.
شرح کار:تیم منتخب تلفیق عبارات راهنما (هیچ،بیشتر،کمتر،معکوس)که در مورد فرآیند صادق است وبا حالات مختلف و وضعیت های فرآیند (جریان ،فشار،دما و...) ارتباط پیدا میکند.را از طریق طوفان ذهنی بررسی کرده و میتواند انحرافات احتمالی بدترین پیامد را دنبال نماید.
چه میشود اگر(WHAT IF METOD) :
در این روش با پرسش نتایج حاصل از وقوع یک رویداد مشخص ریسک ها شناسایی شده و روش های کنترل پیشنهاد میگردد.
هدف:شناسایی اثرات رویداد های ناخواسته بر سیستم
ارزیابی ریسک زیر سیستم (SSHA)Sub System Hazard Analysis:
برای شناسایی خطرات ناشی از طراحی سیستم های بزرگ انجام میگردد.
خطاها ،نقص ها و تجهیزات ،نرم افزارها و خطاهای انسانی به صورت جداگانه یا همراه همدیگر بررسی میشوند.
معمولا این روش با توجه به پیچیدگی زیر سیستم توسط سازنده وسیله مذکور صورت میگرد.
ارزیابی ریسک به روش SHA System Hazard Analysis :
این روش وضعیت ایمنی کل سیستم را ارزیابی میکند و خروجی و نتایج روش SSHA را جمع بندی میکند.
این روش در واقع ارتباط زیر سیستم ها را از لحاظ موارد ذیل بررسی مینماید.
مطابقت با معیارهای ایمنی
مجموعه ای از رویداد های خطرناک که سبب نقص میشود به شرح ذیل است:
• تغییرات در طراحی
• عملکرد کنترل سیستمی
• عملکرد کنترل انسانی
روش SHA در برگیرنده خطرات کشف شده در SSHA ونیز توصیف این خطرات خواهد بود
ارزیابی ریسک به روش O&SHA :
بر خلاف اغلب روشها این روش با هدف:شناسایی و ارزیابی خطرات محیط ،کارکنان،و روشهای انجام کار و تجهیزات به کار گرفته شده در سراسر عملکرد سیستم را بررسی می نماید.روش O&SHA خطرات ناشی از انجام فعالیت ها یا وظائف افراد را شناسایی ،ثبت و ارزیابی مینماید.
که شامل موارد ذیل میباشد:
• تغییرات برنامه ریزی شده سیستم
• واسطه ها ورابط های تاسیسات ودستگا ه ها
• محیط های برنامه ریزی شده ،وسایل پشتیبانی ودیگر تجهیزات
• توانایی فعالیت ها یا وظائف
• اثرات وظائف هم زمان و محدودیت های آن
• نیازمندیهای سیستم به پرسنل ایمنی و بهداشت
• پتانسیل وقوع رویداد
ارزیابی درخت خطا FTA :
در این روش یک وضعیت نامطلوب یا بحرانی در نظر گرفته شده سپس با توجه به محیط و عملکرد سیستم همه راه هایی که میتوانند سبب بروز آن وضعیت ناخواسته و نامطلوب شوند جستجو میگردد.
در واقع درخت خطا یک مدل تصویری از خطا را فراهم میآورد.
FTA یک مدل کیفی است که میتوان آنرا به شکل کمی اجرا نمود.
ارزیابی خطرات نرم افزار SWHA
این روش خطاهای نرم افزاری را بررسی می نماید شامل:
• خطاهای برنامه نویسان
• خطاهای خصوصیات نادرست نرم افزار ناشی از عدم درک کامل سیستم از عملکرد آن
روش شناسایی کانون خطرات FMEA :
تمرکز بر نقص هایی است که یک وضعیت غیر قابل اعتماد در سیستم را بو جود میآورد(قابلیت اعتماد دارد).
جزء مورد بررسی چگونه میتواند خراب شده و یا از کار بیافتد.
نتایج خرابی در سیستم مذکور چگونه خواهد بود.
غفلت مدیریت و درخت ریسک MORT:
این روش دو مفهوم را موردبررسی قرار میدهد
ریسک های پذیرفته شده و سهل انگاری وغفلت
در MORT رویداد اصلی همان زیان است
روش ردیابی انرژی و ارزیابی حفاظها ETBA :
تمرکز بر وجود انرژی در سیستم و موانع موجود برای کنترل انرژی.

روش Aden.S.L.J.Heat :
یک فرم ساده با توجه به احتمال خطر و شدت خطر.
روش Kroner
شامل درجه بندی ریسک برای خطرات معین با ضرب شدت در تکرار خطر
روش William Fine
این روش ریسک را تابعی از احتمال وقوع خطر ،پیامد ناشی از آن ومیزان تماس با خطرمیداند.
روش M.Toak
برای ارزیابی ریسک چهار عامل شدت آسیب ، احتمال آسیب
روش Robert N.Anderson
ارزیابی ریسک را بر اساس دو عنصر اولیه ریسک یعنی شدت آسیب واحتمال وقوع یک خطر بنا نهاده است که احتمال وقوع خطر بر اساس میزان تماس با خطر ،تعداد افرادیکه با خطر مواجهند،فاکتورهای محیطی وقابلیت اعتماد عملکرد ایمنی تعیین مینماید

روش یا الگوی سازمان HSE انگلستان
این روش شامل پنج مرحله است:
1. شناسایی خطرات
2. چه کسی وچگونه ممکن است آسیب ببیند
3. ارزیابی ریسک ناشی از خطر
4. ثبت یافته ها
5. بازنگری ارزیابی
روش Rolin Geronsin
این روش نیز ارزیابی ریسک را فرآیند برآورد احتمال وقوع یک رویداد واهمیت یا شدت اثرات زیان آور آن در نظر میگیرند.
روش Sue cox وRobin Tait
ارزیابی ریسک را در دوبخش تجزیه تحلیل ریسک و ارزشیابی ریسک در نظر میگیرند که ماتریس ارزیابی ریسک بر اساس پیامدو احتمال وقوع خطر استوار است.
روش Nick w.hurst
این روش ارزیابی ریسک را در قالب برآورد ریسک وارزشیابی ریسک مورد مطالعه قرار میدهد بطوریکه در برآورد ریسک،بزرگی ریسک ودر ارزشیابی ،میزان اهمیت ریسک تعیین میشود.
روش Milery w.merkhofer,Vinceent T.Covello
فرآیند ارزیابی ریسک شامل ارزیابی آزاد سازی (عوامل ریسک)ارزیابی تماس ،ارزیابی پیامد وبرآورد ریسک میدانند.
روش Lars Harms – Ringdahl
ارزیابی ریسک را تابعی از احتمال وقوع حادثه و پیامد ناشی از آن در نظر میگیرد وآنرا به صورت سه دسته ارزیابی غیر رسمی ، ارزیابی کیفی وارزیابی کمی تقسیم بندی میکند


برچسب‌ها: ارزیابی ریسک, ایمنی, ایمنی بهداشت محیط زیست HSE, دانلود مقاله, مدیریت ریسک ایمنی سیستم ارزیابی ریسک دانلود
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 22:42  توسط spow  | 

پایان نامه مهندسی مکانیک گرایش ساخت و تولید

با عنوان:

 قالب های فورج و آشنایی با نرم افزار MSC SUPER FORGE 



شماره پروژه : 282

چکیده

موضوع پروژه حاضر قالب های فورج، وهدف ازانتخاب پروژه حاضراین است كه صنعت فورج در بین تمام فرایند های تولید دارای جایگاه ویژه ای است زیرا كمك می كندتا قطعات با خواص مكانیكی عالی با كمترین اتلاف ماده تولید شود.بدلیل اینكه هزینه های روز افزون ماده،انرژی وبویژه نیروی انسانی بالاست و روش فورج براساس تجربه وخطا می باشد ما در این پروژه سعی كرده ایم با استفاده از روش های محاسباتی و كامپیوتری CAD-CAM F وبویژه شبیه سازی كامپیوتری مبتنی بر تحلیل اجزای محدوداصول طراحی قالب های فورج رابیان كنیم.وباتوجه به اینكه ماده بطور مومسان تغیر شكل می یابد تا شكل محصل مورد نظر را ایجاد كند جریان فلز توسط عواملی مانند:هندسه ابزار شرایط اصطكاكی ومشخصه ماده خام و شرایط حرارتی موجود درناحیه تغییر شكل.جزئیات جریان فلز ،كیفیت وخواص محصول شكل یافته ونیرو وانرژی مورد نیاز فرایند را تحت تاثیر قرار می دهد. مكانیك تغییر شكل، یعنی جریان فلز ،كرنش ها،نرخ كرنش هاوتنش ها را می توان باكمك یكی از روش های تقریبی تحلیلی مورد بررسی قرار داد.كه در این پروژه سعی شده است مكانیك تغییر شكل را به كمك نرم افزارMSC SUPER FORGE نشان دهیم. روش تحقیق برای این پایان نامه بیشتر بر حسب اطلاعات تجربی در مورد این قالب ها و همچنین مراجعه به منابع مختلف در رابطه با این موضوع از  جمله کتابها، اینترنت،مجلات ساخت وتولید و ... صورت گرفته است. نتایج بدست آمده از این تحقیق این است که علاوه بر اینکه با قالب های فورج و طرز کار این قالب ها آشنا می شویم نیز نکات مهمی که در حین کار کردن با این قالب ها و چگونگی طراحی آن ها و اینکه برای طراحی یک قالب باید ابتدا از کجا شروع کرد آشنایی پیدا می کنیم و مطالب طوری آورده شده که حتی کسانی که با صنعت فورج آشنایی زیادی ندارند با مطالعه این تحقیق بتوانند نیاز های خودشان را برطرف کنند و با این روش به طور کامل آشنا شوند.



1-1    مقدمه   
1-2    سیلان وتغییر شكل در فرایند فرج   
1-3    هدف از فرجینگ   
1-3-1 تغییر شكل های ناخالصی های داخل قطعه   
1-3-2 جدایش   
1-3-3 مك و حفره های ریز   


فصل دوم : انواع روش های فورجینگ

2-1 مقدمه   
2-2انواع فورج نسبت دمای ان   
2-2-1فورج داغ   
2-2-2فورج گرم   
2-2-3فورج سرد   
2-2-4فورج همدما یا ایزوترمال   
2-3انواع فورج از جهت فرم وشكل قالب   
2-3-1 فورج با قالب باز   
2-3-2فورج با قالب بسته   


فصل سوم : قالب های فورج وعملیات اهنگری

3- 1مقدمه   
3- 2 اهنگری در قالب های باز   
3- 3 اهنگری در قالب بسته   
3-3-1دسته بندی اهنگری در قالب بسته   

فصل چهارم :  اصول طراحی قالب های فورج

4-1 مقدمه   
4-2 متغیر های فرایند اهنگری   
4-3 مواد اهنگری   

4-4  اصطكاك وروانكاری   
4-5  طراحی قالب های فورج   
4- 6 عوامل موثر درطراحی قالب های اهنگری   
4-6-1 ترتیبات ترمودیینامیكی عملیات اهنگری   
4-6-2 پیچیدگی شكل قطعه وقالب   
4-6-3 طراحی پیش فرم   
4-6-4 سطح جدایش   
4-6-5 فرورفتگی حفره قالب   
4-6- 6 طراحی منطقه تجمع سر ریز قالب   
4-6-7پیش بینی تنش ها وبار های اهنگری   
4-7 محاسبه وطراحی ابعاد بیرونی قالب اهنگری   
4- 8 قالب دور بری اهنگری   

فصل پنجم: چكش ها و پرس های اهنگری

5-1 مقدمه   
5-2 چكش ها   
5-3 پرس های مكانیكی   
5-4 پرس های هیدرولیكی   
5-5 پرس های پیچی   

فصل ششم: محاسبات طراحی یك قطعه دیسكی
 
فصل هفتم: اشنایی با نرم افزار MSC.SUPER FORGE

7- 1مقدمه   
7-2 نمای ظاهری نرم افزار   
7-3 مراحل اصلی تعریف فرایند اهنگری   
7-4 ایجاد یك پروژه جدید   
7-5 وارد نمودن مدل هایی برای قالب و قطعه كار   
7-6 موقعیت دهی صحیح قطعه كار وقالب ها نسبت به یكدیگر   
7-7 تعیین جنس قطعه كار   
7-8 انتخاب نوع پرس   
7-9 تعین نوع اصطكاك در فرایند   
7-10 تعیین انتقال حرارت برای فرایند   
7-11 تنظیمات مربوط به شبیه سازی   
7-12مشاهده نتایج   
7-13 مشاهده انالیز فرایند   

منابع

نمونه صفحات پروژه


تعداد صفحات  : 125 صفحه

فرمت:Doc-word 2003

قیمت : 50000 تومان

  نحوه خرید محصولات وبلاگ مهندسی مکانیک

برای خرید این پروژه با ما در ارتباط باشید

mechanic_spa@yahoo.com

matrix.spa@gmail.com


برچسب‌ها: دانلود پایان نامه, پایان نامه, پایان نامه مهندسی مکانیک, پایان نامه مهندسی مکانیک گرایش ساخت و تولید, قالب های فورج و آشنایی با نرم افزار MSC SUPER FORG
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 22:33  توسط spow  | 

دانلود کتاب کمپرسورها انتخاب و اندازه ویرایش دوم

Compressors Selection and Sizing 2nd Free Download

کتاب کمپرسورها انتخاب و اندازه ویرایش دوم نوشته رایس براون یکی از کاملترین رفرنس ها با موضوع کمپرسورها و اشنایی با فرایند انتخاب و سایز کمپرسور و بهره برداری و نگهداری کمپرسور می باشد.

کتاب کمپرسور رایس براون در بیش از 570 صفحه در دوازده فصل و چهار ضمیمه در این پست برای دانلود تقدیم حضورتان می گردد.

فهرست مطالب کتاب کمپرسورها انتخاب و اندازه ویرایش دوم رایس براون به شرح زیر می باشد :

فصل 1 : مروری بر کمپرسورها

فصل 2 : روابط اساسی در کمپرسورها

فصل 3 : کمپرسورهای رفت و برگشتی

فصل 4 : کمپرسورهای دوار

فصل 5 : کمپرسورهای سانتریفیوژ

فصل 6 : کمپرسورهای محوری

فصل 7 : درایورهای کمپرسور

فصل 8 : متعلقات و تجهیزات جانبی کمپرسورها

فصل 9 : مسائل دینامیکی کمپرسورها

فصل 10 : تست های کمپرسور و مسائل بهره برداری

فصل 11 : راهنما و اصول خرید کمپرسور

فصل 12 : مسائل اعتمادپذیری در خرید و بهره برداری کمپرسور

برای دانلود کتاب کمپرسورها انتخاب و اندازه رایس براون ویرایش دوم به لینک زیر مراجعه فرمایید :

دانلود کنید.

پسورد : www.spowpowerplant.blogfa.com


برچسب‌ها: دانلود کتاب کمپرسورها انتخاب و اندازه ویرایش دوم, ;هیدرولیک و پنوماتیک, کمپرسور, کمپرسور محوری شعاعی سانتریفیوژ نیروگاه رفت و برگشت, Compressors Selection and Sizing 2nd Free Download
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 22:25  توسط spow  | 


روشهای رسوب زدایی ولایروبی تالابها،دریاچه ها و سدها

چکیده

مخازن سدها ،دریاچه ها و تالاب ها جزء پتانسیل های ارزشمند اقتصادی فرهنگی ،علمی و منابع پر انرژی هستند که حفاظت و  مراقبت از آنها از اهمیت ویژه ای  برخوردار است.
آنها در واقع مانند کیسه های هوایی کره زمین عمل کرده و باعث حفظ بقای موجودات زنده میشوند.لذا کنترل رسوبات امری اجتناب ناپذیر است.
روشهای موجود برای حذف این رسوبات شامل لایروبی مکانیکی و هیدرولیکی و استفاده از تله های رسوبگیر در دهانه رودخانه ها و احداث آبراهه  و حوضچه هایی به ابعاد بزرگ است  که قبل از ورود رسوبات به محل آنها را در خود انباشت میکنند و مانع ورود رسوبات به محل مورد نظر میشوند.هر یک از این روشها محاسن و معایب خاص خود را دارند که در این مقاله  مورد بررسی قرار گرفته و ازلحاظ اقتصادی ارزیابی میشوند.

مقدمه

عامل اصلی آلودگی منابع آبی ،گسترش جمعیت و به تبع آن افزایش واحدهای مسکونی ،تجاری و صنعتی است که با داشتن اطاعات زیست محیطی و تخصیص اعتبارات مالی زیر بنایی میتوان مشکلات رسوب گذاری منابع آبی را مرتفع کرد.نمونه برداری و عملیات مربوط به مواد و مصالح رسوبی نیازمند صرف هزینه زیاد و به کار گیری نیروی انسانی و تجهیزات فنی پیشرفته است.هدف از این تحقیق ، بررسی انواع لایروبها  با ذکر مشخصات مربوطه و راهکارهای کلی برای رفع رسوب میباشد که در نهایت روشهای لایروبی تالابها و مخازن آبی و سدها  بیان میشود.

متن کامل مقاله روشهای رسوب زدایی ولایروبی تالابها،دریاچه ها و سدها را از لینک زیر دریافت نمایید :

دانلود کنید.

پسورد : www.mechanicspa.mihanblog.com


برچسب‌ها: روشهای رسوب زدایی ولایروبی تالابها دریاچه ها و سده, ایمنی بهداشت محیط زیست HSE, دانلود مقاله, سد و شبکه نیروگاه ابی لایروبی رسوب زدایی, دانلود مقالات مهندسی عمران
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۳ساعت 22:21  توسط spow  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر